کد خبر: 505782
تاریخ انتشار: ۲۱ دی ۱۳۹۱ - ۰۷:۰۰
جستارهايي در انديشه و عمل سياسي مرجع فقيد آيت‌الله العظمي سيد عبدالاعلي سبزواري(قده)
عباسعلي مشكاتي سبزواري
بحث از بعد سياسي حوزه و بزرگان آن، امر عجيبي نيست و هيچ‌يك از علماي بزرگ دين، از سياست حقيقي دور نبوده‌اند و نخواهند بود، زيرا سياست همان فقاهت است، گرچه اين فقاهت در محدوده باب جهاد و امر به معروف و نهي از منكر و ابوابي باشد كه فقه سياسي اسلام مبتني بر آن است.
كسي كه اندك تأملي در سيره عطرآگين علماي راستين داشته باشد، بعد سياسي و محدوده وسيع آن را در زندگي آنها به وضوح مشاهده خواهد كرد. براي اثبات اين مدعا بحث را در قالب چهار محور بيان مي‌كنيم: 

محور اول، مفهوم سياست در دين اسلام 

براي سياست، تعاريف گوناگوني بيان شده است:
اصطلاح ادبي (جنبه لغوي): ولايت داشتن بر شئون مردم و اداره امور آنان است.
اصطلاح فلسفي: خيرخواهي مردم، از طريق هدايت آنها به راه سعادت دنيوي و اخروي آنان است.
اصطلاح غربي: فن حكومت كردن را سياست گويند.
اصطلاح اسلامي: علمي را كه در مورد امور تنظيم‌كننده دولت اسلامي و قوانين و اصول اسلام بحث مي‌كند، سياست مي‌گويند و در روايتي مأثور، امام‌حسن(ع) در پاسخ به پرسشي درباره سياست‌‌فرمودند:
«سياست اين است كه حقوق الهي و زندگان و مردگان را رعايت كني. حقوق الهي همان عمل به اوامر او و ترك نواهي اوست. حقوق زندگان نيز اين است كه حقوق واجب برادر مؤمن خود را بپردازي و در خدمت كردن به امت خودت سستي و تأخير نورزي... و حق مردگان به ياد آوردن خيرات آنان و چشمپوشي از بدي‌هايشان است». (۱)
پس سياست در اسلام همان‌طور كه از اين حديث استفاده مي‌شود عبارت است از تدبير حركت اجتماعي مردم بر اساس موازين شرعي و شخص سياستمدار كسي است كه قدرت و نيروي كامل براي اداره كردن حركت اجتماعي جامعه را داشته باشد.
سيد حكيم(ع) در پاسخ به سؤال از معناي سياست و اينكه آيا دخالت شخص در امور سياسي واجب است يا نه، به صورت بسيار زيبايي مي‌گويد: «اگر معناي سياست اصلاح امور بندگان الهي و عمل كردن براي به رفاه رسيدن مردم باشد، يعني همان معنايي كه از سياست فهميده مي‌شود و از سياسيون خواسته مي‌شود، بايد دانست كه دين اسلام براي برپا كردن اين امور نازل شده است و طبعاً بر همه مردم اقامه اين امور به اندازه نيروي خود واجب خواهد بود، اما اگر سياست معنايي غير از اين داشته باشد، از اسلام نبوده و بر همه واجب است تا از امثال اين اعمالي كه منافي با دستور اسلام و اساس آن است، بپرهيزند». (۲)
محور دوم، ويژگي‌هاي رهبر سياسي از ديدگاه آيت‌الله‌العظمي سبزواري
سيد عبدالاعلي در كتاب مهذب‌الاحكام(۳) بحث ويژگي‌هاي متصدي جهاد در عصر غيبت را مطرح كرده است و به مناسبت ويژگي‌هاي مقام رهبر سياسي را برمي‌شمرد.
اول، قدرت و نيروي كافي براي اداره جامعه به حسب عرف را داشته باشد.
دوم، احاطه علمي و عملي به تمام ابواب فقه اسلامي داشته باشد، به‌گونه‌اي كه همچون آينه تمام شريعت مقدس اسلام را در خود منعكس كند.
سوم، حسن تدبير داشته باشد و حسن تدبير ثمره عقل سليم و تجربه گسترده است. رهبر با حسن تدبير كلمات و جزئيات امور مردم را اداره مي‌كند و از عهده تطبيق حوادث بر احكام الهي برمي‌آيد.
همچنين رهبر بايد به چگونگي معاشرت انبيا با دشمنان خود و نحوه غلبه بر آنها آشنا باشد.
چهارم، رهبر بايد به معناي حقيقي كلمه از ماده و ماديات به دور باشد و در تمامي زمينه‌ها به دين الهي و اهل آن وابسته كند. علاوه بر آن بايد در رعايت تقواي الهي بكوشد و خود را از صفات رذيله، بلكه از مكروهات نيز به دور بدارد. بر عبادت خالصانه، مانند تهجد شبانه و نوال يوميه مداومت كند و ذره‌اي خود را برتر نبيند تا خداي متعال دست او را بگيرد و به سوي آنچه صلاح مردم است هدايت كند.
پنجم، اطرافيان رهبر سياسي بايد باكفايت و خبره و مورد اعتماد باشند تا در تمامي زمينه‌ها با آنها مشورت كند، به‌گونه‌اي كه با هم متحد در هدف شوند و نسبت به او مانند خواص نسبت به پيامبر اكرم(ص) باشند.
ششم، مردم مطيع حقيقي او باشند، نه مطيع ظاهري و از همه جنبه‌ها تسلط تام بر اموال داشته باشد.
هفتم، اهتمام شديد در رفع اختلاف بين مسلمانان از طريق بيان و استدلال داشته باشد، بلكه آنچه لازم است اجراي اين امور در مورد جميع اديان الهي است.
سيد عبدالاعلي در آخرين بند از گفتار خويش پيرامون شرايط رهبر سياسي مي‌نويسد: «ادله بيشترِ شروطي كه ذكر كرديم، عقلايي بوده است و در سنت معصومين(ع) نيز وجود دارند». (۴) 

محور سوم، مواقف سياسي آيت‌الله سبزواري 

جامعه حوزوي، در طول تاريخ، شخصيت‌هاي ديني و سياسي بزرگي را تقديم جامعه اسلامي كرده كه اين امر مهم‌ترين گواه ارتباط دين با سياست و نفي سكولاريسم است. سيد عبدالاعلي سبزواري از جمله شخصيت‌هاي پرورش‌يافته در دامن حوزه‌هاي علميه به شمار مي‌رود كه نقش عظيمي در سياست و هدايت امت اسلامي داشته است.
برخي مواقف سياسي سيد به صورت اشاره در پي مي‌آيد: 

نخست، حمايت از انتفاضه شعبان 

بعد از شعله‌ور شدن آتش شورش ساكنان جنوب عراق كه طي آن توانستند با تيرهاي آهنين خود، تمامي شهرهاي جنوب را به تصرف خود درآورند، قيام مردم بصره نيز بالا گرفت و به تَبَع شورش مردم اين دو شهر، نجف نيز به حركت افتاد تا نقش اساسي خود در رهبري قيام را ايفا كند. منتها اين شورش عظيم به رهبري علماي اسلام نياز داشت كه در دو شخصيت سيد خوئي و سيد عبدالاعلي متجلي بود. در اين زمان سيد عبدالاعلي بيانيه سياسي خود را اعلان و به هدايت انتفاضه و مبارزه با ظلم و ظالمان پرداخت. ايشان به يكي از پسرانش دستور داد تا اين بيانيه را در حرم حضرت علي(ع) براي مردم بخواند. بر اثر اين كار، روح مبارزه و شورش در مردم دميده شد.
بعد از اينكه حزب بعث عراق توانست آتش شورش را خاموش كند، خانه سيد پناهگاه انقلابيون و وحشت‌زدگان شد. 

دوم، جنگ عراق با كويت 

هنگامي كه حزب بعث عراق، بر سرزمين‌هاي كويت مسلط شد و جان و مال مردم آن ديار را به نابودي كشاند، سيد عبدالاعلي در مقابل جنايات غيرانساني حزب بعث ايستاد و فتوايي را ناشي از عمق بينش سياسي خود اعلام كرد و تبهكاري‌هاي آنان را از ديد فقهي بررسي كرد. فتواي معروف ايشان بر سه پايه استوار بود:
۱) حرمت دخول در سرزمين‌ها و اماكن غصبي
۲) حرمت تصرف اموال كويت و كويتيان
۳) بطلان نماز در سرزمين‌ها و اماكن كويتي.
برخي از عراقي‌ها از سيد در مورد چگونگي حكم نماز سربازان عراقي كه در كويت بودند، سؤال كردند و ايشان با صراحت فرمودند: «نماز آنها باطل و غيرمُجزي است». 

سوم، مبارزه با مدعيان ارتباط با امام زمان(عج) 

ادعاي ارتباط با امام زمان(عج) از بزرگ‌ترين خطرهايي است كه جامعه اسلامي را تهديد مي‌كند، زيرا چنين ادعاهايي مبتني بر افكار ويران‌كننده و منافي عقايد اصيل مذهب تشيع است. در مقابل اين عقايد فاسد، علماي رباني و حامي دين، بدعت‌ها و شعارهاي اين فرقه‌هاي ضاله را نابود كرده‌اند.
در رأس و صدر اين علما، مي‌توان از شخصيت سيد عبدالاعلي نام برد كه فتواي معروف ايشان در مبارزه با آنها جالب توجه است. فتواي ايشان شامل دو نكته اساسي است.
۱) كسي كه به اين ادعا توجه كند فاسد و منحرف است.
۲) بر مؤمنان واجب است تا در مقابل خطرهايي كه موجب شكاف در جامعه اسلامي مي‌شود و مردم را به انحراف مي‌كشاند، ايستادگي كنند. 

محور چهارم، تحليل بيانيه سياسي سيد سبزواري 

قبل از اينكه به تحليل و بررسي اطلاعيه سياسي سيد عبدالاعلي بپردازيم، متن كامل اطلاعيه سياسي ايشان را ذكر مي‌كنيم:
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم
«به كساني كه در حال جنگند و به دليل مظلوم واقع شدنشان اذن جهاد داده شده و خدا بر ياري آنها تواناست».
اي مؤمنان گرامي! سال‌هاي مشقت‌باري بر شما گذشته و در آنها ظالمان بر شما مسلط شده و خون‌ها ريخته و نواميس مردم هتك و به مقدسات ديني توهين و احكام شرعي تعطيل شده است و مانند كساني شده‌اند كه خداي متعال در حق آنها فرمود: «آيا نديدي حال مردمي را كه نعمت خدا را به كفر مبدل ساخته و قوم خود را به ديار هلاكت رهسپار كرده، به دوزخ كه بدترين جايگاه‌هاست، در‌افتادند». خداي متعال نيز به استدراج آنها پرداخته و آنها را به خود واگذاشته است تا به غفلت فرو روند، بلكه مانند كساني شدند كه خداي متعال در مورد آنها فرمود: «و آن‌گاه كه به او گفته شود به علت گناه‌هايت از خدا بترس، او را غرور مي‌گيرد، پس جهنم او را كافي است و هر آينه بد جايگاهي است. پس آنها هم گمراه هستند و هم گمراه‌كننده كه به فساد و نابودي اموال و مردم پرداخته‌اند». خداي متعال مي‌فرمايد: «و آن‌گاه كه پشت كند در روي زمين تلاش مي‌كند تا فساد كند و حاصل و نسل بشر را نابود كند و خداوند دوست ندارد فساد را»؛ پس ما شكر الهي را به خاطر از بين رفتن ظلم و ستم به‌جاي مي‌آوريم و به سوي او به خاطر گسترش عدل و داد، تضرع مي‌كنيم. از خداي متعال مي‌خواهم تا مؤمنان را بيدار كند و قدم‌هايشان را از لغزش محفوظ بدارد. خداي متعال مي‌فرمايد: «آنان كه در راه ما به جان و مال جهد و كوشش كنند، محققاً آنها را به راه خويش هدايت مي‌كنيم.»
اي مؤمنان! «نه هرگز در كار دين سستي كنيد و نه اندوهناك شويد، زيرا بلندمرتبه‌ترين ملل دنيا هستيد». خداي متعال با شماست. من از خداي متعال درخواست مي‌كنم تا نظر خود را به شما افكند و شما را براي هر آنچه خير و صلاح شما در آن است موفق كند. پس بر شما باد به تبليغ احكام الهي و دعوت به سوي او و مراقبت بر دينتان و تلاش در تثبيت نيت‌هايتان! خداي متعال مي‌فرمايد: «آنان كه خدا را ياري مي‌كنند كساني هستند كه اگر روي زمين به آنان اقتدار و تمكين دهيم، نماز را به پا مي‌دارند و زكات به مستحقان مي‌دهند و امر به معروف و نهي از منكر مي‌كنند و عاقبت همه كارها به دست خداست».
و السلام عليكم و رحمه الله و بركاته
نجف اشرف، ۱۶ شعبان المعظم، ۱۴۱۱ﻫ. ق، سيد سبزواري
موقف اول، ادبيات نوشتاري اعلاميه
ادبيات اعلاميه، در سه جهت بررسي مي‌شود.
۱ـ براعت استهلال
«براعت استهلال» از جمله محاسن بلاغي كلام است و به معناي شروع سخن با آنچه مناسب غرض است، به‌گونه‌اي كه كلام شامل اشاره‌اي به غرض اصلي آن باشد و شنونده بر اثر آن تحت تأثير قرار بگيرد و به همه كلام گوش فرا دهد. همچنين گفته‌اند: «إنّ حسنَ الافتتاح داعيه الانشراح و مطيه النجاح»: افتتاح نيكو؛ انگيزه بيان و مركب موفقيت است.
اعلاميه سياسي سيد عبدالاعلي از نظر براعت استهلال جايگاهي بس والا دارد، چه اينكه ايشان كلام خود را با آيه‌اي از قرآن كريم آغاز كرده است كه اشاره به مقصود او دارد. سيد غرضِ اصلي كلامِ خود را با آيه شريفه: «أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ؛ به كساني كه جنگ بر آنها تحميل شده، اذن جهاد داده شده است، زيرا مورد ظلم قرار گرفته‌اند و البته خداوند بر ياري آنان تواناست»، بيان كرده است.
۲ـ حسن ختام
«حسن ختام» از ديگر محسنات بلاغي است و مراد از آن پايان دادن كلام به صورتي است كه مطلبي ناگفته نماند. اين امر در صورتي حاصل مي‌شود كه پايان كلام زيبا، شيوا و استوار باشد و شنونده نيز به ختم كلام پي ببرد. سيد عبدالاعلي در اعلاميه خود اين نكته نشان بر حسن بلاغي را به كار برده و كلام خود را با آيه زير به پايان رسانده است: «الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاه وَ آتَوُا الزَّكَاه وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَ لِلَّهِ عَاقِبَه الْأُمُورِ؛ كساني كه چون در زمين به آنها توانايي دهيم، نماز برپا مي‌دارند و زكات مي‌دهند و امر به معروف و نهي از منكر مي‌كنند و سرانجام همه كارها با خداست».
۳ـ سبك قرآني
اعلاميه سيد عبدالاعلي سبكي قرآني دارد و ساير بيانات سياسي كمتر به اين سبك آراسته شده‌اند. زيبايي اعلاميه ايشان از اين نظرگاه دو چندان شده است، به‌ويژه با در نظر گرفتن نحوه برقراري ارتباط و تطبيق واقعيات زماني و مكاني با آيات قرآني اين زيبايي جلوه‌گر مي‌شود.
موقف دوم، جنبه سياسي اعلاميه
در اين موقف، سه مورد را مي‌توان بررسي كرد:
۱ـ بيان عوامل، ريشه‌ها و اهداف قيام
بيان عوامل و اهداف قيام لازمه هر نهضتي است. وظيفه هر انسان سياستمداري اين است كه عوامل و اركان حركت انقلاب و اهداف حركت اصلاحي خود را بيان كند تا جمهور مردم انقلاب را دنبال كنند. اقدام به اين امر به دو علت بر او واجب مي‌شود:
۱- رنگ و بوي شرعي بخشيدن به نهضت،
۲- بيان خطوط كلي نهضت براي نسل‌هاي آينده.
به همين دليل سيد عبدالاعلي مانند هر سياستمدار ديگري اقدام به بيان و تشريح اهداف و عوامل نهضت مي‌كند.
۲ـ عمق بينش سياسي
عمق بينش سياسي از جمله ابعاد مهم، حساس و اركان شخصيت هر سياستمداري است. كسي كه در آفاق تنگ و محدود عالم سياست زندگي كند، از لحاظ سياسي شخصيتي گذشته‌گرا و ارتجاعي شمرده مي‌شود.
عمق بينش سياسي سيد عبدالاعلي را در اعلاميه او به وضوح مي‌توان ديد. ايشان با اينكه واكنش‌هايي خطرناك در حمايت از انتفاضه از خود نشان داد، به‌شدت اصرار داشت تا هويت جبهه مقابل انتفاضه را بيان نكند، زيرا سيد مي‌ترسيد نظام سلطنتي بر انتفاضه پيروز شود و به قدرت بازگردد و در نتيجه اين اعلاميه، گواهي بر ضد ايشان و بهانه‌اي شد تا حزب بعث به مجازات ايشان انديشد. اين دورانديشي، از عمق بينش سياسي ايشان برآمده بود.
۳ـ اهتمام به نظم اداري
از مهم‌ترين اركان حركات سياسي و انقلاب‌ها، اهتمام به نظم اداري است، زيرا اگر شورش و مقاومتي، از تشكيلات قانوني و اداري مناسب برخوردار نباشد، سست‌بنياد و در معرض انهدام و سقوط خواهد بود. به همين دليل سيد عبدالاعلي در بيانيه خود بر نظم اداري اهميت مي‌ورزد تا «قيام شعبان» را از اين جهت حفظ كند. اين نكته كاشف از اهتمام ايشان به نظم اداري است.
پي‌نوشت‌‌ها:
(۱) الروابع المختاره من خطب الامام الحسن(ع)، ص ۱۸۸
(۲) ر. ك: حياه السيد حكيم، ص ۷۰
(۳) ج ۱۵، ص ۸۶
(۴) مهذب‌الاحكام، ج ۵، ص ۸۶
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار