
به گزارش خبرنگار ما، صالحي نماينده دادستان تهران روز گذشته در جايگاه شعبه۱۱۳ حاضر شد و از كيفرخواست دفاع كرد. او گفت: در اين پرونده صالح- ۳۶ساله و برادرش فتاح- ۲۹ساله متهم هستند با همدستي خواهرزادهشان سعيد-۳۰ساله، مردي به نام جعفر را هشتم تيرماه سال ۸۹ به قتل رساندهاند. نماينده دادستان توضيح داد: روز حادثه متهمان به همراه جعفر براي مصرف مشروبات الكلي راهي يك گاوداري اطراف كهريزك شدند. هنگام مصرف مشروب، سعيد از داخل گوشي جعفر فيلمي پيدا كرد كه نشان ميداد جعفر با همسر صالح در حال برقراري رابطه جنسي است به خاطر همين با او درگير ميشود. جعفر نيز از محل ميگريزد و صالح و فتاح هم او را دنبال ميكنند و در مزرعه ذرت او را با چاقو به قتل ميرسانند.
نماينده دادستان اضافه كرد: بررسيهاي پليس نشان داده است كه مقتول هنگام فرار از تلفن همراهش با خانوادهاش تماس گرفته و گفته است كه فتاح و صالح او را با چاقو دنبال كردند و قصد كشتن او را دارند، البته متهمان چهار روز بعد از حادثه بازداشت شدند و به جرم خودشان اقرار و صحنه جرم را هم بازسازي كردند. نماينده دادستان گفت: اتهام صالح و فتاح مشاركت و اتهام سعيد هم معاونت در قتل است و من هم برايشان درخواست صدور مجازات قانوني دارم.
بعد از اينكه اولياي دم درخواست قصاص كردند، قاضي همت يار صالح را به جايگاه دعوت كرد. او گفت كه اتهام قتل را قبول ندارد و برادرش مرتكب قتل شده است. متهم گفت: روز حادثه ما براي خوردن مشروب داخل گاوداري شديم. وقتي بساط كرديم، ناگهان فتاح و جعفر با هم دعوايشان شد و شروع به فحاشي كردند. جعفر از داخل گاوداري به بيرون فرار كرد و برادرم هم او را دنبال كرد و داخل مزرعه ذرت او را با چاقو به قتل رساند.
قاضي به متهم گفت: شما اقرار كردهاي قبلاً جعفر به همسرت تعرض كرده و با انگيزه انتقام او را به قتل رساندهاي. متهم گفت: من حرفهايي را كه قبلاً زدم قبول ندارم.
قاضي سؤال كرد: خواهرزادهات- سعيد- اقرار كرده است كه شما و فتاح مرتكب قتل شدهايد. قاضي سپس حرفهاي سعيد را براي دادگاه قرائت كرد: «وقتي جعفر فرار كرد، من با پاي برهنه به دنبالش دويدم. همان لحظه ديدم فتاح و صالح هم ما را دنبال ميكنند. من خواستم جلوي فتاح و صالح را بگيرم اما موفق نشدم. به طرف گاوداري برگشتم تا كفشهايم را بپوشم. لحظاتي بعد فتاح و صالح آمدند و گفتند جعفر را با چاقو زدهاند.» متهم گفت: من حرفهاي خواهرزادهام را قبول ندارم.
قاضي گفت: برادرت هم اقرار كرده است جعفر با همسرت رابطه داشته و براي انتقام او را به قتل رساندهايد. متهم گفت: من حرفهاي برادرم را قبول ندارم. قاضي سپس فتاح را به جايگاه دعوت كرد. او گفت: من قبول دارم كه مرتكب قتل شدهام و برادرم در حادثه نقش نداشته است. متهم توضيح داد: ما مشغول خوردن مشروب بوديم كه جعفر به من فحاشي كرد. من هم عصباني و با او درگير شدم. جعفر هم به طرف مزرعه ذرت فرار كرد. من هم با چاقو او را دنبال كردم و داخل مزرعه با او درگير شدم. جعفر برايم چاقو كشيد اما من با چاقويم چند ضربه به او زدم. همان لحظه برادرم رسيد و زماني كه جعفر را خون آلود ديد، ترسيد و با هم از محل فرار كرديم.
قاضي سپس اقرارهاي متهم را براي دادگاه خواند: «مقتول به همسر برادرم تعرض كرده بود. من فيلم آن را ديدم به خاطر همين تصميم گرفتيم از جعفر انتقام بگيريم.» متهم گفت: من حرفهايي را كه قبلاً زده بودم، قبول ندارم.
بعد از آن سعيد در جايگاه حاضر شد و گفت: فتاح و جعفر هنگام خوردن مشروب با هم درگير شدند. بعد هم جعفر از گاوداري به بيرون فرار كرد و فتاح و صالح هم او را دنبال كردند. من هم نميدانم چه كسي جعفر را به قتل رساند. قاضي سؤال كرد: شما در بازجوييها اقرار كردهاي به خاطر تعرض مقتول به همسر داييات مرتكب قتل شدهايد. متهم گفت: من هم حرفهاي قبليام را قبول ندارم.
هيئت قضات پس از شنيدن دفاعيات وكلاي متهمان و آخرين دفاع آنها وارد شور شدند.