فرح ستوده|
در ايام كودكي تحت تربيت پدر قرار گرفت، سپس به مدرسه رفت و در دوره راهنمايي شاگرد ممتاز شد و در سال 1343 با نمرات عالي ديپلم گرفت و آن گاه به علت علاقه به علوم ديني به «مدرسه جعفريه» رفت و در محضر آقاي حاجي غلام جعفر لقمان ادبيات عرب را آموخت و به مرحله سطح رسيد. در سال 1346 به نجف رفت و در مدرسه «شبريه» و سپس مدرسه «دارالحكمه» سكونت كرد و از محضر شهيد آيتالله مدني و آيتالله مرتضوي بهرهها برگرفت. وي به شهيد مدني ارادت فراوان داشت و همواره ملاقات با ايشان را نقطه آغاز تحول در زندگي خود ميدانست و از طريق ايشان با امام خميني آشنا شد و چنان شيفته و مجذوب شخصيت امام گرديد كه همواره در نماز جماعت ايشان حضور پيدا ميكرد.او در كنار تحصيل علم به فعاليتهاي سياسي پرداخت و به همين دليل بالاخره در سال 1973 ميلادي از نجف اخراج شد. او قبل از ترك عراق به محضر امام رسيد و ايشان وكالتنامهاي را به شهيد عارف الحسيني دادند كه به هنگام بازرسي در مرز از او گرفته شد. شهيد پس از اخراج از عراق به پاكستان برگشت و در آنجا ازدواج كرد و صاحب 5 پسر و 2 دختر گرديد. در سال 53 دوباره به سمت نجف حركت كرد، اما دولت عراق به او ويزا نداد و لذا به حوزه علميه قم رفت و در آنجا از محضر بزرگاني چون شهيد مطهري، آيت الله مكارم شيرازي، آيت الله وحيد خراساني، آيت الله جواد تبريزي، آيت الله محسن حرم پناهي و آيت الله سيد كاظم حائري استفاده برد. در اين برهه مبارزات امام به اوج خود رسيده بود و شهيد حسيني هم در تظاهرات عليه رژيم شركت و ساير طلاب پاكستاني را هم به اين كار تشويق ميكرد. سرانجام حكم اخراج او توسط رژيم شاه صادر شد و بهناچار به پاكستان رفت و در آنجا به افشاگري درباره ماهيت رژيم شاه و تبيين حركت امام پرداخت. او همواره امام را به عنوان ولي امر مسلمين جهان و رهبر جهان اسلام معرفي ميكرد. روحانيون كممايه با افكار او به مخالفت پرداختند، ولي شهيد حسيني با قاطعيت به مبارزات خود ادامه داد. در سال 1980 در پي حوادث خونين پاراچنار و طرفداري حكومت پاكستان از قاتلان و متجاوزان، روز عيد فطر آن سال را «روز سياه» ناميد و با تشكيل اجتماعات مردمي، اعتراض خود را به اين حركت حكومت تداوم بخشيد. وي در 21 سپتامبر 1980 دستگير شد و به زندان افتاد، اما در پي اعتراضات مردمي، پس از 22 روز آزاد گرديد. وي در كنار فعاليتهاي سياسي به تدريس علوم ديني در مدرسه جعفريه پاراچنار پرداخت و در عين حال از هدايت و تعليم و تربيت مردم هم غافل نبود و با تشكيل جلسات درس و سخنرانيهاي روشنگرانه به تنوير افكار عمومي پرداخت.
در سال 1364 مدرسه علميه «جامعه معارف اسلاميه» را در پيشاور پاكستان تاسيس كرد كه از بزرگترين مراكز علمي آن كشور به شمار ميرود. اين مدرسه پس از شهادت وي به نام «شهيد عارف حسين الحسيني» نامگذاري شد. او در سراسر پاكستان به تاسيس مساجد، حسينيهها و مدارس بسياري همت گماشت. شهيد در سال 1368 به سازمان «نهضت اجرائي فقه جعفري» پيوست و با فتواي مفتي جعفر حسين به عضويت شورايعالي آن در آمد. در سال 1359 در تشكيل اجتماع عظيمي در اسلامآباد عليه اقدامات دولت پاكستان نقش عمدهاي داشت.
در 17 شهريور 1362 مفتي جعفر فوت كرد و در 21 بهمن همان سال در جلسه فوقالعاده شورايعالي «نهضت اجراي فقه جعفري» به اتفاق آرا به عنوان رهبر انتخاب شد. او پس از انتخاب، اين سازمان را بازسازي و در سطح كشور فعال كرد. او به بسياري از شهرهاي پاكستان سفر كرد و از نزديك با مشكلات مردم آشنا شد. در 15 تير 1366 سازمان را يك حزب سياسي اعلام و تز «جدايي دين از سياست» را نفي كرد. وي با جنبشها و نهضتهاي اسلامي سراسر دنيا ارتباط نزديك داشت و پاكستان را حلقهاي از سلسله انقلاب جهاني اسلام ميدانست. او پس از انتخاب به عنوان رهبر از پاراچنار به پيشاور رفت و بر فعاليتهاي اجتماعي و فرهنگي خود افزود. سرانجام در 14 مرداد 1367 هنگامي كه براي مراسم سخنراني از پاراچنار عازم پيشاور بود، بعد از نماز صبح در مدرسه علميه جامعه المعارف الاسلاميه هدف گلوله قرار گرفت و وي پس از انتقال به بيمارستان به شهادت رسيد.