
می گویند دندان خراب را باید کشید.اما گاهی به امید آنکه بتوانیم باز هم از آن استفاده کنیم،از کشیدنش خود داری می کنیم و این امیدواهی ،اکثر اوقات می شود بلای جانمان.
این درست مصداق شرایطی است که برخی بازیکنان،برای تیم های خود پیش می آورند.بازیکنانی که باید از خیر آنها گذشت اما اصرار بر ماندنشان ،در طول یک فصل،می شود بزرگترین دردسر آن تیم.تیمی که به امید استفاده از توانایی بازیکنش،از خیر او نگذشته اما به مرور زمان پی می برد که این بازیکن دیگر بازیکن بشو نیست !
با نزدیک شدن به هفته های پایانی فصل یا نیم فصل اول،زنگ خور موبایل برخی مربیان ،بازیکنان و حتی مدیران بالا می رود.زنگ هایی که اکثرا از یک مذاکره پنهانی خبر می دهد.
بسیاری از مربیان و بازیکنان و مدیران منتظر شروع رسمی فصل نقل و انتقالات نمی نشینند و خیلی زودتر از این موعد تلاشهای خود را آغاز می کنند تا مثلا مهره دلخواهشان را تیم دیگر با پیشنهاد بهتری بر نزند.اما گاهی همه چیز خوب پیش می رود و فقط می ماند یک مشکل آن هم گرفتن رضایت نامه است.گاهی بازیکن یک تیم ،با وجود داشتن قرارداد،آهنگ رفتن سر می دهد و پیشنهادی بهتر ،او را وسوسه می کند.خیلی اوقات تیم ها رضایت نامه این بازیکنان را صادر می کنند.یا به دلیل اینکه جای خالی داشته باشند برای جذب بازیکن دیگری یا به دلیل آنکه بازیکن مورد نظرشان دیگر جایی در ترکیب تیمشان ندارد و گاهی هم برای گرفتن مبلغی قابل توجه به عنوان رضایت نامه.
اما گاهی هم تیم راضی به از دست دادن بازیکن خود نمی شود و هر اندازه هم که رغم پیشنهادی تیم یا تیم های دیگر برای صدور رضایت نامه بالا برود،حرفش یکی است و از خیر بازیکنش نمی گذرد و با اعلام اینکه به بازیکنش نیاز دارد،حاضر به فروش او نمی شود.در برخی موارد ،این گونه بازیکنان تا پایان قرارداد خود ،در تیمشان می مانند و مانند قبل بازی می کنند.اما در برخی موارد که طی سالهای اخیر تعداد آن زیاد و زیاد تر شده است،این بازیکنان که روزی یکی از بهترین مهره های تیمشان بودند،می شوند مهم ترین عامل ناکامی تیم های خود!
ایجاد جنجال و حاشیه روی نیمکت و در خلال تمرین ها،زدن ساز ناسازگاری و بهانه گیری و گاه حتی اهمال کاری در انجام وظایفشان در زمین بازی می شود برنامه یک فصل آنها !
این مسئله بارها و بارها تجربه و ثابت شده است اما هنوز هم بسیاری از مدیران ،در حالی که بازیکنانشان تمایل به جدایی از تیم خود دارند،به دلیل استفاده از توانایی های این بازیکنان،مانع از جدایی آنها می شوند اما برخلاف انتظارشان،این بهترین بازیکنان،می شوند بدترین بازیکن این تیم ها و بلای جان این تیم ها!
البته حق کاملا به جانب مدیران و مربیان است که نخواهند بازیکنان مد نظر خود را که برای آنها هزینه کرده و روی حضورشان حساب باز کرده اند،تا پایان زمان قراردادشان از دست بدهند.اما از آنجایی که بازیکنان ما هنوز احترام به قرارداد و پایبند بودن به آن را نیاموخته اند و با هر بادی به سویی می روند و مدام ،بی توجه به قراردادی که دارند به دنبال پیشنهاد بهتر هستند و سرو گوششان می جنبد،بهتر آن است که از خیر این نفرات که دیگر دلشان با تیم نیست گذشت.نه برای آنکه بازیکن با تیمی دیگر قراردادی بهتر ببندد،بلکه برای آنکه تیم ها از حضور این نفرات که خیلی زود آن روی سکه خود را رو می کنند،ضربه نخورده و ضرر نکنند.
این فرهنگ اشتباه،طی سالهای اخیر کاملا جا افتاده و به ترفند بازیکنان ناراضی که موفق به دریافت رضایت نامه نمی شوند،شده است .فرهنگی که سلامت فوتبال را به خطر می اندازد وتنها یادگرفتن احترام به قرارداد و پایبند بودن به آن است که می تواند این فرهنگ اشتباه را ریشه کن کند.اما باوجودی که برتعداد این بازیکنان طی سالهای گذشته اضافه شده است،اما نمی توان آن را به همه تعمیم داد و هنوز هم هستند بسیار مربیان و بازیکنانی که تا آخرین روز قراردادشان ،با وجدان برای تیم های خود بازی کرده و کوچکترین کم کاری برای جدایی از تیم خود نمی کنند.اما با توجه به اینکه طی سالهای اخیر فرهنگ های اشتباه زیادی در فوتبال ما جا افتاده است،ترس از آن است که در آینده ای نه چندان دور ،به سرعت از تعداد بازیکنان و مربیانی که با احترام به قراردادهای خود و پایبند بودن آن ،تا آخرین روز،صادقانه برای تیم خود کار می کنند کم شده و بر تعداد بازیکنان و مربیانی افزوده شود که با پیشنهادی بهتر،سریع آهنگ رفتن سر می دهند و اگر هم با موافقت مواجه نشوند،دست به جنجال زده و آنقدر برای تیمشان دردسر درست می کنند که بتواند به هدف و مقصد اشتباه خود برسند.