
1- ديروز مراسم تنفيد رياست محترم جمهوري جناب حجتالاسلام حاج شيخ حسن روحاني در محضر رهبر معظم انقلاب برگزار شد و ايشان براي يك دوره چهار ساله به عنوان رئيسجمهور ايران از سوي حضرت آيتالله العظمي خامنهاي منصوب گرديدند. همزمان با اين انتصاب كه پس از تنفيذ رأي مردم شريف ايران اسلامي صورت پذيرفت، دوره رياستجمهوري هشت ساله جناب آقاي دكتر محموداحمدينژاد با همه فراز و فرودها پايان پذيرفت و رسماً سكان اجرايي كشور به دست رئيس جمهور منتخب سپرده شد.
2- امروز اولين روز كاري رئيسجمهور جديد است كه با مراسم تحليف وي در مجلس شوراي اسلامي آغاز ميشود و اين آغازي است بر پايان دوره رياستجمهوري احمدينژاد. البته پاياني بر دوره رياست احمدينژاد به جمهور و نه پايان دوران احمدينژاد! احمدينژاد مردي بود كه از ميان مردم به پا خاست. مردمي بود و سادهزيست، پرانرژي بود و پركار، زحمتكش و بيريا، تلاشگر و مخلص. شعارهاي انقلاب را سر دست گرفت و به آنها افتخار نمود. شعار عدالت را از حاشيه به متن آورد. حلقههاي بسته مديريتي را شكست و نسل جديدي از نخبگان و جوانان را وارد مديريت كشور نمود و نشان داد روحيه انقلابي و جواني كارگشا و راهگشاست. به همه ثابت نمود تعداد اندكي كه خود را مدير بالاصاله ميدانند و ديگران را نه شايسته مديريت ميدانند نه لايق اداره كشور،در برابر همت و توان انقلابيون و جوانان مؤمن ياراي مقاومت و عرض اندام ندارند. از طرح شعارهاي انقلاب در مجامع جهاني خجالت نكشيد و مبارزه با غده سرطاني اسرائيل را در دستور كار جدي خويش قرار داد. اينها و بسياري از موارد ديگر اقدامات ارزشمندي است كه اثر آن تا سالها در پيكره مديريتي كشور و اذهان آحاد مردم باقي خواهد ماند.
3- بدون ترديد آثار عملكردها و رفتارهاي خوب و بد احمدينژاد كه چه بسا بتوان از آنها به عنوان» مكتب احمدينژاد» ياد كرد تا مدتها باقي خواهند ماند و به ويژه در فضاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي جامعه نقش ايفا خواهند نمود. قطعاً يكي از نكات برجسته رفتاري احمدينژاد مردمي بودن وي، حضور در ميان بدنه مردم، به ويژه طبقه متوسط و ضعيف جامعه است. رفتاري كه كاملاً منطبق بر آموزههاي ديني و انقلابي ماست. سفرهاي استاني و سركشي از محرومترين نقاط كشور، حضور در ميان بدنه مردم به بهانههاي گوناگون، اهميت بخشي به مكاتبات و نامههاي مردم و تلاش براي حل گرفتاريها و معضلات ايشان، بردن اعتبارات ملي به استانها و نظارت بر طرحهاي در حال اجرا در شهرستانها و روستاهاي دوردست، آشنا نمودن هيئت دولت با مباحث منطقهاي و بومي از نزديك با تشكيل جلسات هيئت دولت در استانها و حتي نوع پوشش و گويش وي حكايت از مردمي بودن او داشت. اينها بخشي از همانهايي است كه باعث ميشود دلمان براي احمدينژاد تنگ شود و مطمئناً دل مردم نيز براي او تنگ خواهد شد. البته خواننده گرامي توجه دارد كه ذكر اين دلتنگي به مفهوم فراموشي يا ناديده گرفتن زواياي منفي مكتب احمدينژاد كه تا همين الان آثار مخربي نيز در نوع رفتار بخشي از سياسيون و گروههاي سياسي ما گذاشته است نيست.
مواردي از قبيل دلبستگيهاي بيش از حد به برخي از اطرافيان و چشمپوشي از ايرادات ايشان و عدم توجه به نظرات طرفداران و دلسوزان در اين خصوص، تقابل با برخي از موارد قانوني، ايجاد تزاحم ميان قوا، يكدندگي و گاهي لجبازي در تصميمگيريها يا اقدامات اجرايي كشور، توجه افراطي و غيرمنطقي به برخي امور متافيزيكي بخشي از اين موارد است كه قطعاً مورد تأييد نيست.
4- و حالا اما زمان مناسبي است كه منصفانه به دوران دولتهاي نهم و دهم نگريسته شود. مدت زمامداري احمدينژاد تمام شده و آينه تمام نماي خدمات اين دولت در پيش چشمان همه است. بيشك در اين دو دولت به اندازه تمامي 16 سال قبل از آن كار انجام شد، سازندگي اتفاق افتاد و در جهت رفع مشكلات مردم تلاش گرديد. هدفمندي يارانهها كه تكليف دولتهاي قبلي بر اجراي آن قرار گرفته و به سرانجام نرسيده بود به مرحله اجرا درآمد و سهام عدالت ميان مردم توزيع گرديد و گامي ديگر در مسير تحقق عدالت اجتماعي مورد نظر شعارهاي انقلاب اسلامي برداشته شد. زحماتي كه در اين دولت از سوي احمدينژاد و تيم همكارش كشيده شد در دولتهاي قبل از وي كم سابقه و اكثراً بدون سابقه است. سؤالي كه اين روزها ذهن هر منصف مطلعي را به خود مشغول ميسازد اين است كه آيا پاستور ديگر به خود چنين رئيسجمهور مردمي، تلاشگر و انقلابي را خواهد ديد؟! آيا باز هم جمهور شاهد رئيسي خواهد بود كه اموالش را پس از دوره رياستجمهوري به قوه قضائيه اعلام نمايد كه آن هم تنها اندكي افزايش نسبت به ابتداي دوران مسئوليتش داشته باشد يا اينكه مانند دو رئيس قبلي جمهور حتي از اعلام اموال نيز بر طبق قانون امتناع خواهند نمود؟! اين چنين است كه معتقدم دلمان براي احمدينژاد تنگ ميشود.