کد خبر: 498476
تاریخ انتشار: ۰۸ آذر ۱۳۹۱ - ۱۱:۴۷
اين ره كه مي‌روي به «دردستان» است
حامد حسين‌عسكري
از شخصي پرسيدند:«رفيق بهتر است يا برادر؟»، جواب داد:«برادري كه رفيق باشد!». از گذشته‌هاي دور تا حالا، هميشه «دوست» يا به تعبير صميمانه‌تر آن «رفيق»، جايگاه خاصي در فرهنگ ملي و ديني ما ايراني‌ها داشته است، گواه اين جايگاه ممتاز و ويژه هم، داستان‌ها و ضرب‌المثل‌هاي موجود در دنياي شيرين زبان و ادبيات فارسي از يك طرف و احاديث و روايات وارد شده از بزرگان و پيشوايان معصوم از طرف ديگر است كه همگي به نوعي، بر اهميت نقش «رفيق» در زندگي هر شخص و تأثيرات مثبت يا منفي آن بر سلامت و سرنوشت آدم‌ها دست گذاشته‌اند. هركسي كه ذره‌اي روحيه و فطرت اجتماعي خود را حفظ كرده باشد و اهل حشر و نشر با مردم باشد، خيلي خوب مي‌داند و تأييد مي‌كند كه رفيق، مي‌تواند شريك لحظه‌هاي غم و شادي آدم و مرهم زخم‌ها و غم‌هايش باشد و در مواقع سختي و گرفتاري، با كمك و همفكري خود، دست دوست را بگيرد و از زمين بلا بلندش كند. به قول شيخ اجل، سعدي شيرازي: «دوست آن دانم كه گيرد دست دوست/ در پريشان حالي و درماندگي». 

خلاصه كلام اينكه، هرچقدر در مدح و ثناي دوست خوب و تأثيرات آن در زندگي هركدام از ما آدم‌ها مخصوصاً در اين دوره و زمانه پُرهياهو صحبت شود، باز هم جا دارد، اما اين يك روي سكه رفيق و رفاقت است و‌ اي كاش، عالم رفاقت همين يك چهره را داشت و همه آن، قشنگي و مهرباني و همدلي بود! دنياي رفاقت هم مثل خيلي از ميدان‌هاي ديگر، بالا و پايين‌ شدن‌ها و سرد و گرم‌هاي بسياري دارد و وقتي كه سختي‌هاي روزگار رخ نشان مي‌دهد، آن وقت است كه هر رفيقي عيار مهر و وفاي خود را نشان مي‌دهد. بگذريم! يكي از چهره‌هاي نه چندان دلچسب عالم دوستي و رفاقت كه از بد روزگار، برخي‌ها آن را با صميميت و برادري و به قول قديمي‌ها «جون جوني بودن» اشتباه مي‌گيرند، «رفيق‌بازي» است كه وقتي روح و جان كسي را تسخير مي‌كند، مقدمه‌اي مي‌شود براي به تاراج رفتن خيلي چيزها؛ بله، خيلي چيزها! از عمر و استعداد و سلامت و پول آدم‌ها گرفته تا پدر و مادر و همسر و فرزند و خيلي چيزهاي ديگر! شايد تا به حال، كسي پيدا نشده باشد كه معني رسمي و دقيقي از «رفيق‌بازي» به مردم ارائه كند، اما اين نوع دوستي شور و پُرنمك در مقام تعريف علمي و تحليلي هرچه كه هست، اما به طور خودماني يعني ريختن همه فرصت‌ها و سرمايه‌هاي خود به پاي رفيقي كه شايد ـ يا اصلاً ـ ارزش اين فداكاري‌هاي ديوانه‌وار را نداشته باشد. نكته اصلي و قابل تأمل ماجرا هم اينجاست كه در اين دوره و زمانه پر سر و صدا كه صد البته، نياز به دوست همدل و همراه مثل نياز به آب و هوا حياتي است و حتي تصور نبودن آن هم آزاردهنده و غم‌انگيز است، خو كردن به رفيق‌بازي و وقف كردن زندگي براي رفيق هم به شدت مرسوم و رايج شده است! اين رواج نامبارك، در شهرها و مناطق بزرگ و شلوغ يك جور دامنگير جوان‌ها و حتي بعضي از ميانسال‌ها مي‌شود و در شهرها و شهرستان‌هاي كوچك‌تر و خُردتر نيز كه خرده فرهنگ‌هاي متنوع و ويژه‌اي وجود دارد، جور ديگر دامن زندگي آدم‌ها را مي‌گيرد، تا آنجا كه تأثير اين مرام و روحيه حتي در قالب برخي ادبيات و تكيه كلام‌هاي خاص بر روي بدن دلباختگان كوي دوست! قابل مشاهده است؛ آنجا كه بازار خالكوب‌ها و خالكوبي‌ها داغ و پُر رونق مي‌شود و عباراتي از قبيل «زنده باد رفيق»، «مي‌ميرم برات رفيق»، «سر و جانم فداي رفيق» و. . . بر بازوهاي ستبر يا احتمالاً مُردني رفيق‌بازان خودنمايي مي‌كند. 

تجربه هزار بار تكرار شده خيلي از افراد نشان داده است كه رفيق‌بازي و رقصيدن با سازها و نواهاي رفيق، مهد تولد بسياري از آسيب‌ها و انحرافات اجتماعي به ويژه اعتياد به مواد مخدر از سنتي‌اش گرفته تا صنعتي‌، بي‌و‌بند و باري‌هاي اخلاقي و رفتاري و ولخرجي‌ها و مصرف‌زدگي‌هاست. خيلي پيچيده نيست و شايد هركدام از ما‌ها هم گاهي اوقات، كم يا زياد به سمت اين حال و هوا رفته‌ايم، اما تصوير ساده مسئله اين است كه رفيق‌بازي فرصت‌ها را دود مي‌كند و عمر را تباه و معلوم نيست، رفيقي كه اين سرمايه‌هاي گرانبها به پايش ريخته شده، چقدر هوش و حواسش متوجه اين جانفشاني‌ها بوده و اصلاً چقدر به فكر جبران باشد! بگذريم از اينكه اين بيماري هم مانند هر معضل ديگري نياز به بررسي ريشه‌اي دارد و با فرهنگسازي است كه ريشه‌كن مي‌شود، اما سهم هركدام از ما آدم‌هاي اين اجتماع براي بازنگري در عادت‌هايمان نيز، سهم كم و بي‌اهميتي نيست.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار