گشتوگذار نيمروزي
در راسته بلورفروشهاي خيابان شوشاينجا بازار شوش است جايي كه خريد ظرف و كريستال از روي نياز نيست! اينجا بيشتر خانمها ظرف را نميخرند براي اينكه از آن استفاده كنند بلكه ميخرند تا با هزينه بسيار بالا چشم فاميل را شده حتي براي يك شب خيره كنند بلكه از حدقه درآورند. اينجا هجومها براي خريد ظرفهايي است كه بيشتر آنها نمونه بارزي است براي گنجشكهايي كه به شكل قناريرنگ شده است.
براي بستن دهان خانواده شوهر
و فاميل مجبوريم اين همه هزينه كني
مزمان ما كريستال اين قدر زياد نبود براي همين اگر هم كريستالي ميخريديم مطمئن بوديم كه اصل است. كريستالهاي آن زمان آنقدر ارزشمند بودند كه نوعي سرمايه حساب ميشدند چون بعد از سالها اگر من جعبه كريستال را داشتم ميتوانستم به راحتي بفروشم يا با مدل جديد بازار تعويض كنم اما كريستالهاي امروز كمتر اصل هستند براي همين است كه بايد پول زيادي براي خريد آن بدهيم اما بايد انتظار اينكه اين پول به دستمان برگردد، نداشته باشيم.راستش من از ديدن قيمتها متعجب شدم اما چارهاي ندارم. آدم دختردار محكوم است خود را به هزار و يك آب و آتش بزند تا بتواند جهازي بخرد كه دخترش در بين خانواده شوهر سركوفت نشنود. قبول دارم كه اين جهازهاي امروز صرفاً براي بستن دهان خانواده شوهر و فاميل هستند و اگر نيمنگاهي به اين همه وسيله رنگ و وارنگ گرانقيمت بيندازيم، ميبينيم كه كمتر كار راهانداز و بهدردبخور هستند اما به همان دليلي كه گفتم با وجود مخالفت دخترمان چارهاي جز خريدن نداريم. باور كنيد اين همه هزينه كردن صرفاً براي جهاز و كالاهاي تزئيني خيلي زياد است. به هر حال ما فقط يك دختر نداريم بايد به بقيه هم جهاز بدهيم و با اين روند حتماً به مشكل مالي برميخوريم. اگر هم نخريم كه واويلا است...
البته دختر و دامادم با خريد يخچال سايدبايسايد و ماشين ظرفشويي از همان اول مخالفت كردند و بالاخره هم راضي نشدند من هم به خريد يخچال ساده اكتفا كردم.
حرف و حديثهاي فاميل نميگذارد درست تصميم بگيريمقيمتها واقعاً بالاست براي همين چون من از قديم بخشي از كريستالهاي دخترم را خريده بودم ديگر خريد جديد نميكنم اما قيمتهاي چيني و بلور هم خيلي بالاست فكر نكنم اينجا كسي بتواند با ۹ ميليون تومان تمام چيني، بلور و كريستال جهاز دخترش را بخرد.
من دنبال جنس خارجي ميگردم نه به خاطر اينكه صرفاً خارجي است نه! من خودم بارها آركوپال ايراني خريدهام اما از كيفيتش راضي نبودهام براي همين ديگر براي دخترم حاضر نيستم جنس بيكيفيت بخرم البته چون چيني خودم ايراني بوده و راضي هستم براي دخترم هم چيني ايراني خريدم. ما اول تصور ميكرديم همين كه يك سرويس چيني يا يك سرويس آركوپال بخريم كافي است ولي وقتي به اينجا آمديم متوجه شديم انگار مدل عوض شده است! فروشنده ميگويد سرويس چيني سرويس دمدستي است ولي براي سرويس مجلسي و مهماني بايد حتماً آركوپال بخريد! نميدانم تفاوتش چيست ولي دوست ندارم ريسك كنم و نخرم و بعدها براي دخترم مشكل يا حرف و حديثي درست شود. البته نميخواهم خرج اضافي روي دست شوهرم بگذارم، به هر حال بعد از رفتن دخترم زيربار قرض ميرويم اما چه كنيم در بين خانمهاي فاميل و آشنا عادتهاي بدي رويه شده، زماني كه براي ديدن جهاز عروس ميروند اول ميپرسند عروس يخچال سايدبايسايد دارد يا نه؟ ماركش چيست؟ ساير لوازم برقي چه دارد؟ ساخت چه شركتي؟ البته فروشندهها هم به اين ديد دامن ميزنند. من وقتي براي خريد يخچال ميروم، فروشنده ميگويد ايراني با خارجي تفاوت قيمت چنداني ندارد اما كارايي خارجي بهتر است پس من هم ترجيح ميدهم خارجي بخرم. البته خانمهاي فاميل هم لحظهاي به اين فكر نميكنند يك خانواده اصيل ايراني كه كمتر پيش ميآيد قهوه بخورند چرا بايد براي دخترشان قهوه جوش بگيرند؟! يا ما كه ياد گرفتهايم و به دخترهايمان هم ياد دادهايم كه بايد چايي تازهجوش و تازهدم باشد چرا بايد چاييساز بخريم؟ ماشين ظرفشويي و بخارشو و خرت و پرتهاي ديگر بماند. من نميدانم اگر يك تازه عروس خانهدار ظرف دو نفر آدم را در روز و نهايت چند مهمان را نتواند بشويد و در ظرفشويي بگذارد ديگر چه هنري دارد؟!
راستش خيلي دوست دارم در مقابل اين ديد غلط بايستم اما ميدانم در نهايت دخترم به خاطر مارك ايراني گوشه و كنايه ميشنود، خب اين چه كاري است همان دو يا سه ميليون تومان را ميدهم و جنس خارجي ميخرم تا دخترم هم چند سال بيشتر و راحتتر از وسيله استفاده كند. ما اول در خانوادهمان تصميم گرفتيم از هزينههاي جهاز كم كنيم و بقيه پولي كه در نظر گرفته بوديم به دامادمان بدهيم تا بتواند گرهي از زندگياش را باز كند ولي وقتي اين تصميم را با فاميل در ميان گذاشتم با مخالفت آنها روبهرو شدم و از تصميمم صرفنظر كردم.
ظروف سفالي فيروزهاي چه ايرادي داشت؟از نظر من واقعاً خريد چنين محصولاتي كه صرفاً دكور است، ضرورتي ندارد. مگر زمان مادر من آنقدر سرويسهاي رنگ و وارنگ وجود داشت؟ مگر كريستالي وجود داشت كه ملاك سليقه و كدبانوگري خانمي باشد؟ اصلاً مگر آن زمان درآمدها آنقدر زياد بود كه براي يك شبنشيني ساده تا اين اندازه بريز و بپاش كنند؟ نه. البته اين خريدها براي بعضي افراد مثل عروسها تا اندازهاي قابل قبول است اما براي خانمي كه هيچ نيازي به يك سرويس جديد ندارد و صرفاً با اصرار سرويس چند ميليوني جديد ميخرد، پذيرفته نيست. اين را هم قبول كنيد من يك فروشندهام و نميتوانم كاسبي خودم را كساد كنم.با اين حال من برخلاف ساير فروشندگان سعي نميكنم كسي را اغفال كنم و جنسي را به او بفروشم اما وقتي ميبينم چندين خانم هر روز وارد مغازهام ميشوند و اصرار به خريدهاي آنچناني كريستال دارند كه شايد فقط ۱۳ روز ديد و بازديد عيد مورد استفاده قرار گيرد و سوغات كشورهاي بيگانه است چارهاي جز فروش ندارم. جالب اينجاست كه بعضي از اين خانمها حتي سواد خواندن مارك انگليسي كريستالها را ندارند و ساير فروشندهها از اين موقعيت سوءاستفاده ميكنند و يك كالاي چيني را خيلي راحت به جاي كريستال فرانسه، لهستان يا چك به اصطلاح به او قالب ميكنند. ببينيد اگر بخواهيم صادقانه نظر بدهيم واقعاً ارزش ندارد براي يك ظرف كاملاً زينتي كه فقط در چند روز عيد ممكن است چند بار از آن استفاده شود تا اين اندازه هزينه كرد. تا همين چند دهه قبل بزرگترهاي ما از غذا گرفته تا آجيل و ميوه را در ظروف سفالي آبي فيروزهاي ميريختند كه هزينه چنداني هم نداشت، آنقدر از آن ظرفها بيريا و خودماني توليد همدان و قم استفاده ميشد كه در ذهن هر كودك نسل قبلي و نسل جديد اين ظرفها با رنگهاي خاصشان فوقالعاده دوستداشتني شدهاند تا اين اندازه كه من ترجيح ميدهم قسمتي از خانهام را با همين ظرفها زينت بدهم. ولي تصور كنيد بچههاي نسل جديد چيزي از خاطرات اين چنيني ما در ذهنشان ندارند؛ آنها با ظرفهاي جديد كه ساخت چك، چين، لهستان، ژاپن و... است نميتوانند ارتباط برقرار ميكنند. شايد خندهدار به نظر برسد اما من گاهي به اين فكر ميكنم اين تفاوت ارزشگذاري براي ظرف تا چه اندازه بين دو نسل متفاوت شده است كه اگر ظروف سفالي و چيني گل سرخي قديم از نسلي به نسل ديگر به ارث ميرسيد و به عنوان يك يادگاري فوقالعاده عزيز ميشد امروز بچههاي نسل جديد چون هيچ انگيزه و علاقهاي نسبت به كريستال، چيني، بلور، آركوپال و پيركس ندارند خودشان گاهي اوقات اين ظروف را ميشكنند و از اين اتفاق ذرهاي هم ناراحت نميشوند!
تفاوت قيمتها باعث فروش بيشتر كالاهاي خارجي استمن قبول ندارم كه اوضاع فروش در بازار بلور و چينيفروشي شوش بهتر از صنفهاي ديگر است. ما در روزهاي آخر سال گذشته چند ده فاكتور فروش صادر ميكرديم اما امسال به ندرت ميتوانيم چند عدد فروش در يك روز داشته باشيم.
البته در حالت كلي فروش سال گذشته نسبت به امسال غيرقابل مقايسه بود. قيمتهاي بلور، چيني و كريستال تا سال ۹۰ بسيار مناسب بود طوري كه همه مردم از هر قشر و با هر درآمدي توان خريد اين نوع كالاها را داشتند بنابراين سود خوبي هم نصيب ما شد اما امسال آنقدر قيمتها بالا رفته كه كمتر كسي سراغ خريد چيني و كريستال ميرود پس ما فروش آنچناني هم نداشتهايم اما اين نكته را هم بايد در نظر بگيريد كه بلور، چيني و كريستال جزو لوازم ضروري زندگي نيستند شايد براي همين است كه مردم با كمترين گراني اولين چيزي كه از خريد آن صرفنظر ميكنند محصولات ماست. ناگفته نماند اگر مشتري كالايي را فقط براي مصرف بخواهد ما به او فقط محصولات داخلي را توصيه ميكنيم اما در راسته ما جلب نگاه مشتري شرط خريد كالاست. حالا در نظر بگيريد كريستال و بلور كالايي تزئيني است و در اين نوع كالاها زيبايي شرط اول جلب نظر خريدار است. مشتري دوست دارد كالايي بخرد كه حباب و رگه نداشته باشد و اين خصيصه در محصولات ايراني به ندرت پيدا ميشود. بخشي از خريد و استقبال افراطي خانمها از محصولات خارجي به تفاوت قيمتها باز ميگردد. در عرض يك سال گذشته اجناس ايراني بيش از ۷۰ درصد افزايش قيمت داشتهاند در حالي كه كالاهاي وارداتي با تمام هزينههاي جانبي تنها ۵۰ درصد افزايش قيمت داشتهاند، همين دليلي ميشود براي خريد بيشتر مردم از محصولات خارجي. اگر سال گذشته تنها با ۵۰۰ هزار تومان ميشد در همين بازار يك سرويس ۱۲ نفره كريستال داخلي را خريد امسال اما الان با نزديك ۲ ميليون تومان هم نميتواني يك سرويس كريستال مناسب خريداري كني.
در بازار شوش هم نسخه شما را ميپيچند
قبول دارم كه اينجا بعضي فروشندهها نسخه مردم را ميپيچند، الحق والانصاف هم خيلي بهتر از ناصر خسرو ميپيچند. اينجا هر مغازهدار سعي ميكند با حرفها و تعريفهاي خود بازاري براي كاسبي و سود خودش راه بيندازد و اصلاً كاري ندارد كه حرف و تعريفش درست است يا دروغ، مهم كاسبي است و درآمد دخل هر روز.
متأسفانه ما اينجا بسياري از خانمها را ميبينيم كه در اين اوضاع بيپولي حاضرند براي خريد همين كالاهاي صرفاً زينتي كريستال و ماركهاي طلاكوب ورساچه و نظاير آن ۴ يا ۵ ميليون تومان و حتي ۲۵ ميليون تومان براي خريد چيني و بلور هزينه كنند. اوج نسخهپيچي ما براي مشتريها زماني است كه گنجشك رنگ شده را جاي قناري ميفروشيم. اين نسخهپيچيها در هر صنفي وجود دارد، بهتر است يك سري هم به بازار آجيل و تنقلات در همين چهارراه مولوي همسايه ما هم بزنيد. اگر ما كريستال چك يا لهستان را گران ميفروشيم چون توليد آن در داخل مقدور نيست هيچ دليلي ندارد كه مردم پسته توليد داخل را با قيمت ۶۰ هزار تومان آن هم از مركز پخش آن بخرند! مگر ما اولين توليدكننده و صادركننده پسته در دنيا نيستيم پس چرا مردم بايد توليد خودشان را با قيمت كلان بخرند؟!
جاي خالي كريستال در خانه توليدكنندههاي خارجيبخشي از افزايش قيمتها طبيعي است. وقتي من به عنوان واردكننده تا چند سال پيش ميديدم كه ۴ هزار تومان از پول رايج كشورم معادل چندين واحد پولي خارجي بود و به همين دليل حجم بالايي كالا را ميتوانستم خريد كنم امروز بايد شاهد اين باشم كه براي پول ايراني ارزشي قائل نيستند و من بايد براي خريد نصف حجم كالاهاي كريستالي سابق چندين برابر پول بپردازم. پس وقتي براي من هزينه خريد كالا در كشور مبدأ و وارد كردن آن به ايران بالا رفته طبيعي است كه قيمت فروش هم چند برابر سال قبل شود. من خودم در خانهام از كريستالهاي كشورهاي معتبر مثل چك استفاده ميكنم اما آنقدر قيمتها بالا رفته كه ترجيح ميدهم اگر بخواهم به كسي هديهاي بدهم كريستال متفرقه يا ايراني بدهم. به عنوان يكي از واردكنندههاي كالا در كشور خيلي راحتتر از فروشندگان ميتوانم كالاي داخلي را در داخل بخرم با بستهبندي آنچناني جاي كالاي خارجي به فروشندهها بفروشم اما اين كار را نميكنم چون به اصل كاسبي حلال و روزي پاك معتقدم. براي من فرقي ندارد مردم ميتوانند متوجه تفاوت كالاي داخلي يا خارجي بشوند براي من اين مهم است كه با يك عمر فريب دادن مشتري كالايي را نفروشم، اصلاً دوست ندارم مشتري كالايي را با نام چك بخرد و چند سال بعد به اصطلاح متوجه حقهبازي من شود.
باور كنيد در همان كشور چك، چين و لهستان كه مهمترين توليدكننده كريستال و كالاهاي تزئيني جهان هستند تا اين اندازه فروش بالا نيست. من كه رفتن و مراوده با توليدكنندههاي خارجي جزئي از زندگيام شده شاهدم كه آنها هيچ وقت از ظرف به عنوان يك شيء تزئيني استفاده نميكنند، اگر هم ظرف كريستالي داشته باشند، مطمئن هستند براي استفاده ضروري است. شايد به همين دليل است كه كريستال در خانههاي توليدكنندههاي اين كشورها هم زياد ديده نميشود برعكس ايرانيها پيشتازان اين خريدهاي صرفاً تزئيني براي روكمكني فاميل شدهاند. من فكر ميكنم بخشي از اين آسيب از كشورهاي عربي همسايه و حاشيه خليجفارس وارد كشور ما شده و اينطور ايرانيها را در خود بلعيده است.
من بعد از اين همه سال سابقه در عرصه واردات امروز ميزان وارداتم را براساس سليقه و زمان در نظر ميگيرم. خود مردم به خريد و واردات من جهت ميدهند، مثلاً من ياد گرفتهام هميشه دو ماه قبل از عيد بايد كالاها را وارد كنم تا در عرض يك ماه بتوانم به فروشندهها و بازار بفروشم تا سود خوبي نصيبم شود اما چرا؟ چون خانمها يك دفعه در روزهاي آخر سال به سمت خريد بيرويه كريستال ميروند! حتي ميزان واردات هم براساس سليقه مردم است اينكه چه كالايي ميپسندند، بيشتر ميخرند و چه مدلي در بازار پرطرفدارتر است همه ميشود دلايلي براي خريد كريستال خاص از كشور مبدأ. براي مثال من تا سال قبل اگر ۶ هزار قطعه كريستال وارد ميكردم، امسال فهميدم كه بازار خراب است و براي اينكه ضرر نكنم بايد ۳ هزار قطعه وارد كنم ولي باز هم ميدانستم كه كريستالهاي طلاكوب و رنگي طرفداران بيشتري دارند.
مردم ثابت ميكنند كه دوست دارند دروغ بشنوندامسال در بازار، كريستالهاي بنفش رنگ با گلهاي طلايي بسيار فروش خوب و بالايي داشت. همه خريداران از پشت ويترين شيفته رنگ و جلاي اين كريستالها ميشدند و اصلاً برايشان مهم نبود بايد چه قيمتي براي خريد بپردازند. همكاران ما هم لطف را در حق مشتريها تمام ميكردند و ميگفتند اين كريستالها توليد كشور چك است اما حقيقت چيز ديگري است. اين كريستالهاي بنفش با رنگ و طرح فوقالعاده فوليكس ايراني است كه در همين قزوين خودمان با قيمت بسيار مناسب توليد ولي بهاسم چك فروخته ميشود چرا؟ چون مشتري از زبان من فروشنده بشنود كه اين كريستال توليد ايران است با اينكه از آن خوشش آمده از خريدش صرفنظر ميكند ولي اگر بشنود توليد چك است نه تنها در خريد مصممتر ميشود حتي حاضر است چندبرابر قيمت واقعي براي خريد آن هزينه كند. در حقيقت مردم ما دوست دارند دروغ بشنوند ما هم دروغ ميگوييم تا خوشحالشان كنيم. شايد قيمت كريستال ايراني بيشتر از ۲۰۰ هزار تومان نباشد اما اينجا خيلي راحت به اسم چك بيش از ۳۰۰ هزار تومان فروخته ميشود.
بارها براي خود من پيش آمده كه مشتري فريب ويترين را خورده و مشتاق براي خريد وارد مغازهام ميشود، ولي زماني كه از من ميشنود اين كريستال توليد ايران است شروع ميكند به بد گفتن از جنس داخلي اما زماني كه من به دروغ همان جنسي كه او پسنديده را توليد چك معرفي ميكنم بدون آنكه دو، دوتا، چهارتا كند يا كالا را ورانداز كند، پول را ميدهد! خب اين يعني چي؟ مشتري با زبان بيزباني به من فروشنده ياد ميدهد كه «من اين كالا را پسنديدهام اما دوست ندارم از تو بشنوم كه ايراني است!» من هم طبق سليقه مشتري عمل ميكنم. به هر حال ما اينجا هستيم تا خواسته مشتري را برآورده كنيم. اگرچه ويترين مغازه نگاه مشتري را جلب ميكند اما دلبري كردن كالا تنها در سايه نامهاي برند و خارجي است. ما اينجا حتي اگر حقيقتاً بگوييم كه اين كريستال توليد چين است مشتري حتي حاضر نميشود به اندازه قيمت فاكتور براي خريد آن پول بدهد اما اگر من فروشنده بگويم كه اين كالاي لهستاني است حاضر ميشود حتي به قيمت توليد كشور چك هزينه كند.
ديگر كسي دنبال كباب نيست همه براي بوي كباب آمدهاند
همه وقتي به بازار شوش ميآيند و شلوغي اينجا را ميبينند، فكر ميكنند همه اين جمعيت براي خريد كردن آمدهاند و مطمئناً بالاخره يك جنسي با خود ميخرند و ميبرند اما اين تصور درست نيست. بيشترين مراجعهكنندگان به بازار شوش خانمها هستند و اگر كمي با دقت نگاه كنيد، ميبينيد بسياري از اين خانمها تنها براي چرخ زدن، قيمت گرفتن يا ديدن مدلهاي جديد به بازار ميآيند و در نهايت هم بدون آنكه كالايي بخرند به منزل ميروند.مردم اين روزها اگر هم پول كافي براي خريد جنس نداشته باشند اما ميدانند براي ديدن جديدترين و بهترين مدلهاي چيني، بلور و كريستال بايد به شوش بيايند پس اين جمعيت زياد در بازار به هيچ وجه نشاندهنده فروش زياد نيست.
فروش بازار شب عيد بيشتر از فروش بقيه سال استطبيعي است كه من به عنوان يك ايراني دوست داشته باشم كالاي توليد كشورم بيشتر از كالاي خارجي فروش كند اما در مغازه من ۹۹ درصد كالاها خارجي و تنها يك درصد آن داخلي است. با اين وجود هم فروش كالاي خارجي بيشتر از كالاي داخلي است.
واقعبين باشيم، مردم دنبال جنس خوب، ماندگار و باكيفيت هستند در صنف ما كالايي كريستالي مشتريپسند و خوب است كه شفافيت، سبكي و زيبايي خاص داشته باشد. اگرچه توليدكنندگان داخلي تمام تلاش خود را براي توليد بيشتر و بهتر ميكنند اما حقيقت اين است كه براي مثال وقتي يك ظرف ميوهخوري با سايز مشابه از نوع داخلي و خارجي را با هم مقايسه ميكنيد ميبينيد وزن ايراني خيلي بيشتر از نمونه خارجي است، طبيعي است مشتري هم از خريدن كالاي سنگين خودداري كند. بيشترين خريداران محصولات ما خانمها هستند اگرچه در تمام طول سال فروش ما پابرجاست اما در فصول و مناسبهاي خاص نسبت به ساير ايام سال فروش بيشتري داريم. در ميان مشتريان ما خانمهايي هستند كه چندين سرويس كريستال شيك و گرانقيمت در منزل دارند اما متأسفانه در ايام نزديك عيد يا مهمانيهاي بزرگ خانوادگيشان باز به بازار ميآيند و سرويس جديدي كه مد شده را ميخرند و اصلاً برايشان مهم نيست كه قيمت اين سرويس چقدر است. اما بهترين نكته صنف ما اين است كه دلالها بين ما جايي ندارند پس تفاوت قيمتهاي وارداتي تا فروش زياد نخواهد بود.
جهاز وسيلهاي براي ارزشگذاري مالي
خانواده عروس
حتي در بعضي موارد عروس همراه مادرش به مغازه ما ميآيد كه در تمام مدت حضورشان عروس كه سن و سال چنداني هم ندارد، اصرار ميكند تا بتواند مادرش را از خريد سرويسهاي گرانقيمت منصرف كند اما مادرها از روي رقابت و مسابقه با ساير خانوادههاي فاميل خودشان يا داماد بالاخره يك سرويس گرانقيمت و تقلبي را به جاي سرويس اصل خريد ميكنند. اين مادرها فكر ميكنند اولين چيزي كه به چشم فاميل ميآيد ويترين كمدهاي زينتي است پس بهتر است اين كمدها را با كريستال پر كنند. مادرها گاهي تا ۱۵ ميليون تومان براي خريد يك يخچال هزينه ميكنند پس براي خودشان توجيه ميكنند كه اگر يخچال اين قيمتي خريدهام بايد حداقل ۵ يا ۶ ميليون تومان هم كريستال و تزئيني بخرم.
در كل من اين تفكر را قبول ندارم، يك نگاه به اطرافتان بيندازيد مگر در ازدواجهاي قديم نگاه به جهاز و سرويس كريستال خانم بود؟ اصلاً زندگياي كه با اين جور نگاهها و قياسها شروع شود آخر و عاقبتش را خدا ختم به خير كند. البته ما در مقام يك فروشنده نميتوانيم مشتري را قانع كنيم كه چنين ديدي درست نيست چون مطمئنم اگر خانمي يا دختري از حرفهاي من ناراحت شود، دست از خريدهاي آنچناني برنميدارد فقط مغازه من را ترك ميكند و به سراغ فروشنده ديگري ميرود.
كلاه سرتان نرود
با قيمت مناسب كريستال اصل بخريد
اول اين نكته را بگويم كه ملاك اصل يا تقلبي بودن كريستال كشور توليدكننده و قيمت آن نيست بلكه ميزان مواد كريستالي، ساخت صحيح آن و ماندگاري جلاي آن است. در كريستالهاي اصل از مواد مرغوب استفاده ميشود اين كالاها نسبتاً سنگينتر هستند اما نه آنقدر كه اذيتكننده باشد.
كالاهاي مرغوب و اصل، حباب و رگه ندارند، تراشهاي نسبتاً منظم دارند و در نور شفافيت و جلاي خاصي دارند اما كريستالهاي متفرقه حباب دارند و نشانههايي از رگه هم در بعضي قطعات آن ديده ميشود. كريستالهاي متفرقه كمتر از مواد كريستالي تشكيل شدهاند و درصد مواد شيشهاي در آن بيشتر است و همين عاملي ميشود براي اينكه بعد از گذشت مدتي كريستال متفرقه جلا و رنگ خود را از دست بدهد در حالي كه كريستال اصل همچنان شفاف باقي بماند.
در مطمئنترين حالت بايد كريستال را از نمايندگيهاي خاص با ضمانتنامه خريد اما اگر هم كريستالي را از مغازه عادي خريد كرديد حتماً از فروشنده بخواهيد كه فاكتور فروش به شما بدهد و پشت فاكتور تعهد اصل بودن كالا را برايتان مهر و امضا كند.