بهمن ماه سال ۹۰ مأموران پليس از ماجراي مرگ مشكوك زن جواني در يكي از بيمارستانهاي شهر قدس با خبر شدند و خودشان را به محل رساندند. اولين بررسيها نشان داد زن جواني به نام طاهره به طور مشكوكي در خانهاش فوت شده است. خواهر او به پليس گفت: امروز ظهر ميهمان خواهرم بودم. وقتي به خانهاش رسيدم، در حياط باز بود. به ماجرا مشكوك شدم. بعد هم وارد حياط خانه شدم و خواهرم را صدا زدم اما وقتي جوابم را نداد، بيشتر نگران شدم تا اينكه در اتاق پذيرايي جسد او را پيدا كردم. بررسيهاي تيم جنايي نشان داد طاهره بر اثر فشار بر عناصر حياتي گردن به قتل رسيده و مقداري طلا هم از خانهاش سرقت شده است.
كارآگاهان سرانجام به زني در همسايگي مقتول مظنون شدند و او را بازداشت كردند. وي در اولين بازجوييها به جرم خودش اقرار كرد و گفت كه با همدستي پسرش زن همسايه را به قتل رسانده و طلاهاي او را سرقت كرده است. او گفت: به خاطر مشكل مالي، نقشه سرقت را طراحي و همراه پسرم آن را اجرا كردم تا با پول دزدي بدهيهايم را بدهم. پسر نوجوان هم بازداشت شد و به جرم خودش اقرار كرد.
با تكميل تحقيقات، پرونده براي محاكمه به شعبه ۱۱۳دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد و مادر و پسر پاي ميز محاكمه قرار گرفتند. زن جوان در جلسه دادگاه ادعا كرد به تنهايي مرتكب قتل شده و پسرش در جريان قتل حضور نداشته است.
پسر نوجوان هم گفت: روز حادثه وقتي خودم را به خانه طاهره رساندم، مادرم مرتكب قتل شده بود. بعد هم همراه مادرم به طلافروشي رفتيم و طلاها را فروختيم. قضات دادگاه بعد از شنيدن دفاعيات دو متهم وارد شور شدند و از آن جا كه پسر نوجوان به بلوغ شرعي نرسيده بود، او را از اتهام شركت در قتل تبرئه و به پرداخت ديه محكوم كردند. زن جوان هم به اتهام قتل به قصاص محكوم شد.