کد خبر: 506946
تاریخ انتشار: ۲۷ دی ۱۳۹۱ - ۱۰:۱۲
چه كساني بايد بر نظام سلامت و نظام پزشكي مديريت كنند؟
روح‌الله قائداميني اسدآبادي
در مبحث گذشته بر كارآمدي مديريت در نظام سلامت تأكيد شد. كشور ما از گذشته تا به امروز و به خصوص پس از پيروزي انقلاب اسلامي و استقرار حكومت ولايي، وضعيت رو به رشدي را تجربه كرده است كه بي‌شك كارآمدي مديريت كلان كشور و در رأس آن رهبر معظم انقلاب اسلامي مهم‌ترين نقش را در اين پيشرفت برعهده داشته است. نظام سلامت هم بالطبع اين پيشرفت دوران رو به بهبودي را طي نموده و نسبت به ساليان گذشته و در مقايسه با ساير كشورها وضعيت نسبتاً مطلوبي يافته است. از آنجا كه شهر هشتم پنجره‌اي است رو به نقد منصفانه و لازمه هر نقد منصفانه‌اي بيان نقاط قوت عملكردهاست، بنابراين اين مقال فرصتي است تا نقاط قوت نظام سلامت كشور جمهوري اسلامي ايران تلألو بيشتري يابد. باشد كه بتوان شرايط بهتري براي پرواز بر اين قوي سپيد فراهم كرد براي سكانداران آن.

۱- آموزش: نظام سلامت يك نظام دانش‌بنيان است. تفكيك آموزش علوم پزشكي از وزارت علوم، تحقيقات و فناوري و تشكيل دانشگاه‌هاي علوم پزشكي در ايران به عنوان بزرگترين نقطه عطف نظام سلامت محسوب مي‌گردد. از آنجا كه فيلدهاي سلامت محيط آموزشي است استادان علوم پزشكي و دانشجويان تربيت و تعليم را در يك محيط حرفه‌اي تجربه مي‌كنند، بستري براي بهبود و ارتقاي حرفه‌اي هم در بين فارغ‌التحصيلان و هم كاركنان نظام سلامت ايجاد مي‌شود. شايد كارايي بالاي دانش‌آموختگان دانشگاه‌هاي علوم پزشكي به كارايي اين سيستم آموزشي برگردد.

۲- پژوهش: از آنجا كه مقدمه‌ هر توسعه‌اي پژوهش مي‌باشد و چون هيچ سيستمي مانند سلامت توسعه‌يافتني نيست بنابراين نقش برجسته تحقيقات علوم پزشكي در ارتقاي فناوري‌هاي نوين و دانش‌هاي نوبنيان در كشور بر هيچ كس پوشيده نيست و سهم بالاي علوم سلامت در توليدات علمي و پژوهشي كه توسط مجامع معتبر جهاني اعلام مي‌گردد، ناشي از اين توفيق عظيم است.

۳- نيروي انساني: هميشه از هر كودكي كه بپرسي در آينده مي‌خواهي چه‌كاره شوي، معمولاً در غايت آرزوي هر كس آنچه نقش مي‌بندد و به زبان مي‌آيد اين است كه مي‌خواهد پزشك شود. علاقه شديد نخبگان و جهت‌دهي جامعه به اشتغال آنان در حرفه پزشكي، مجموعه‌اي از نخبگان را در نظام سلامت كشور ما فراهم آورده است. وجود اين گنج‌هاي دانش يكي از مهم‌ترين نقاط قوت نظام سلامت است. از سوي ديگر تركيب كاركنان نظام سلامت نشانگر سياست‌هاي جامع نظام سلامت كشور در توسعه اشتغال زنان مي‌باشد.

۴- توسعه اصول و مباني سلامت (PHC ) در كشور؛ كه از سوي متوليان سلامت پس از پيروزي انقلاب اسلامي آغاز گرديد، سبب رشد و توسعه شاخص‌هاي سلامت از مرگ و مير كودكان و زنان گرفته تا اميد به زندگي در كشور شد و سبب ارتقاي ويژه كشورمان در رتبه‌بندي سازمان جهاني بهداشت(WHO) شد. اين توسعه تا آنجا پيش رفت كه بهورز كه يك ابداع ايراني بود به سرعت با توليت سازمان جهاني بهداشت در جهان توسعه يافت.

۵- آمادگي در بحران‌ها: از آنجا كه كشور ما يكي از پرحادثه‌ترين نقاط جهان از لحاظ حوادث و بلاياي طبيعي است، بنابراين هميشه بايد كه در خصوص پيش‌بيني، مقابله و كنترل با اين گونه حوادث توجه خاصي در كشور صورت پذيرد. خوشبختانه نظام سلامت كشور در اين خصوص به عنوان يك الگوي مبرز در كشور و در سطح منطقه مطرح است. عملكرد اين نظام در زلزله بم، زلزله آذربايجان و... در كشور و حتي كمك‌رساني به ساير كشورها بسيار شاخص است. تيم‌هاي اضطراري پزشكي كه از زمان جنگ و با توليت بسيج جامعه پزشكي در نظام سلامت كشور ايجاد شد، سندي درخشان است كه خود به تنهايي مي‌تواند به عنوان يك الگوي ملي براي جهانيان رهاورد باشد.

۶- سياستگذاري: راه‌اندازي دانشكده‌هاي مديريت و اطلاع‌رساني پزشكي و توسعه رشته‌هاي مديريت سلامت در زيرشاخه‌هاي گوناگون به عنوان زيرساخت اصلي براي تربيت سياستگذاران حرفه‌اي نظام سلامت و ايجاد مراكز تحقيقاتي در امر سياستگذاري در سطح وزارت بهداشت يكي از نقاط قوت نظام سلامت است كه البته مي‌تواند به شكل كيفي‌تري دنبال گردد.
۷- انجمن‌هاي علمي: در كنار توسعه آموزش در وزارت بهداشت و با توليت نظام سلامت، با حضور نخبگان و استادان بنام رشته‌هاي گوناگون علوم پزشكي، انجمن‌هاي علمي با پايه NGO ايجاد شد و توسعه يافت كه بي‌شك يكي از مزاياي بزرگ نظام سلامت كشور و عاملي براي توسعه سلامت محسوب مي‌شود.

۸- نقشه جامع علمي سلامت: وجود اين نقشه به عنوان سنگ بناي اصلي توسعه دانش در نظام سلامت كشور كه براساس خرد جمعي و با پويه تحقيق و توسعه توليد شده، نقطه قوتي است كه معماري سلامت را شكوهي دوچندان مي‌بخشد.

۹- مشاركت بين بخشي: همكاري و مشاركت بين‌بخشي هسته اصلي نيل به برابري و عدالت در سلامت است. خوشبختانه كاركرد هم‌افزاي بخش‌هاي دولتي، خصوصي و خيريه در نظام سلامت تحفه‌اي است كه از عملكرد ممتاز نظام سلامت ايجاد شده است. اگر اين هدايت و كنترل از سوي متوليان نظام سلامت وجود نداشته باشد، چرخ سلامت كشور نخواهد چرخيد و سنگي بر سنگ باقي نخواهد ماند.

۱۰- حمايت از مصرف‌كنندگان: نظام سلامت بي‌شك مبرزترين نهادي است كه در كشور تمامي اهداف، فعاليت‌ها و برنامه‌ريزي‌هاي توسعه و حرفه‌اي خود را در راستاي حمايت بي‌چون و چرا از بيماران به عنوان مصرف‌كنندگان اصلي خدمات مراقبت از سلامت معطوف داشته است. همانگونه كه قبلاً گفته شد، منشور حقوق بيمار در كشور ما سند كارآمدي نظام سلامت محسوب مي‌شود.

۱۱- پاسخگويي در مقابل عملكرد: شاخصه دانش‌بنياني و مشتري‌مداري نظام سلامت سبب شده است كه نظام سلامت با وجود ناظران مردمي (رسانه‌ها)، دولتي (مجلس، دستگاه قضايي و كابينه) و خصوصي (نظام پزشكي) همواره در برابر هر سرمايه و هر عملكردي پاسخگو باشد. بنابراين بيشترين پاسخگويي آني از آنان ديده شده است. همين پاسخگويي متضمن كيفيت خدمات نيز مي‌تواند باشد.

۱۲- تنظيم رفتار ارائه‌دهندگان خدمات: نظام سلامت با راه‌اندازي و توسعه سيستم‌هاي ارتقاي كيفيت در سطح مؤسسات مراقبت از سلامت و ايجاد ارتباط اين كيفيت با مراكز بيمه‌اي توانسته است رفتار ارائه‌دهندگان در خصوص ارائه خدمات باكيفيت و ايجاد تناسب پرداخت‌ها از سوي سازمان‌هاي بيمه‌اي را تنظيم كند. يعني بروز هر رفتاري از سوي ارائه‌دهندگان خدمات مراقبت از سلامت واكنش مناسبي از سوي بيمه‌ها به همراه خواهد داشت.

۱۳- گستردگي و تنوع خدمات: نظام سلامت به تعداد محله‌ها، روستاها، كارخانه‌ها، شهرها، استان‌ها و براساس پاتولوژي آن منطقه، مراكز مراقبت از سلامت از خانه بهداشت تا بيمارستان فوق‌تخصصي و دانشگاه دارد. اين گستردگي يكي از بزرگترين مزيت‌هاي نظام سلامت است كه عامل اصلي در توسعه سطح دسترسي‌ها به خدمات مراقبت از سلامت در كشور ما شده است.

۱۴- رهبري ولايي در نظام سلامت: بهداشت و سلامت همواره يكي از مطالبات جدي مقام معظم رهبري بوده است تا جايي كه فرمايش ايشان در اين خصوص بايد به عنوان سند تحول در نظام سلامت جهاني منتشر شود و آن اين است كه ايشان تأكيد كردند: «ما مي‌خواهيم اگر كسي در خانواده‌اي مريض شد آن خانواده بيش از رنج مريض‌داري رنج ديگري نداشته باشد.» ايشان همواره نسبت به مراقبت از قوي سپيد سلامت همت خاص گماشته‌اند و همين مراقبت ولايي بوده است كه با توجه به اينكه ۵ درصد سهم آموزش عالي كشور در ‏اختيار نظام سلامت است و از بين ۲۵۰۰ دانشگاه و دانشكده فقط ۵۰ دانشگاه و دانشكده را دربرمي‌گيرد يعني ۵ ‏درصد دانشجويان كل كشور، ولي در عين حال ۳۰ درصد كل توليدات علمي را نظام سلامت انجام مي‌دهد‎. و اينكه طبق قانون برنامه پنجم توسعه بايد تا پايان برنامه پنج دانشگاه علوم پزشكي در يك درصد دانشگاه‌هاي برتر ‏جهان جاي مي‌گرفت ولي هنوز دو سال از برنامه گذشته و ۶ دانشگاه علوم پزشكي كشور در ميان يك درصد ‏دانشگاه‌هاي برتر دنيا قرار گرفته‌اند و ظرفيت داروهاي بيوتكنولوژي به ۵۰ قلم رسيده است.

البته تمامي اين نقاط قوت نظام سلامت كه برخي از آنها شمرده شد سبب شده كه امروز كشور ما جايگاه مناسبي در توليد علوم سلامت برتر در جهان با رتبه ۱۸ داشته و توسعه يافته‌ترين نظام سلامت با توليد داروهاي بيوتك و درمان بيماري‌هاي صعب‌العلاج در كشور و ارزان بودن سلامت در منطقه باشد.
چه كساني بايد بر اين توفيقات مديريت كنند؟
هر سازماني براي اداره خود ويژگي‌هاي خاصي را مي‌طلبد ولي اداره نظام سلامت و نيز سازمان نظام پزشكي با چنين نقاط قوتي كه برخي‌شان حتي براي بسياري از كشورهاي درحال توسعه آرزوي دست‌نيافتني هستند، مجالي است كه حضور مردان كهن را مي‌طلبد.
خصوصيات ولايي اين مديران بارزترين ويژگي كهن بودن آنهاست كه بالطبع متضمن ساير ويژگي‌هاي آنها نيز خواهد بود. مديري كه اشارات ولي خود را تابلوي عملكرد خويش ببيند و نه پا را فراتر بگذارد و نه عقب بماند. چنين مديري مطمئناً مقتضيات زمان خويش را مي‌شناسد و مي‌داند كه كي، كجا و چگونه از استراتژي‌هاي خويش سخن بگويد.

مديراني بايد بر اين قوي سپيد پرواز كنند كه توسعه تفكر انتقادي سرلوحه هر خدمتشان باشد و در انديشه آنان توسعه خرد جمعي به شكلي عقلگرايانه و براساس مدل‌هاي علمي و حرفه‌اي پايه هر تصميم‌گيري باشد.
مديراني كه دايره مديريتي خويش را بالاتر از حاشيه امن دوستان ببينند و بر جذب حداكثري كاركنان در توسعه مناصب مديريتي با توجه به پيشينه، عملكرد و براساس نظام جامع ارزيابي عملكرد اهتمام ورزند، لياقت اداره اين نظام توسعه يافته و در رأس آن وزارت بهداشت را دارند.
مديراني كه شهامت تصميم‌گيري بر پايه سيستم‌هاي اطلاعات مديريت را داشته و گوش به فرمان دوستان نزديك نباشند و آنچه صلاح همگان هست را در قالب فرآيند توسعه يافته سيستم اطلاعات پشتيبان تصميم، اتخاذ نمايند.

مديري كه نتواند با مافوق و مادون خود تعامل كاملي ايجاد نمايد، لياقت سكانداري كشتي سلامت در طوفان‌هاي سياسي و اقتصادي را ندارد. مديري كه آنچه هست را ببيند و بكوشد هست‌ها را شايسته سازد و به‌دنبال توسعه گام به گام عدالت سلامت باشد، مطمئناً نيازي به ايجاد زيرساخت جديدي براي توسعه ندارد. چنين مديري بايد در حوزه سلامت كشور به كار گمارده شود.
مديري كه ايجاد انگيزه در بين كاركنانش در هر سطحي با تكيه بر بعد ولايي نظام سلامت، سرلوحه كارهايش باشد مي‌تواند از گنج‌هاي دانش اين سازمان بزرگ، بيشترين استفاده را ببرد و آنان را بدل به موتور محركه سيستم نظام سلامت كرده و هم‌افزايي دوصد چندان در ارتقا و بهبود سلامت ايجاد نمايد.
مديري كه خود را جاي مشتري (بيمار، دانشجو، استاد و ساير سازمان‌ها) بگذارد و با درك حس مناسب و متناسب با موقعيت، بتواند با ايجاد حس همراهي، انگيزه آنها را براي تعامل تقويت كند و بيشترين منفعت را براي همگان فراهم آورد.

مديري كه شعار «ما مي‌توانيم» روي تابلوهاي اداره او نقش بسته باشد، از دشمن نهراسد و با تكيه بر داشته‌ها و افزايش تلاش خويش و زير مجموعه‌اش براي دستيابي به اهداف بزرگي كه برايش ترسيم شده يا خودش براي سازمان ترسيم مي‌كند، دوصد چندان تلاش كند، مي‌تواند در نظام سلامت نقش‌آفريني كند. بر همه است كه چنين مديراني را پيوسته پشتيباني كنند تا آنان بتوانند قوي سپيد سلامت را چون همايي بر افلاك جهان به پرواز درآورند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار