عضي واژههاي ورزشي، قدمت زيادي ندارند و خيلي قديمي نيستند، اما بهرغم سن و سال كمي كه دارند، پيشرفتشان قابل توجه است. مثل واژه زشت و قبيح تباني. تباني كه مدت زيادي نيست وارد ورزش، خصوصاً فوتبال ما شده است، اما در همين مدت كوتاه هم به خوبي توانسته خود را جا انداخته و ريشه بدواند.
كمي به عقب اگر برگرديم، ميبينيم كه حرف زدن در مورد اين واژه هم عيب و عار بود و كمتر كسي بود كه جرأت پرداختن به آن را داشته باشد. چراكه همچون ميوه ممنوعه فوتبال بود و كسي سراغش نميرفت، اما حالا، شايد به جرأت بتوان گفت كه كمتر كسي است كه سراغ آن نميرود!
تعارف كه نداريم، همين واژه زشت و كريه كه همه ما با شنيدنش اخم در هم ميكشيم و به باد انتقاد ميگيريمش، فوتبالمان را احاطه كرده است. آن هم فوتبالي كه برخلاف قديمها، هزار و يك آقا بالا سر دارد و هزار و يك ارگان و زير مجموعه دارد براي نظارت بر آن.
قبلاً اصلاً اينطور نبود كه نظارتي باشد يا اگر هم بود، نه به اين شدت و حدت. اما مسائلي از اين دست هم نبود و اگر هم بود، باز نه به اين شدت و حدت. اما اين روزها، با وجود تمام نظارتي كه ميشود، باز هم به آخرين هفتههاي ليگ كه ميرسيم، بيشترين اخبار را بحثهاي مربوط به تباني تيمها و بازيكنان و مربيان است كه به خود اختصاص ميدهد.
بازيها كه حساس ميشود، اطراف زمين پر ميشود از ناظران داوري، بازي، فدراسيون، كميته انضباطي و ناظراني از ساير ارگانها. دوربينها هم از هيچ حركتي غافل نميشوند. اما باز هم تا سوت پايان بازيها به صدا در ميآيد، بحث داغ تباني است كه ميشود سوژه اصلي و روز!
اما چطور ميشود با وجود تمام نظارتي كه صورت ميگيرد، باز هم شاهد تباني در فوتبال و فوتسال هستيم؟
شايد جواب اين سؤال را بتوان در حرفهاي رئيس كميته انضباطي يافت وقتي تباني را بازي رسانهاي ميخواند يا در تصميم گيريهاي مسئولان مربوط وقتي كه روال كار را آنقدر آهسته پيش ميبرند كه شاكيان خود از پيگيري آن خسته شوند يا برخوردهايي گفته ميشود اما عملي نميشود. مثل ماجراي گيتي پسندي كه تبانياش ثابت هم شد، اما باز هم راهي بازيهاي آسيايي شد تا آب از آب تكان نخورد و قبح و ترس تباني براي هميشه بريزد.
حالا آنهايي كه در اين بازيهاي كثيف دست دارند، پا را از حد خود نيز فراتر ميگذارند و كارشان را حرفهايتر پيش ميبرند، چراكه مراحل مبارزه با تباني آنقدر پيچيده شده كه سر اين كلاف هيچ وقت پيدا نميشود و كسي نگران رو شدن دستش در اين ماجرا نيست؛ ماجرايي كه فوتبال را به سياهي و تباهي كشانده، اما همه، فقط نظارهگر هستند.
ريشههاي تباني طي سالهاي اخير چنان بر بدنه فوتبال و فوتسال نفوذ كرده كه هر لحظه بيم متلاشي شدن آن ميرود و حالا با اين شرايط، ريشه كن كردن آن هم كار آساني نيست. البته اگر واقعاً فكري براي ريشهكن كردن آن شده باشد!