
۱۷ شهریور ماه سال گذشته، مأموران مأموران کلانتری ۲۹ مشکین دشت کرج از ماجراي قتل پسر جواني به نام ياسر باخبر شدند. يكي از شاهدان به پليس گفت: من راننده آژانس هستم. ساعتي قبل یاسر با من تماس گرفت و گفت میخواهد به آرایشگاه برود.
من هم با پرايد دنبالش رفتم و او در صندلي جلو سوار شد و به طرف آرايشگاه رفتيم. وقتي به محل رسيديم، ناگهان سه پسر جوان كه سوار موتور بودند رسيدند. يكي از آنها نامش حيدر بود. او قمهاي از زير صندلي موتور برداشت و به ما حمله كرد. اول چند ضربه به پرايد زد و بعد با چند ضربه ياسر را كه هنوز در صندلي جلوي ماشين نشسته بود، زخمي و فرار كرد.
من هم ياسر را به بيمارستان منتقل كردم اما او فوت شده بود. مأموران سپس دو نفر از متهمان را بازداشت كردند. آنها در بازجويي ها به پليس گفتند: ما سوار موتور حيدر بوديم و داشتيم از محل عبور ميكرديم كه ناگهان چشمش به ياسر افتاد كه سوار يك پرايد بود. حيدر موتور را نگه داشت و ما پياده شديم. بعد هم يك قمه از زير صندلي موتورش برداشت و به ياسر حمله كرد. ما نمي دانيم او براي چه ياسر را با قمه زد. بعد هم ترسيديم و فرار كرديم. در شاخه ديگري از تحقيقات، مأموران متوجه شدند حيدر با جعل عنوان در يك كمپ ترك اعتياد در اصفهان بستري است، بنابراين او را بازداشت كردند. وي در بازجوييها اتهام خودش را قبول و صحنه جرم را هم بازسازي كرد.
جلسه دادگاه بعد از اينكه قاضي هدايت رنجبر، رئيس شعبه اول دادگاه كيفري استان البرز رسميت جلسه دادگاه را اعلام كرد، نماينده دادستان كرج با خواندن كيفرخواست متهم را گناهكار دانست و براي او درخواست مجازات قانوني كرد. سپس خانواده مقتول از دادگاه درخواست قصاص كردند.
متهم سپس در جايگاه ايستاد و در توضيح حادثه گفت: مدتي قبل از حادثه داشتم با يكي از دوستانم دعوا ميكردم كه ياسر سر رسيد. او قصد داشت ميانجيگري كند و دعوا را خاتمه دهد. وقتي دعوا بالا گرفت، با چاقو ضربه اي به من زد. وقتي هم دعوا تمام شد، من كينهاش را به دل گرفتم و تصميم گرفتم تا از او انتقام بگيرم. متهم ادامه داد: روز حادثه داشتم با دوستانم از محل عبور ميكردم كه ياسر را ديدم كه جلوي يك پرايد سوار شده است. همان لحظه توقف كردم و قمهام را برداشتم. من ميخواستم او را بترسانم اما جوگير شدم و ضربهام كاري شد و او در بيمارستان فوت شد. وقتي از مرگش باخبر شدم، به اصفهان فرار كردم.
آنجا با كمك برادرم در يك كمپ ترك اعتياد بستري شدم اما مأموران مرا پيدا و دستگيرم كردند. قاضی رنجبر بعد از شنیدن آخرین دفاع متهم و وکیل مدافع او، با هیئت قضائی وارد شور شد و حیدر را به قصاص محکوم کرد.