مقام معظم رهبري در آن ديدار پس از تبيين مراحل مختلف مبارزه كلان و ۶۰ ساله ملت ايران با دولت مستكبر امريكا و شكستهاي سلسلهوار و تنزل جايگاه سياسي، اقتصادي، نظامي و اصول فكري امريكا در مقابل پيشرفتهاي شگرف مادي و معنوي نظام اسلامي، درسهاي بزرگ اين مبارزه ادامهدار را حفظ ايستادگي و بصيرت، توكل بر خدا، كار و تلاش بيوقفه و وحدت ميان مسئولان دانستند و با تأكيد بر اينكه مسئولان به ويژه سران سه قوه بايد با وظيفهشناسي و درك شرايط كنوني، از هر گونه كشاندن اختلافها به ميان مردم خودداري كنند، يادآور شدند كه: «من به مسئولان و رؤساي قوا هشدار ميدهم كه مراقب باشند و اختلافات را به ميان مردم نكشانند.» و سپس هشدار ميدهند كه: «از امروز تا روز انتخابات هر كسي بخواهد اختلافها را به ميان مردم بكشاند و از احساسات آنها جهت اختلافات استفاده كند قطعاً به كشور خيانت كرده است.»
در طول سالهاي اخير اگر چه مقام معظم رهبري بارها به سران سه قوه در زمينه پرهيز از كشاندن اختلافات به ميان مردم هشدار داده و از آنها خواسته بودند كه مسائل را در جلسات خصوصيتر حل و فصل و از كشاندن آن به ميان مردم پرهيز كنند و حتي براي تسهيل در حل اختلافات، هيئت ويژهاي را نيز براي حل و فصل اختلافات تعيين فرمودند، ولي عدم تمكين به آن ساز و كارها و نامهنگاريهاي اخير كه دستمايه دشمنان براي جنجال و هياهوي رسانههاي بيگانه شد، سبب گرديد كه ايشان تداوم آن وضعيت را تا انتخابات خيانت به كشور قلمداد نمايند. در اين زمينه نكاتي چند قابل ذكر است.
۱- هدف راهبردي دشمن از تمركز بر تحريمهاي فلجكننده، دامن زدن به نارضايتيهاي اجتماعي و سياسي، القاي ناكارآمدي نظام و دامن زدن به چالشهاي سياسي براي تسليم نظام اسلامي در برابر نظام سلطه است و بنابر اين هر حركت و كنشي در فضاي سياسي كشور كه زمينهساز چالش و تنش در جامعه باشد، فارغ از هر انگيزه و نيت، در عمل يكي از پازلهاي مورد نياز دشمن را تكميل كرده و بنابر اين دشمن را در ادامه فشارهاي تحريمها مصممتر ميكند. از يادمان نرفته است كه در قضاياي اخير تحولات اقتصادي كشور و پس از بروز برخي از نشانهها از پيامدهاي تحريم يا ضعفهاي سرپرستي كه به التهاب در بازار تهران انجاميد، كلينتون وزير خارجه امريكا به رغم واكنشهاي قبلي خود، اين وضعيت را ناشي از ضعف مديريتي و اختلافات داخل ايران قلمداد ميكند.
۲- پس از رد و بدل شدن نامههاي اخير، رسانههاي وابسته به دشمنان و فتنهگران و مخالفان سياسي و فرصتطلبان و... كوشيدند تا با معطوف كردن آن به اصل نظام، آن را به عرصهاي براي دوقطبيسازي جديد در كشور ميان دولت و نهادهاي معطوف به رهبري تبديل و به زعم خود با دميدن بر آتش تفرقه و اختلاف، حصول هر گونه توافق و تمكين را غيرممكن جلوه دهند و آن را چالشي ساختاري قلمداد كنند.
۳- بيگانگان و جريانهاي ضدانقلاب، نقطه عزيمت تحركات آتي خود را به ويژه براي انتخابات آينده بر حصول اين اختلافات در فضاي سياسي كشور متمركز كردهاند. مبتني بر آن است كه وزير خارجه رژيم صهيونيستي وعده بروز ناآراميهاي گسترده در تابستان آينده و وزير دفاع انگليس نيز نويد «راهاندازي آشوبهاي خياباني» را ميدهد.
۴- اينكه دولت در خط مقدم مبارزه با تحريم يا جنگ اقتصادي دشمنان عليه نظام اسلامي است ترديدي نيست و به طور طبيعي تمام ظرفيتهاي نظام و اهتمام ديگر قوا بايد در پشت سر دولت در اين معارضه قرار گيرد، اما مهمتر از آن حضور فعالتر و پرشورتر مديران و مسئولان دستگاههاي اجرايي در مقابله با اين راهبرد پيچيده و همه جانبه دشمنان است، اما برآيند اقدامات و تلاشها اين امر را به ذهن متبادر نميكند و اين احساس در مردم وجود دارد كه بازار و اقتصاد به حال خود رها شده است و به تعبير عاميانه «كسي به كسي نيست». تداوم اين تلقي ميتواند بزرگترين لطمه را به كارآمدي دولت وارد كند.
۵- اما به رغم برنامهريزيهاي دشمن و غفلتها و كاستيهاي مسئولان و قوا و به رغم تبعات سخت تحريمها و غفلت و ضعفها در عرصه اقتصادي كشور و روند رو به تزايد قيمتها، مردم نشان دادند كه به رغم تحمل اين فشارها، پاي نظام ايستادهاند و با تحمل گرانيها و سختيها، انتظار دارند كه سران و مسئولان آنها نه در حرف و پيام، بلكه در عمل ظرفيتها و توان خود را براي مقابله با اين عرصه پيچيده و طراحي شده از سوي دشمن بسيج كرده و با تحميل شكستي ديگر بر استكبار و نظام سلطه، يك بار ديگر لياقت پيشتازي نظام اسلامي در نهضت بيداري اسلامي و مقابله با استكبار را اثبات كنند.