
از چند سال پيش تاكنون، كارشناسان حوزه تعليم و تربيت و متخصصان آسيبهاي اجتماعي، هميشه و هر روز نسبت به عدم آشنايي دانشآموزان با آسيبهاي نوظهور اجتماعي و تبعات اين بياطلاعي، به مردم و مسئولان هشدار دادهاند؛ آسيبها و تهديدهايي كه نه با سبك و سياق گذشته و به صورت علني و به قول معروف «تابلو»، كه با رنگ و لعابهاي جديد و فريبنده و البته با شيوههاي غيرعلني و تدريجي، دامن آيندهسازان اين مرز و بوم و خانوادههاي آنها را ميگيرد و جبران آن را نيز بسيار سخت و در مواردي، غيرممكن ميكند.
ضعف نظام آموزشي كشورمان در زمينه تبيين خطرهاي جديد و آموزش مهارتهاي رفتاري و اجتماعي به دانشآموزان از يكطرف و وجود هنجارهاي خاص ملي و ديني در خانوادههاي ايراني كه آنها را نسبت به مطرح كردن بعضي مسائل بيش از حد محتاط ميكند، از سوي ديگر، باعث شده است تا فضا براي جولان طراحان اين آسيبها و تهديدات بيشتر فراهم شود؛ حالا در اين ميان، كودكان و نوجوانان معصوم ميمانند و يك دنيا كنجكاوي و علامت سؤالهاي بيپاسخ كه اگر به صورت منطقي و اصولي و بر اساس نظام تربيتي بومي با آنها برخورد نشود، ديگران پاسخهاي ظاهر فريب، عملي و خانمانبراندازي را به فرزندان مردم تحويل ميدهند! پاسخهايي كه در قالب «ترويج روابط آزادانه و خارج از ضابطه افراد به ويژه دو جنس مخالف، توزيع و جذابسازي مواد مخدر صنعتي و بيان ويژگيها و تأثيرات غيرواقعي براي آنها و در نهايت استحاله فكري و رفتاري نسل جديد» خودش را نشان ميدهد.
اولين قدم براي جبران غفلتهاي مزمن
با وجود اين تهديدهاي خانمان برانداز و غفلتهاي هميشگي، هنوز جاي خالي يك سلسله اقدامات اصولي و مقابلهاي در نظام آموزش و پرورش كشورمان احساس شده و ميشود، تا اينكه روز گذشته مديركل پيشگيري از وقوع جرم خراسان رضوي از تأسيس نخستين دبستان در كشور با رويكرد «پيشگيري از وقوع جرم» در پايتخت معنوي ايران (مشهدالرضا) خبر داد و گفت: «دبستان نورالخضرا از مهر امسال، ۱۷۰ دانشآموز دختر و پسر را فقط در پايه اول ابتدايي پذيرش ميكند تا از دوران نونهالي در كودكان، ظرفيت پيشگيري از وقوع جرم ايجاد و تقويت شود.»
حميد يوسفي افزود: «اين طرح در اين مدرسه، نخستين بار به صورت پايلوت و به همت بخش خصوصي اجرا شده است». به گفته وي، «اين مدرسه با زيربنايي بالغ بر ۳۵۰ متر مربع، مجهز به سالن ويژه نمايش كودك، مركز مشاوره، اتاق بازي، كارگاههاي سفال، قصهگويي و نقاشي است و هدف از تأسيس آن نيز، آشنايي دانشآموزان با آسيبهاي اجتماعي و پيشگيري از وقوع جرم است.»
چند سؤال جدي از مسئولان
هرچند راهاندازي اين مدرسه در گوشهاي از كشور، نويدبخش خروج از غفلت و انفعال و شروع اقدامات مقابلهاي است، اما چند نكته اساسي در اين طرح به چشم ميخورد كه اگر براي آنها فكري نشود، چه بسا ايجاد اين مراكز آموزشي و مراكز مشابه آنها خاصيت خود را از دست داده و به اصطلاح، «نقض غرض» شود؛ البته تا لحظه تنظيم اين گزارش، تلاش خبرنگار اجتماعي «جوان» براي ارتباط با مسئولان وزارت آموزش و پرورش براي به دست آوردن اطلاعات بيشتر در رابطه با اين طرح بينتيجه بوده است، اما شايد بد نباشد به نكات پرداخته شده و پاسخي مناسب براي آنها ارائه شود؛ ارتباط چنين مدارسي با نظام آموزش و پرورش رسمي كشورمان - با توجه به حاكميتي بودن امر تعليم و تربيت در جمهوري اسلامي- چگونه تعريف ميشود؟ نوع و محتواي آموزشهايي كه قرار است براي پيشگيري از وقوع جرم به دانشآموزان ارائه شود، چيست و چقدر به اقتضائات سني و تفاوتهاي جنسيتي آنان توجه خواهد شد؟ و در نهايت اينكه، براي استمرار اين آموزشها همزمان با تحولات سني دانشآموزان، چه برنامه علمي - نه تبليغاتي و سطحي – تعريف ميشود؟