
به گزارش خبرنگار ما، سيام مرداد ماه امسال زني در جنوب تهران به پليس مراجعه كرد و گفت شوهرش به طور ناگهاني ناپديد شده است. او گفت: شوهرم كه ميلاد نام دارد و صاحب يك بنگاه املاك است، با ماشين شخصياش از خانه بيرون رفت و ديگر به تماسهايم جواب نميدهد.
بعد از مطرح شدن اين شكايت، مأموران پليس به تحقيق پرداختند اما موفق نشدند هيچ نشاني از ميلاد پيدا كنند. مأموران با رديابي تماسهاي تلفني ميلاد، زني به نام سپيده را بازداشت كردند. او گفت: من همسر صيغهاي ميلاد هستم. مدتي قبل مغازهاي را اجاره كرده بودم. وقتي موعد اجاره تمام شد، مغازه را تحويل دادم و ميلاد آن را براي بنگاه املاك اجاره كرد. او متوجه شد از شوهرم طلاق گرفتهام و همراه تنها پسرم زندگي ميكنم. او به من گفت همسر و فرزندانش او را ترك كردهاند و از من درخواست ازدواج كرد. وقتي اصرار كرد، قبول كردم و صيغه او شدم اما فهميدم به من دروغ گفته است و همراه خانوادهاش زندگي ميكند.
سپيده ادامه داد: من با تاكسي كه داشتم در تاكسي بانوان كار ميكردم. يك روز همسر ميلاد به آنجا آمد و آبروي مرا برد. كارفرمايم هم مرا اخراج كرد. مدتي كه گذشت، فهميدم ميلاد به مصرف شيشه اعتياد دارد. او مرا مجبور ميكرد همراه او به شهرستان بروم تا خريد و فروش مواد كند و اگر به حرفش گوش نميدادم، تهديد ميكرد پسرم را ميكشد. من هم از ترس قبول ميكردم و همراهش ميرفتم. سپيده گفت: من از سرنوشت او خبر ندارم. او شب حادثه به خانهام آمد و بعد از مصرف مواد از خانه رفت.
مأموران پليس كه مدركي عليه سپيده نداشتند، او را آزاد كردند تا اينكه ۲۶ مهرماه امسال جسد مرد ناشناسي اطراف كهريزك پيدا شد. از آنجا كه مشخصات جسد با مشخصات ميلاد مطابقت داشت، خانواده او به پزشكي قانوني دعوت شدند و آنها هويت مقتول را شناسايي كردند.
بعد از پيدا شدن جسد، مأموران بار ديگر سپيده را به عنوان مظنون اصلي بازداشت كردند. او اين بار به قتل اقرار كرد اما گفت قصد كشتن او را نداشته است. سپيده توضيح داد: شب حادثه ميلاد به خانهام آمد و مواد مصرف كرد. او مرا تهديد كرد تا همراهش براي خريد مواد به شهرستان بروم و گفت اگر با او همكاري نكنم، پسرم را ميكشد. من هم مقداري قرص برنج داخل كپسول ريختم و داخل كيفم گذاشتم. سپس همراه هم به پارك رفتيم. ميلاد به من گفت كه سرش درد ميكند من هم چند كپسول به او دادم و گفتم كه قرصهاي تقويتي است.
ميلاد هم قبول كرد و كپسولها را خورد. لحظاتي بعد گفت دچار سرگيجه شده است. من هم ترسيدم و او را به بيمارستان اميرالمؤمنين بردم اما به پزشكان نگفتم كه به او قرص دادهام. پزشكان هم او را معاينه و چند ساعت بعد مرخص كردند. سپس سوار ماشين شديم. من رانندگي ميكردم و ميلاد در صندلي كناريام نشسته بود. مدتي كه گذشت، ديدم حالش بد شد و ديگر نفس نميكشد. ترسيدم و به طرف كهريزك رفتم و جسدش را داخل نهر آبي انداختم و به خانه رفتم. متهم گفت: من قصد كشتن او را نداشتم و نميدانستم كه قرص برنج باعث مرگ ميشود.
بعد از اقرارهاي متهم و انجام تحقيقات، پرونده با صدور كيفرخواست عليه سپيده به اتهام قتل عمد صادر و براي رسيدگي به شعبه ۱۱۳ دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد تا متهم به زودي مقابل هيئت قضات به رياست قاضي محمدسلطان همتيار محاكمه شود.