محمدصادق زماني: با خيلي از افراد از هر قشري درباره «پوشش» و تناسب آن با شخصيت، جايگاه، مكان، عرف و قانون بحث كردهام. استدلالهاي موافقان پوشش متعارف (يعني همان پوشش متناسب با شخصيت، فرهنگ، مكان و قانون) را كمابيش همه ما شنيدهايم زيرا يا به شرع برميگردد، يا به فرهنگ و عرف و يا به حدهاي قانوني، اما مغالطههاي مخالفان «پوشش متناسب» جالب و بعضيهايش در نوع خودشان منحصر به فرد است!
بعضي از مخالفان «پوشش بهنجار» در توجيه دفاعشان از بدحجابي يا بيحجابي، اظهاريهاي دارند كه با اندكي و فقط اندكي تأمل بر اين اظهاريه، ميتوانيم به سطح دانايي اين افراد پي ببريم. اينها ميگويند: «غربيها را ببين! مگر آنها حجاب داشتهاند كه اين همه در علم و تكنولوژي پيشرفت كردهاند؟! ما هم اگر ميخواهيم به قلههاي دانش برسيم بايد دقيقاً مثل آنها رفتار كنيم.» اين مغالطه را به صورت تئوريك ميتوانيم در شخصيت و مرام سيدحسن تقيزاده معروف پيدا كنيم كه ميگفت: «از فرق سر تا نوك پا بايد غربي شويم». ايرج ميرزا هم اين اظهاريه را در بسياري از شعرهايش به نظم كشيده است آن هم در قالب يك عناد و پدركشتگي آشكار با حجاب!
اما آيا مد و پوشش، توليد دانش و تكنولوژي ميكند؟! مسلماً نه! كدام انسان فرهيختهاي ادعا ميكند كه پوشش، توليدكننده سواد است و عامل دستيابي به فنون تكنولوژي؟! بعد هم كه در جواب اين افراد ميگويي به اندازهاي كه غرب در علم پيش رفته، در فساد و بيبند و باري هم پيش رفته است، وقتي در جواب اين عده ميگويي كه از هم پاشيده شدن بسياري از خانوادهها در غرب و بالا بودن آمار طلاق نشانه به رسميت شناختن عرياني و بيحجابي است، وقتي ميگويي كه آمار بالاي سقط جنينهاي نامشروع ارمغان فرهنگ برهنگي در غرب است، پوزخند ميزنند و ميگويند: «نه كه در كشور خودمان آمار طلاق و بياخلاقي بالا نيست؟!» و اينجاست كه بايد پوزخند زد و در جوابشان اين نكته را خاطرنشان كرد كه از وقتي ما هم خواستيم اداي غربيها را دربياوريم، از وقتي كه با فرهنگ و خردهفرهنگهاي اصيل خودمان بيگانه شديم و از وقتي كه از غربيها حتي در پوشش الگو گرفتيم آمار طلاق و روابط نادرست در جامعه ما بالا رفت.
از وقتي كه عاشق سينهچاك ستارههاي هاليوودي شديم و اين ستارهها روابط بيبندوبار را برايمان عادي جلوه دادند، آمار خيانت و بيمهري در جامعه خودمان چاق شد. از وقتي براي آگاه شدن از ماجراي رابطه فلان خواننده زن آنورآبي متأهل با دوست پسرش سرودست شكستيم و با آب و تاب آن را براي ديگران تعريف كرديم، خيلي چيزها در انديشه، خانواده و جامعه ما عوض شد. از هنگامي كه كار اين خواننده زن شوهردار را توجيه كرديم و گفتيم اولاً هنرمند است و روحيه اهالي هنر لطيف است و ثانياً شايد اگر ما هم جاي او بوديم و اينقدر شهرت و زيبايي داشتيم مرتكب خطا ميشديم، خيلي چيزها در جامعه ما تغيير كرد. بله كاملاً درست است؛ پوشش، علم و دانش توليد نميكند. انتظار خلق دانش هم از لباس نداريم! بلكه پوشش، اخلاق و ضابطه توليد ميكند. پوشش يكي از مرزهاي ميان انسان و حيوان است.
ابتداي اين نوشته از تناسب پوشش با شخصيت، جايگاه، مكان، عرف و قانون سخن گفتم. آيا از نظر شما پوشيدن يك لباس خواب يا پيژامه در ديد و بازديدهاي عيد يا جشن عروسي تناسب دارد؟! با كت و شلوار ورزش كردن چطور؟! يا با پيشبند آشپزي، فوتبال بازي كردن؟! از اين مثالها فراوان ميشود گفت و نوشت. با اين حساب، آيا پوشيدن لباسهاي تنگ و چسبان يا انجام آرايشهاي غليظ و نامتعارف در محيط دانشگاه كه مكان كسب دانش و توليد علم است، تناسب دارد؟ آيا گرفتن آينه به دست و آرايش كردن سركلاس درس و دانشگاه با فلسفه اصلي حضور دانشجو در اين محيط مناسبت دارد؟! حتي اگر شرع و دين هم براي پوشش، حد و اندازه تعيين نكرده بود، عقل و منطق عقلايي ايجاب ميكند كه يك موجود به نام و با موقعيت «آدم» به قوانين احترام بگذارد. قانون دانشگاه و آييننامه انضباطي در دانشگاهها تصريح و تأكيد دارد كه پوشش نامتعارف و آرايشهاي زننده در محيط دانشگاه ممنوع است، با اين حال چرا بعضي از دانشجويان كه عموماً هم مدعي «قانونمداري»، «دموكراسي» و «روشنفكري» هستند، قانون پوشش در دانشگاهها را رعايت نميكنند؟! كسي كه ادعاي روشنفكري دارد و همواره ژست انتقادي به قانونشكنيهاي موجود در جامعه ميگيرد آيا نبايد پايبندي به قانون را از خودش شروع كند؟ تا وقتي كه قانونگرايي را از خودمان كه نسل جوان جامعه هستيم شروع نكنيم آيا ميتوانيم جامعهاي را در آينده براي خودمان تخيل و توهم كنيم كه قانون بر آن حكمفرماست؟ ما نسل جوان مدعي، چه زماني ميخواهيم از ادعا عبور كنيم و به قوانين حتي اگر قبولشان نداريم و به ضرر ماست پايبند باشيم؟! متمدنترين انسانها كساني هستند كه به قانون احترام ميگذارند حتي اگر به ضرر آنهاست!