کد خبر: 513540
تاریخ انتشار: ۰۶ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۹:۱۰
گذري بر آثار علمي و عملي مرجع فقيد عالم تشيع آيت‌الله‌العظمي سيدمحمد ‌حجت كوه‌كمره‌اي
تعليم و تربيت فرزندان
آيت‌الله‌العظمي سيدمحمدحجت به تربيت و تعليم فرزندانش در تمام زمينه‌هاي لازم و مفيد اهميت مي‌داد و برخلاف برخي افراد تنگ‌نظر، هرگز در موضوع تعليم و تربيت حياتي و اجتماعي ايشان سختگيري يا تعصب خاصي نداشت. دختر ايشان در اين‌باره مي‌گويد: «ايشان در منزل بسيار مهربان و عادي بودند و روي تربيت بچه‌ها حساسيت و دقت داشتند... غالب علما مي‌گفتند كه دختر نبايد خط ياد بگيرد و فقط بايد [قرائت] قرآن بياموزد، اما پدر ما، آيت‌الله حجت مي‌گفتند: بچه‌ها بايد علم و سواد و حساب ياد بگيرند، چون آن زمان وضع پوشش در مدارس بد بود، به مادرم گفته بودند از خانم‌هايي كه باسواد و باكمالند كسي را سراغ بگيريد كه به ما، دختران سواد و حساب بياموزند. خانم كرماني كه زني متدين بودند و در خانه درس مي‌دادند، معرفي شدند و ما براي يادگيري به منزل ايشان مي‌رفتيم، اما پدر رسيدگي مي‌كردند و دائماً از درس‌ها و... مي‌پرسيدند كه چه ياد گرفته‌ايم». (۱)
جالب اينكه آن مرحوم در تربيت خانوادگي دختران به‌قدري دقت مي‌كرد كه مي‌گفت دختر بايد كدبانوگري، آشپزي و اداره امور منزل را هم ياد بگيرد. دختر بافضيلت ايشان در اين باره نقل مي‌كند: «ايشان خيلي اهميت مي‌دادند كه دختر كارهاي خانه و آشپزي را ياد بگيرد. خانمي به نام رباب‌سلطان آشپزي خانه [ما] را به عهده داشت. آقا به مادرم فرموده بودند كه هر روز يكي از دخترها را كنار دست رباب‌سلطان بفرست تا آشپزي ياد بگيرند. گاهي مي‌گفتند: امشب پلو را كدامتان پختيد؟ بعد امتحان مي‌كردند و مي‌گفتند خوب است يا مثلاً بايد بروي و بيشتر ياد بگيري، چون برنج نبايد به هم بچسبد.» (۲)

مدرسه حجتيه
بزرگ‌ترين اثر ثابت، پرخير و بركت معنوي و علمي مرحوم آيت‌الله حجت مدرسه علميه ايشان است كه به نام نامي آن فقيه گرانقدر به مدرسه حجتيه معروف شده است و امروز يكي از مدارس بسيار باشكوه و مهم حوزه علميه قم به شمار مي‌رود و صدها طالب علم ديني از ايران و ممالك خارجي در آن تحصيل مي‌كنند و اقامت دارند.
آيت‌الله حجت همواره به احداث و ايجاد ابنيه ديني و مراكز اسلامي و مذهبي اهتمام مي‌كرد و مساعدت‌هاي مالي و مادي وي زمينه تأسيس مدارس و مراكز علمي و چاپ و انتشار آثار مكتوب ديني در ايران و عراق را فراهم مي‌ساخت. ايشان به احتمال زياد از سال‌ها پيش در فكر احداث مدرسه‌اي مناسب، زيبا و بزرگ در حوزه علميه قم بود، اما فرصت و امكانات لازم را در سال ۱۳۶۴ق/ ۱۳۲۳ش يافت كه آرزويش را محقق سازد. در آن سال اقدام به ايجاد مدرسه مزبور كرد و پارك كامران ميرزا نايب‌السلطنه پسر ناصرالدين‌شاه را كه در كنار رودخانه قم قرار داشت، براي مدرسه خريداري كرد. در پارك مزبور ساختمان دو طبقه‌اي وجود داشت كه منزل اقامتي كامران ميرزا در قم بود و در ايام مسافرت و زيارت در آن اقامت مي‌كرد. آيت‌الله حجت بعد از خريد اين پارك و منزل دو طبقه، در روز ۲۰ جمادي‌الثاني ۱۳۶۴ سالروز ميلاد حضرت فاطمه زهرا(س) طي جشن باشكوهي با شركت عموم طبقات مؤمن، علما، فضلا و اصناف قم اين مدرسه را افتتاح كرد و در اختيار طلاب علوم ديني قرار داد. كم‌كم بر اثر اجتماع روزافزون محصلان علوم ديني، لزوم تهيه مسكن براي اسكان آنها نيز بيشتر احساس مي‌شد، بنابراين آيت‌الله حجت درصدد توسعه و تجهيز هر چه بيشتر مدرسه برآمد. براي اين منظور ۲ هزار مترمربع از زمين‌هاي ملكي اطراف پارك كامران ميرزا يعني اراضي مجاور مدرسه را خريد، سپس ۶ هزار مترمربع از زمين‌هاي موقوفه آستانه حضرت معصومه(س) را به مدت ۹۹ سال يا ۱۰۰ سال اجاره كرد. در مجموع ۸ هزار مترمربع زمين ديگر براي احداث مدرسه‌اي وسيع و بزرگ آماده شد. مرحوم حجت در ۲۰ جمادي‌الثاني ۱۳۶۶/ ۱۳۲۵ش كلنگ احداث ساختمان مدرسه بزرگ حجتيه را زد. طرح ساختمان، حجرات، حوض، چمن، گلزارها، كتابخانه، مسجد، آشپزخانه و رختشويي مدرسه همه با مهندسي و نظارت شخص آقاي حجت به شكل مربع و مستطيل طراحي شد كه ۱۲۶ اتاق براي اسكان طلاب بود. وي از بازاريان متدين نيز در ساختمان مدرسه كمك گرفت، به‌ويژه از مرحوم حاج‌احمد اتفاق كه از تجار آذربايجاني مقيم تهران بود، همچنين از ثلث ارثيه مرحوم حاج‌علي‌محمد كلكته‌چي‌تبريزي، آب‌انباري عظيم و سردابي در قسمت غربي مدرسه احداث كرد كه طلاب ساكن مدرسه و برخي از همسايگان و مردم اطراف نيز از آب خنك و گواراي آن استفاده مي‌كردند. اين سرداب امروزه جزو كتابخانه مدرسه شده است و مورد استفاده اهل علم قرار مي‌گيرد. (۳) مقبره خانوادگي مرحوم آيت‌الله حجت نيز در سمت شرقي مدرسه در كنار مسجد قرار دارد. كتيبه‌هاي سردر مسجد مدرسه به خط نسخ و نستعليق و به طرز ماهرانه‌اي توسط عالم هنرمند حاج شيخ عباس مصباح‌زاده منجم، داماد مرحوم حجت نگارش يافته است. (۴)

احياي ميراث مكتوب شيعه
آيت‌الله حجت براي احيا، چاپ و نشر ميراث مكتوب علماي بزرگ شيعه نيز همت مي‌گماشت و آن را يكي از وظايف شرعي خويش در راستاي نشر و تبليغ فرهنگ و معارف اسلام مي‌دانست. در اين زمينه چاپ جديد و تحقيقي كتاب تفسير «التبيان» از آثار جاودان شيخ طوسي را مي‌توان به عنوان نمونه نام برد كه در دو جلد بزرگ چاپ و منتشر ساخت و در اختيار اهل تفسير و تحقيق قرار داد. در روزهاي پاياني عمرش نيز ۲ هزار تومان از وجوهات شرعي را كه در حساب خود داشت، به چاپ و نشر كتاب الغدير علامه اميني اختصاص داد كه در آن زمان پول قابل توجهي بود. خلاصه اينكه ايشان علاوه بر تدريس و زعامت حوزه و رسيدگي به امور مرجعيت و تأسيس و تعمير مدارس و مساجد به تأليف و نگارش و احيا و تجديد چاپ و نشر آثار ارزشمند گذشتگان و كتب مرجع و منبع پيروان اهل بيت(ع) نيز اهميت و اولويت مي‌داد.

بيماري مستمر
مرحوم آيت‌الله حجت از دوران جواني و سال‌هاي تحصيل در نجف از ضعف جسماني و بيماري‌هاي گوناگون ريوي، يرقان، كبد و... رنج مي‌برد. در قم نيز بارها بيماري‌اش شدت يافت كه باعث بستري شدن وي در بيمارستان‌هاي تهران و استراحت‌هاي طولاني‌مدت در شهرري شده بود. ظاهر اين است كه دو عامل در كسالت و شدت بيماري مستمر او مؤثر بود، يكي سيگاري بودنش كه به صورت افراطي مبتلا به سيگار بود و ديگري حساسيت روحي‌اش كه نمي‌توانست در برابر مسائل مختلف اجتماعي و مشكلات مسلمانان بي‌تفاوت و روح و دلش فارغ از هر گونه انديشه باشد، بنابراين دائماً از اوضاع حوزه و جامعه در رنج روحي و دروني بود. به هر حال بنا بر آنچه نخستين مورخ حوزه علميه قم مرحوم شريف‌رازي نوشته است: «آيت‌الله حجت از سال ۱۳۵۹ق/ ۱۳۱۹ش تا اواخر عمر (۱۳۳۱ش) بر اثر شدت بيماري سينه، قلب، فشار خون و سوءهاضمه پنج بار به تهران و شهرري منتقل و بستري شد. هر بار نيز دوران طولاني نقاهت و استراحت پزشكي داشت.» (۵) در سفر پنجم كه اواخر ذيحجه ۱۳۷۱ بود، چند روزي در بيمارستان فيروزآبادي شهرري بستري شد و چند روزي هم در منزل شخصي حاج سيدرضا فيروزآبادي استراحت كرد و پس از آزمايش‌هاي پزشكي به قم مراجعت كرد. (۶)

آخرين شهريه
آيت‌الله حجت چند روز مانده به وفاتش آخرين شهريه‌ طلاب و مهر نان (فيش مهر شده براي خريد نان از نانوايي معين) را داد و آخرين موجودي خود از وجوهات را به طلاب نجف و تبريز حواله كرد. مبلغ ۲ هزار تومان هم براي مساعدت به چاپ و نشر كتاب شريف «الغدير» علامه اميني اختصاص داد و وصيت كرد كه آن را به مصرف چاپ كتاب برسانند. (۷)
گفته مي‌شود بعد از توزيع شهريه طلاب قم، ۶۰ يا ۷۰ تومان بر جاي ماند. آيت‌الله حجت دستور داد آن مبلغ را در پاكتي گذاشتند و به محضر آيت‌الله بروجردي بردند. (۸)
اين قضيه نشان مي‌دهد كه مرحوم آيت‌الله حجت به مرگ خود در چند روز آينده يقين داشت(۹) و مي‌دانست كه اين آخرين شهريه اوست، از طرفي ميزان ارادت او نسبت به آيت‌الله بروجردي را هم ثابت مي‌كند. او با اين كار ديگران به‌ويژه مقلدانش را در امور ديني به آيت‌الله بروجردي متوجه ساخت.
شكستن مهر
مرحوم حجت در واپسين روزهاي عمرش در حضور برخي از علما و فضلاي قم و وصي خود مرحوم آيت‌الله سيداحمد زنجاني، از مسئولان دفترش خواست كه مهر ايشان را جلوي چشم حاضران بشكنند. وقتي حاضران علت آن را پرسيدند، جواب داد: «مرگم نزديك است و مي‌خواهم اين مهر بعد از من موجود نباشد و احتمالاً مورد سوءاستفاده قرار نگيرد! مي‌خواهم از بابت مهر آسوده‌خاطر باشم.» علما و فضلاي حاضر گفتند: «علائم مرگ اصلاً در سيماي شما ديده نمي‌شود.» آيت‌الله حجت به قرآن تفأل كرد، آيه «لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ»(۱۰) آمد و آن را به حضار نشان داد تا همه ببينند. حاضران در مجلس از اين مسئله متأثر شدند، اما اصرار ورزيدند كه مهر در اين مجلس شكسته نشود، بلكه در ظرفي لاك و مهرشده به رسم امانت نزد آقاي سيداحمد زنجاني بماند. ايشان درخواست آنان را قبول كرد و مهر را به صورت لاك و مهر گرفت و تحويل مرحوم زنجاني داد. (۱۱)

وفات
مرحوم آيت‌الله حجت ظهر روز دوشنبه سوم جمادي‌الاول ۱۳۷۲ (اسفند ۱۳۳۱) در ۶۲ سالگي در قم وفات يافت و پس از تشييع باشكوهي در مقبره خانوادگي كه در مدرسه حجتيه براي خود معين كرده بود، دفن شد. بعدها همسر، فرزندان و افرادي از خاندانش نيز در همين آرامگاه خانوادگي به خاك سپرده شدند. سنگ قبر آيت‌الله حجت شامل تاريخ تولد و وفات و مختصري از سلسله‌ نسب و فعاليت‌ها و آخرين استخاره‌اش به قرآن و آمدن آيه «لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ» و امر به شكستن مهر به شيوه نسخ و بسيار ظريف توسط دامادش، عالم و هنرمند برجسته آقاي حاج شيخ عباس مصباح‌زاده تحرير شده است.
اكنون روزانه صدها نفر از طلاب، فضلا و مدرسان مدرسه حجتيه و اشخاص صاحبدل و ارادتمندان مرحوم حجت مرقد آن بزرگوار را زيارت و با قرائت فاتحه‌اي ياد و خاطره‌اش را گرامي مي‌دارند.
ناگفته نماند كه بعد از وفات مرحوم آيت‌الله حجت، خبري در بين طلاب و فضلاي حوزه شايع شد و آن اين بود كه چون آقاي حجت هيچ‌وقت رجال حكومتي و سياسي زمانش را از شاه تا وزير و وكيل تحويل نگرفت و به ملاقات‌ آنها نرفت و همواره از ديدار با اين جماعت يا درخواست از آنان شانه خالي كرد و زير بار نرفت، اهل سياست و حكومت نيز تصميم گرفتند او را به‌كلي كنار بزنند... و بالاخره آن مجتهد بزرگ را به واسطه دست‌هاي مرموز جاسوسان مسموم كردند!(۱۲)
بلي اين خبر آن زمان شايع شد، ولي هيچ‌كس به يقين ندانست كه واقعيت اين سخن چيست، حقيقت دارد يا شايعه است؟ حرفي بود كه دهان به دهان در بين اهل علم و مريدان ايشان مي‌گشت. والله اعلم بالصواب.

در مقبره خانوادگي

مقبره خانوادگي آيت‌الله حجت در گوشه‌اي از مدرسه و در سمت قبله مسجد مدرسه حجتيه خود موزه‌اي بسيار ساده، اما تاريخي از خاندان آن مرد بزرگ علم و دين است. در وسط مقبره قبر خود آقاي حجت قرار دارد، در سمت پايين پاي اين پدر افتخارآفرين بازماندگانش آرميده‌اند، در قسمت چپ و شمالي مادر فاضله خانواده حجت، بانوي علويه شريعه حائري قزويني (۱۳۳۹-۱۲۷۴ش)، در سمت راست فرزند عالم و مجتهدش مرحوم آيت‌الله سيدمحسن حجت (۱۳۹۷-۱۳۳۵) كه از علماي برجسته زمانش و از شاگردان پدرش و آيت‌الله خوئي و آيت‌الله حكيم بود و صاحب آثاري علمي و تحقيقي در موضوعات متنوع معارف اسلامي مثل فقه، اصول، حديث، تفسير(۱۳) و...
همچنين ديگر فرزند برومند ايشان شادروان آيت‌الله سيدحسن حجت (۱۳۴۲ـ۱۴۱۰) نيز در اين آرامگاه و در جوار پدر بزرگوار و مادر گرامي‌اش آرميده است كه خود از فقها و مدرسان معروف حوزه علميه قم و از شاگردان بزرگ پدرش و آيت‌الله بروجردي و داراي تأليفاتي در فقه و اصول بود. (۱۴)
اين پسر يك فضيلت ديگري هم داشت و آن رسيدن به مقام پدر شهيد بود كه فرزند دلبند، جوان و قهرمانش شهيد سيدمصطفي حجت در عمليات والفجر ۹ در تاريخ ۶/۱۲/۱۳۶۴ در دوران دفاع مقدس مردم ايران به شهادت رسيد، درحالي كه ۲۲ سال بيشتر نداشت. شهادت سيدمصطفي حجت، نوه آيت‌الله سيدمحمد حجت افتخار درخشان ديگري را به افتخارات بي‌شمار سلسله سادات اين خاندان افزود.
همچنين قبر كوچك‌ترين پسر آيت‌الله حجت، مرحوم سيدعلي‌اكبر حجت (۱۳۵۲-۱۳۲۱ش) در بين قبر مادر و برادرش سيدحسن قرار دارد كه در جواني وفات يافت.

سپهر فضايل (در سوگ آيت‌الله حجت)

درگذشت آيت‌الله حجت هم قاطبه مردم و مقلدانش را داغدار و محزون ساخت و هم دل اهالي علم، عرفان، ذوق و ادب را متأثر و متألم كرد. غم و اندوه و دريغ اهل علم و فكر را در اشعار و مراثي شاعران و ادباي قافيه‌سنج آن ايام مي‌توان ديد. فقيه و فيلسوف بزرگ حضرت علامه طباطبايي نيز سوگنامه‌اي در قالب يك تركيب‌بند بلند سرود و تأسف و حزن عميق خود را از فقدان جانگداز استادش آيت‌الله حجت به نظم كشيد كه مشتمل بر معاني عالي و احساسات لطيف و نشان‌دهنده تأثر روحي مرحوم علامه است.
ابيات ذيل از آن چكامه بلند است:
دريغا كه مهر هدايت برفت
دريغا جهان فضيلت برفت
شه علم و تقوا و همت برفت
فسوس آيت‌الله حجت برفت
به سر خاك اين تيره ايام را
كه بشكست اركان اسلام را
سپهر فضايل نگونسار شد
جهان هنر همچو شب تار شد
دل و ديده علم خونبار شد
بلي، رستخيزي پديدار شد
كه او رخت از اين دام بيرون كشيد
فرو خرگه خود به هامون كشيد(۱۵)

* پي‌نوشت‌هادر دفتر روزنامه موجود است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها