
۱۶ آذر متعلق به جنبش ضد استكباري ايران بوده، هست و ميماند. حتي اگر برخي با بيسليقگي با برگزاري مراسم بزرگداشت اين روز از يك هفته قبل از آن تا يك هفته بعد از آن مخالفت كنند. اما نكتهاي كه نبايد از آن گذشت اين است كه اجازه دهيم با اين كجسليقگيها عدهاي از سرمايهها و فرزندان انقلاب ما، براي رسيدن به اهدافي خلاف اهداف اوليه استفاده كنند.
۱۶ آذر ۸۸ را در مقابل ۱۶ آذر ۳۲ قرار دادن و برخورد بدون ظرافت و تدبير ما يعني دو دستي حماسههايمان را تحويل ناكثين دادهايم. وقتي ۱۶ آذر يادواره شهيدان ضد استكبار كشور نباشد، كم كم استحاله شده و تبديل ميشود به ابزار پز سياسي ليبرال دموكراسي.
يادمان باشد آنهايي كه دانشگاه ما را زنده و پويا نميخواهند و مدام سر كلاسها ميگويند دانشجو را چه به سياست، سرتان به درستان باشد، خودشان از مصادره حماسهها، يادمانها و قهرمانان ما غافل نيستند.
انتخاب تاريخهاي مهم و اثرگذار در انقلاب براي صحنهسازي انقلابهاي رنگين و با همان شعارهاي تاريخي حساب شده است و ما بايد در قبال اين سؤال تاريخ كه چرا كوتاه آمدهايم و خاكريزهايمان را تحويل دادهايم؟ پاسخگو باشيم.
آقاي مدير اين تنها يك تصميم مديريتي درون سازماني نيست. بههوش باشيد كه خطر انحراف فقط براي جوانان وجود ندارد، شايد دامن بزرگترها را هم بگيرد.
البته غلامرضا خواجه سروي معاون فرهنگي و اجتماعي وزير علوم، تحقيقات و فناوري در گفت و گو با «جوان» تأكيد كرده است كه هرگونه اعتراض در مورد برگزاري همايشها و نشستهاي دانشجويي در دانشگاهها ابتدا در شوراي نظارت دانشگاه و سپس در شوراي نظارت بر تشكلهاي مركزي واقع در وزارت علوم بررسي ميشود و به محض رسيدن هر شكايت نامه دستور جلسه تدوين و بلافاصله جلسه برگزار ميشود. به گفته وي تاكنون هيچ شكايتي از هيچ تشكل دانشجويي به دفتر اين شورا نرسيده است.
شايد هم كم كاري از ما دانشجويان باشد كه به نه شنيدني از ميدان به در ميشويم.