مقام معظم رهبري در ماههاي اخير به كرات با هشدار نسبت به اين روند و روشنگري نسبت به راهبردها و اهداف دشمنان، با تأكيد به ملت و مسئولان ايران بر پرهيز از اختلافات و حاشيهسازيها و با طرح شعار سال (توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني) و در ادامه آن با تأكيد بر بهرهگيري از الگوي «اقتصاد مقاومتي» همگان را براي مقابله با پديدهاي كه امريكاييها از آن به عنوان «تحريمهاي فلج كننده» يا «كم نظيرترين تحريمهاي تاريخ» ياد ميكنند، فرا خواندهاند. تأكيد ايشان برقرار گرفتن جهان در يك پيچ تاريخي و تأثيري كه توفيق دشمن در راهبردهاي خود عليه ايران اسلامي ميتواند بر گستره نفوذ و عقبه استراتژيك ايران اسلامي در كشورهاي منطقه و حتي در نيمكره غربي داشته باشد، نشان ميدهد كه عرصه اين تنازع تنها محدوده جغرافيايي ايران نيست، بلكه همه عرصههاي نفوذ فكري و مادي و معنوي ايران را نيز شامل ميشود در نقطه مقابل ترديدي نبوده و نيست كه خنثيسازي راهبرد دشمنان و عبور قدرتمندانه از اين عرصه نيازمند طراحي عملياتي هوشمندانه با بهرهگيري از همه ظرفيتهاي داخلي و بيروني نظام است كه البته مستلزم تلاش همه جانبه مبتني بر الگوي مقاومت هشت ساله در دفاع مقدس است.
در زمينه ارزيابي كلي و اجمالي از عملكرد دستگاهها در تحقق اهداف نظام شايد سخنان مقام معظم رهبري در جمع خبرگان ملت در روز ۱۷ اسفند ماه را بتوان بر آيند كلي از عملكرد نظام دانست؛ آنگاه كه عصبانيت و شدت عمل دشمن را متأثر از توفيقات نظام در سالهاي پس از انقلاب اسلامي دانسته و ميفرمايند: عظمت كنوني و مركزيت فكري ملت ايران، تسلط گفتماني ديني در كشور، پيشرفتهاي علمي و فناوري، نفوذ سياسي و بينالمللي نظام اسلامي و اقدامات زيربنايي عدالت محور در كشور، دستاوردهاي شگرفي است كه قبل از انقلاب اسلامي يا در ابتداي پيروزي آن غير قابل تصور بود.
اما در نقطه مقابل ترديدي نميتوان داشت كه اگر در سالهاي اخير و به ويژه در سال جاري كه با اوج فشارها و تضييقات دشمن عليه مردم ايران همراه بود، به درستي عمل ميشد و فارغ از حاشيه سازي، ظرفيتهاي نظام براي مقابله با دشمن به كار گرفته ميشد، اكنون شرايط و موقعيت نظام اسلامي در مواجهه با آن متفاوت بود.
به گمان نگارنده، به رغم ايستادگي و تحمل مردم ايران در برابر فشارهاي دشمنان، آنچه كه بيش از هر چيز دشمن را به تشديد فشارها اميدوار كرده و حتي ظرفيتهاي داخلي و مردمي را در مقابل فشارهاي دشمن كاهش داده است، حاشيهسازيها و اقدامات خارج از عرفي است كه سر منشأ آن را ميتوان در اقدامات تيم منتسب به دولت و بعضي ديگر از فعالان در ديگر عرصههاي سياسي و اجتماعي كشور جستوجو كرد. ماجراي تلخ روز ۱۵ بهمن ماه مجلس، اتخاذ سياستهاي ناكارآمد در عرصه مديريت بازار ارز، انفعال در روند كنترل روند افزايش قيمتها در كنار اقدامات شتابزده و البته ناكارآمد كنوني براي مهار تورم، به سخره گرفتن روند اعطاي نشانهاي نظام، بياعتنايي به قوانين، صدور پيامها و اقدامات خارج از عرف نظير آنچه كه در ماجراي مرگ چاوز اتفاق افتاد، زمينهسازي براي ايجاد التهاب در كشور نظير آنچه در بندرعباس وعده داده شد، تبديل يكي از قويترين رسانههاي كشور به بولتن يك گروه بيتابلو سياسي كشور و. . . اقداماتي از اين دست كه به رغم تلاشهاي شبانه روزي بدنه خدوم و پر تلاش دولت و نهادهاي انقلابي، ظرفيتهاي نظام را به چالش كشيده است، نمونهاي از اين اقدامات است. اگر چه بسياري از فعالان را نظر بر اين است كه ريشه اصلي اين گونه از اقدامات زمينهسازي براي بقاي دولت در آينده از طريق جا انداختن نامزد مورد نظر است، اما سوگمندانه بايد اذعان كرد كه اين اقدامات نه تنها جايگاه دولت در نزد نخبگان و تودههاي اجتماعي را ارتقا نداده است، بلكه ذخيره اقدامات و تلاشهاي شبانه روزي دولت در سالهاي اوليه دوران دولت نهم را نيز بر باد داده است، به گونهاي كه ديگر ياران قديمي را نيز ياراي دفاع از دستاوردهاي گذشته نيست چه برسد به اقدامات حاشيهاي ماههاي اخير.