کد خبر: 505419
تاریخ انتشار: ۱۹ دی ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
روز ۱۹ دي در سلسله حوادث قم از برجستگي خاصي برخوردار است كه قم را در سلسله اربعين‌هاي تاريخ‌ساز تعريف مي‌نمايد و نقش آن را در پيش‌تازي به نظاره‌ مي‌نشاند. بر سر اين مسئله كه قم محور تحولات سياسي ايران از دهه ۴۰ به بعد بود ترديدي بين نحله‌هاي مختلف فكري وجود ندارد. اما سؤال است كه آيا قم به همان سان كه بنيان‌گذاري نهضت را رهنمون مي‌شد در افق انقلاب اسلامي نقش‌آفريني مي‌نمايد؟ آيا جريان انقلابي روحانيت توانسته است ضمن تثبيت گفتمان خود در قم نقش مرجعيت اجتماعي در ايران و جهان را ايفا نمايد؟ پس از هويدا شدن نقش قم در ايفاي نقش قبلگي انقلاب اسلامي و حركت به سمت توليد نرم‌افزار نظام نوپاي جمهوري اسلامي خدعه‌ها و نيرنگ‌ها در قم شروع شد. شايد فرستادن معدود دختران بدحجاب و فاسد به قم كوچك‌ترين اقدامي بود كه در برخي سال‌ها اتفاق افتاد، اما آنچه از كلام امام (ره) برمي‌آيد سه آفت بزرگ قم را تهديد مي‌كرد كه عبارتند از:
۱- تحجر: واپسگرايي و عدم روزآمدي در بخشي از حوزه علميه هميشه مورد حمله امام بود كه «عده‌اي واپسگرا همه چيز را حرام كرده بودند.» اين جماعت يادگرفتن زبان خارجي را كفر مي‌دانستند و...
۲- سكولاريسم: خطر اين دسته هميشه توسط امام گوشزد مي‌شد كه «دخالت در سياست را دون شأن فقيه» مي‌دانستند و شاه را سايه خدا معرفي و مبارزه با تانك و توپ به وسيله پوست و استخوان و گوشت را امري غيرممكن تعريف مي‌كردند.
۳- نفوذ: به تعبير امام پس از اينكه ارعاب و زور در سركوب يا ساكت كردن روحانيت اصيل ممكن نشد راه‌هاي نفوذ تقويت گرديد و استكبار كساني را در حد مرجعيت تقويت نمود. امام در واپسين روز‌هاي حياتشان حوزه را به هر دو تفكر (اسلام ناب محمدي از يك سو و تحجر و سكولاريسم از سوي ديگر) آميخته مي‌دانستند و مروجين اسلام امريكايي را مار‌هاي خوش خط و خال مي‌دانستند كه طلاب جوان و انقلابي بايد مراقب آنان باشند. اكنون كه ۲۳سال از عروج آن امام بزرگ مي‌گذرد و به بهانه ۱۹ دي به حوزه علميه قم نگاه كنيد. كدام جريان فكري در قم غلبه دارد و عرصه اجتماعي قم به كدام جهت نگاه مي‌كند؟ ‌ فتواهاي شاذ و مروجين سكولار و كساني كه به تعبير امام «چنان تيشه به ريشه انقلاب و نظام مي‌زنند كه گويي وظيفه‌اي غير از اين ندارند» اكنون كجا هستند؟ منصفانه بايد گفت كه جريان روحانيت انقلابي قم توانسته است در بين توفان شبهات مسير انقلاب، امام و رهبري را گم نكند و جريانات ناهمسو با انقلاب اسلامي نتوانستند در قم خودي نشان دهند.
جريان ضد انقلاب و غرب‌گرا و سكولاريسم عريان كه هيچ، حتي جريان به اصطلاح اصلاحات هم نتوانست با بديل‌سازي، مجمع مدرسين و محققين، در قم جايگاهي پيدا كند و نتوانست در حد يك نماينده مجلس در قم اثرگذار باشد. وجود و رشد مؤسسات علمي- فكري و فقهي- فلسفي در قم همچون جامعه المصطفي، جامعه مدرسين و مؤسسه حضرت امام توانسته‌اند محور اصلي حركت علمي و سياسي قم را سامان دهند و در اين مسير صرفاً در حوزه نخبگي سير ننمودند، بلكه توده مردم قم در اين مسير، سرمايه اجتماعي آنان محسوب مي‌شوند، به صورتي كه در تشييع آيت‌الله منتظري نتوانستند سياه‌لشكري در قم علم نمايند و متوسل به تهران و شهرهاي ديگر شدند تا جماعتي را به نمايش گذارند.
سفر سال گذشته مقام معظم رهبري به قم كه حقاً‌ حماسي‌تر از ۹ دي ماه سال ۱۳۸۸ قم بود، شاخصي براي ارزيابي دولت و دشمن از پويايي و روحيه انقلابي قم بود و بسياري از اميدهاي ذهن ساخته را به دور ريخت. وجود طلاب سياسي و انقلابي از ده‌ها كشور جهان در قم مكتب قم را مكتبي جهاني كرده است كه تأثيرات آن نه يك سال و ۱۰ سال كه صدها سال بعد معلوم خواهد شد و نسل‌هاي متمادي خواهد گذشت تا تكثير اين تفكر بستر تاريخي حيات ديني در كره زمين خصوصاً قاره آفريقا را دگرگون نمايد. اما از نگاه دروني به قم يك آسيب را مي‌توان ديد و آن شيفت پارادايمي مرجعيت علمي و فقهي و تئوريك به مرجعيت عمل سياسي است. اين آسيب از آن رو نگران‌كننده است كه مؤثر‌ين باسواد و روزآمد حوزه علميه قم، ضرورت تلاش براي انقلاب اسلامي را از حوزه ارتقاي فكري و تئوريك نظام به حوزه سياسي سوق دهد و دغدغه تنظيم ليست‌هاي انتخاباتي و ايجاد غيريت‌هاي غيراصولي و غيرمبنايي، مرجعيت عمومي و عام حوزه علميه قم را به مرجعيت خاص و گروهي تقليل دهد و هم‌ترازي آن با انقلاب اسلامي را دچار تفسيرهاي انحرافي نمايد. اگرشاخص‌هاي سياست اسلامي، سياست اخلاقي و ارتقاي توانمندي فكري نظام رو به افول گرايد و رفتارها و عمليات سياسي در صدر نشيند اين خطر وجود خواهد داشت كه خلأ يا نياز فكري نسل‌هاي انقلاب را كساني مرجعيت نمايند كه از قدرت دور هستند و طبيعتاً اين دسته همان روشنفكراني هستند كه از قبل انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامي امتحان خود را بارها پس داده‌اند اما اگر ميدان را از علماي فكري يا به تعبير ديگر اگر بيشه را از شير خالي ببينند، شايد مجدداً‌ هوس شكار نمايند. بنابراين علماي تراز اول اسلام و تشيع در قم هرازگاهي بايد از بالا به قم نگاه نمايند و مرجعيت جريان‌سازي آن در كشور و جهان اسلام را بازخواني و بازسنجي نمايند. روزآمدي و پيوند آن با اصول ثابت اسلام را انطباق دهند و حوزه انديشه اسلامي را بر عمل سياسي ترجيح دهند تا قم همچنان مولد و لكوموتيو انقلاب اسلامي در حوزه انديشه باقي بماند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار