پيام اول وارد حرم كه ميشوي انگار مرغ آمين بر روي شانهات مينشيند. دلت سخت نرم ميشود و حال و هواي معنوي اين فضا چشمانت را باراني ميكند. چقدر دلت ميخواهد گوشهاي بنشيني و با باز كردن كتاب دعا يا قرآن، سورهاي بخواني يا دعايي را زير لب زمزمه كني. به سراغ قفسه زيارتنامهها، مفاتيح و قرآن ميروي و كتابي را انتخاب ميكني. در حالي كه اشكهايت روي گونهها سرازير شده فهرست كتاب دعا را باز ميكني، اما به يكباره خشكت ميزند. قطرهاي از اشك چشمانت بر روي نوشتههاي حاشيه كتاب ميافتد و از پشت لايه شيشهاي اشك، مشغول مطالعه متن نوشته شده ميشوي.
ماجراي يك خواب است و يك امر به معروف اما جلوتر كه ميروي اوضاع عوض ميشود. اين نوشته را بر روي هشت كتاب دعا بنويسيد. اگر اين كار را انجام دهيد تا هشت روز ديگر خبري خوش به شما ميرسد و حاجتتان را ميگيريد اما اگر بياعتنايي كنيد تا هشت روز ديگر اتفاق ناگواري برايتان ميافتد. حس ميكني تمام حالات معنويات يكجا پريده است. «اتفاق ناگوار» تو را وادار ميكند تا به جاي تلاوت آياتي از قرآن، زيارتنامه يا زمزمه دعا و توسل به خدا، هشت كتاب دعا را پيدا كني و متني را كه خواندي در آنها بنويسي.
وقتي كارت تمام شد و كتابهاي دعا با خطوط تو خط خطي، به ساعت نگاه ميكني. ديگر نه زماني براي وصل شدن روحت به روح دعاهاي اين كتابها وجود ندارد و نه حال خوب دعا برايت باقي مانده است. تو اما نفس راحتي ميكشي؛ اتفاق ناگواري برايت نميافتد و هشت روز ديگر خبر خوشي ميشنوي. هشت روز ميگذرد و انتظار تو براي شنيدن خبر انگار تنها خبر اين روزهاست.
پيام دوم اين روزها هم وقتي كتابهاي دعا يا قرآنهاي موجود در امامزادهها، مساجد و حرمهاي متبرك ديگر را ورق ميزنيم گاهي با چنين نوشتههايي مواجه ميشويم هر چند با اطلاع رساني علما و روحانيون درباره بيريشه بودن و جايز نبودن چنين حركتهايي سبب شده است تا مردم نسبت به اين موضوع آگاه شوند و كمتر پيش ميآيد كه كسي فريب چنين وسوسههايي را بخورد و به جاي خواندن كتاب خدا حاشيههايش را با اين نوشتههاي كذب آلوده كند. اما حالا با پيشرفت تكنولوژي و در عصر حكومت امواج راهكارهاي تازهاي براي رواج پيامهاي اينچنيني وجود دارد.
پيام سوم در خانه، محل كار، تاكسي، اتوبوس يا زيارتگاه نشستهاي؛ صداي زنگ كوتاه تلفن همراهت تو را از حال خود بيرون ميآورد. دست به گوشي ميشوي تا ببيني چه كسي با پيامك سراغت را گرفته است. ديدن نام يك آشنا لبخند بر لبت ميآورد و پيامك را باز ميكني. محتواي اين پيامك هم درست شبيه همان نوشتههاست فقط با اين تفاوت كه در دنياي الكترونيك سوار بر امواج به سوي تو آمده است. حالا دو راه پيشرو داري؛ يا با انتخاب كليد delete پيامك را حذف كني يا با انتخاب كليد Forward و افزودن همان عدد نام توصيه شده به ليست ارسال پيام، اين پيامك را براي چند نفر ديگر بفرستي.
پيام چهارم
اين بار هم در خانه، محل كار، تاكسي، اتوبوس يا زيارتگاه نشستهاي؛ دوباره زنگ كوتاه تلفن همراهت به تو نويد آن را ميدهد كه كسي تو را با پيامكش ياد كرده است. به لحاظ كثرت پيامكهاي تبليغاتي ابتدا بررسي ميكني تا بداني اين پيامك از سوي كيست. اين بار هم يك دوست است. پيامك را باز ميكني تا از محتواي اين پيام دوستانه مطلع شوي. اين بار محتوا كمي متفاوت است.
«تا پيام ديدي هشت بار بگو «يا ابوالفضل» و براي هشت نفر بفرست، همين الان خبر خوشي ميشنوي به «ابوالفضل» قسمت ميدم بفرست فقط امتحان كن خيلي عجيبه.»
« ختم شش ميليون صلوات تقديم به شيرخوار امام حسين(ع) سهم شما شش صلوات و ارسال به شش عاشق حسيني، لطفاً قطعكننده زنجير نباشيد. » همين محتواي متفاوت تو را مجاب ميكند پيام را ارسال كني. اما شايد با خودت بگويي چه كساني اين پيامكها را مينويسند و انتشار ميدهند. شايد حتي ياد انتشار پيامكي بيفتي كه چند وقت پيش در مدت زمان كوتاهي دست به دست شد و فقط ظرف مدت دو روز پول فراواني را به جيب مخابرات ريخت تا جايي كه پليس راهنمايي و رانندگي وارد ميدان شد و از صحت نداشتن اين پيامك خبر داد. محتواي اين پيامك اين بود: «اگر خلافي ماشين داريد، شماره سريال كارت ماشين خود را به شماره ۳۰۰۰۵۱۵۱ بفرستيد تا خلافي ماشين شما به خاطر پيروزي انقلاب اسلامي و روز ۲۲ بهمن مشمول بخشودگي شود. » اما ارسال پيامك به چنين شمارهاي فقط ميزان خلافي شما را مشخص ميكرد و البته سود خوبي هم به مخابرات ميرساند.
حرف حساب آيا نگارش و نشر چنين مطالبي به روشهاي گوناگون (پيامك، ايميل و. . . ) در سطح جامعه درست است؟
ابداع اذكار و دعاهايي از سوي افراد كه متون آن در ميان آيات و روايات دين مبين اسلام موجود نيستند آيا از نگاه شرع جايز است؟
اگر كسي نخواهد اين پيامكهاي حاوي ذكر يا محتواي خواب و ديگر مسائل را چند نفر ديگر ارسال كند چه حكمي دارد؟
وظيفه من و شما در برابر اين پيامكهايي كه به دستمان ميرسد چيست؟
اگر انتشار اينگونه مطالب به واسطه شركت يا موسسهاي انجام گيرد، سود احتمالي كه از اين بابت نصيب اين موسسات ميشود چه حكمي دارد؟
اين سؤالات ممكن است در برابر رسيدن چنين پيامكهايي به دست شما هم در ذهنتان شكل بگيرد. مراجع تقليد عظام اما در برابر اين سؤالهاي پيامكي پاسخهاي قابل تاملي دارند.
آيتالله صافيگلپايگاني در اينباره معتقدند: به طور كلي اين پيامها بايد مدرك صحيح شرعي داشته باشد و در غيراين صورت ارسال آنها براي ديگران جايز نيست و بايد از آنها جلوگيري شود.
آيتالله نوري همداني اما در عين حال كه تأكيد دارد ذكر خدا به هر حال خوب است اين پيامكها را داراي صحت نميداند. پاسخ آيتالله مكارم شيرازي در اينباره پاسخ دادهاند: «هيچ كدام از اين امور اعتباري ندارد و سزاوار است مردم به اين كارها دامن نزنند ولي هرگونه دعا و ذكر خدا و توسلات كار خوبي است.»
آيتالله علويگرگاني اينگونه پيامكها به دو دسته تقسيم ميكنند؛ گروه اول پيامكهايي كه تشويق به انجام عمل خير است بدون آنكه جنبه دستوري داشته باشد يا وعده و وعيدي در كنار آن باشد مثل ختم صلوات به نيت اوليا و ائمه(ع) كه در اين صورت نگارش و نشر آن مانعي ندارد. اما اگر به صورت دستوري و بدون سند و مدرك معتبر باشد و به دنبال آن وعده يا وعيد خاصي بيان شود، در اين صورت نگارش و نشر آن صحيح نيست و اگر موجب ايجاد وحشت و ترس در عموم مردم يا انتساب به ائمه(ع) يا بزرگان باشد يا موجب ترويج مطالب خرافي شود حرام است و نبايد انتشار پيدا كند. ابداع اذكار و دعاهايي كه متون آن در ميان آيات و روايات دين مبين اسلام موجود نيستند نيز شرعا حرام و انتساب آن افترا به پروردگار و اهل بيت (عليهمالسلام) است. ملزم كردن افراد به ذكر تعداد خاصي از اذكار ديني و غيرديني و ارسال آن براي چند نفر ديگر نيز شرعا صحيح نيست و اگر مستلزم انتساب خلاف واقع به اهل بيت(ع) يا موجب ترويج خرافات شود حرام است و افراد بايد نسبت به آن بيتوجهي كرده و آن را انتشار ندهند و نسبت به تذكر به افرادي كه قصد انتشار آن را دارند كوشا باشند. موسساتي هم كه اين عمل غيرديني را انتشار دهند و موجب ترويج يك امر غيرحقيقي و غيرشرعي شوند، درآمد آنها از اين راه حرام است.
آيتالله شبيري زنجاني اما در صورتي كه اين پيامكها يا نوشته مشتمل بر كذب و مفسده باشد، آنها را جائز نميدانند. همچنين در صورتي كه منتسب به متون ديني شود، جايز نيست. يا اگر عرف برداشت انتساب، نمايد. ضمن آنكه اين مرجع تقليد افراد را ملزم به اجراي فرامين اين پيامها نميداند. اما درباره موسسات انتشار دهنده اين پيامكها به باور آيت الله شبيري زنجاني در صورتي كه در مقابل كار حرام باشد، اكل مال به باطل است. آيتالله سيدعزالدين حسيني زنجاني در پاسخ به اين سؤال فرم دستنوشته يا كتابنوشته اين پيامها را يادآور شده و فرمودهاند: قبل از انقلاب و اوايل انقلاب نيز اين گونه مطالب به صورت كاغذهاي دستنويس و احياناً چاپي پخش ميشد و انتشار بعضي از اين پيامها موجب وهن شريعت و دين ميشود و لذا جايز نيست و هيچگونه الزام شرعي هم در تكثير متوجه دريافتكنندگان نيست.