کد خبر: 483240
تاریخ انتشار: ۰۴ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۰:۴۲
نگاهي به فيلم كلاه‌قرمزي و بچه‌ننه
محمدصادق دهنادي
 به قول آن دوست نويسنده‌ام، حالا كه بليت سينما هم با ماليات ارزش افزوده نزديك به پول خون ما شده، برويم و در ميانه تلق‌تلق شكستن تخمه و خش‌خش خوردن پف فيل، فيلمي را تماشا كنيم،‌ اما دست در دست پسرم ترجيح دادم به ياد حدود ۲۰ سال قبل كه با چه شوق و ذوقي سراغ عروسك‌هاي كاموايي وطني يعني كلاه قرمزي و پسر خاله رفته‌ام، دوباره به سمت سينما بيايم و ببينم كلاه قرمزي نسل حالا چه تفاوتي با كلاه قرمزي زمان ما دارد و احتمالاً چه شباهتي... 

باز هم سونامي كلاه قرمزي
راستي راستي كه كلاه قرمزي هنوز عروسك نسل ماست و اين از صف عريض و طويل فروش بليت پيداست و اينكه ‌امروز خيلي‌ها مثل من بچه را بهانه كرده‌اند كه آتش بچگي خودشان را باد بزنند.
در ميان اين صف كه چهار به يك آنها بزرگ‌ترها هستند، به اين فكر مي‌كنم كه راستي كلاه قرمزي براي بچه‌هاي‌امروز چه حرف‌هايي براي گفتن دارد. راستي پسر هشت ساله من چه حرف‌هايي را مي‌تواند از كلاه قرمزي كه قديم‌الايام رسالتش ياد دادن تميزي و نظم به كودكان بود، ياد بگيرد.
به رسم روزنامه‌نگاري مشكوك مشكوكم. يادم مي‌آيد آن روزها كلاه قرمزي در سينما روايتگر مبارزه با تفاوت‌هاي طبقاتي بود. درباره مهاجرت آدم‌ها از روستاها به شهرها سخن مي‌گفت.
در سال‌هاي بعد كه فيلم دوم كلاه قرمزي ساخته شد، باز ايرج و حميد به سراغ بحث فقير و غني و شاهزاده و گدا رفتند، به سراغ ايده تنها در خانه هاليوود اما ‌امروز كه از شبكه پوياي خودمان تا ده‌ها شبكه ماهواره‌اي و ويدئويي دارند ۲۴ ساعته مفاهيم متنوعي را براي بچه‌هاي ما ارائه مي‌كنند، كلاه قرمزي چگونه مي‌خواهد با شاهزاده و گدا مردم را بخنداند؟ 

عروسك‌هايي براي سينماي نابالغ
كلاه قرمزي باعث شده من و خيلي‌هايي كه دير به دير به سينما مي‌آييم دوباره دست به جيب شويم و براي سينما و حواشي‌اش هزينه كنيم، نه به خاطر اينكه كلاه قرمزي خيلي تحول يافته! نه به خاطر اينكه مفاهيم جديدي در قالب اين عروسك و شخصيت‌هاي پيرامونش ارائه مي‌شود.
اتفاقاً گروه دو نفره طهماسب و جبلي با هم در افكار قديمي خودشان و در همان حال و هوا سير مي‌كنند و اين موضوع را مي‌توان در شباهت بي‌مزه داستان يك خطي كلاه قرمزي و پسر خاله، كلاه قرمزي و سروناز، كلاه قرمزي و بچه ننه و بالاخره حتي در فيلم بدون كلاه قرمزي «دختر شيريني فروش» به خوبي دريافت. گويي اين دو نفر هيچ خط داستاني، جز قصه دختر زير شيرواني بلد نيستند اما همه به سراغ فيلم‌هايشان مي‌روند، چون در اين مدت نزديك به ۲۰ ساله كه شرك و مرد عنكبوتي و بن تن‌ و گربه چكمه‌پوش و سيندرلا و مندي و بچه‌هاي عصر يخبندان و رئيس مزرعه و ده‌ها شخصيت كارتوني جذاب والت ديزني و غير آن ظهور و افول كردند يا شمارگان داستان‌هايشان به پنج و ۱۰ رسيده، هيچ شخصيتي اعم از عروسكي و غيرعروسكي در سينما و تلويزيون ما با نيازهاي روز جامعه كودكان ايران ساخته نشد و همچنان به اصرار ما بزرگ‌ترهاي ‌امروز كه از كودكي ديروزمان حرف‌هاي فقير و غني كلاه قرمزي و پسرخاله را مي‌پسنديديم، بچه‌هاي مان هم بايد بدون اينكه دركي از حرف‌هاي كلاه قرمزي سال ۹۱ داشته باشند، پاي اين قصه تكراري ايرج و حميد بنشينند و به خنده‌هاي پدر و مادرهايشان بخندند. 

طنز سخيفي براي خنداندن بزرگسالان
كلاه قرمزي و بچه ننه به خوبي نشان مي‌دهد سازندگان اين داستان از داستان‌هاي اين عروسك كاموايي با مخاطبان ديروزشان در حال حركتند و اين فيلم، به هيچ وجه فيلم كودكان نيست.
راستش را بخواهيد چند جاي فيلم كه كلاه قرمزي حرف‌هاي بزرگانه مي‌زند يا تيكه‌هاي ناجور جنسي مي‌اندازد، سعي مي‌كنم حواس پسرم را به خوردن پف فيل يا چيز ديگري پرت كنم تا سؤال ناجوري در ذهنش شكل نگيرد،‌ اما در بين آن همه قهقهه بزرگسالان به اين تكه‌هاي كلامي كه به طور مثال در آن كلاه قرمزي بي‌ادب‌تر از چاله‌ميداني‌ها و لات‌هاي بازار، يك خانم را «لش» خطاب مي‌كند يا در قسمت ديگري از فيلم‌‌ نمايي از يك باسن عروسكي نشان داده مي‌شود يا به خاطر شباهت عروسك بچه به كلاه قرمزي همه در پي اين هستند كه ببينند اين عروسك كوچك چه نسبتي با كلاه قرمزي دارد! و كلاه قرمزي مرتباً داشتن زن دوم را براي خودش انكار مي‌كند! ( در اين لحظه مردم غش غش مي‌خندند و بچه‌هاي سينما با تعجب به همديگر نگاه مي‌كنند كه كجاي اين داستان خنده‌دار است؟)
در همه اين لحظه‌ها به اين فكر مي‌كنم كه آيا رمز باقي ماندن كلاه قرمزي ورود به چنين مفاهيمي است؟ و آيا هنوز هم برادران مدرسي فكر مي‌كنند به دليل آنكه شخصيت‌هاي اصلي كارهاي سينمايي‌شان عروسك است، براي كودكان فيلم مي‌سازند؟
آيا آنها بچه‌اي ندارند تا متوجه شوند كه بچه با محيط سربازي نسبتي ندارد؟ با علم وراثت و ژنتيك؟ و حتي با دادگاه و قواعد حقوقي؟ آيا آنها حاضر مي‌شوند به سؤالاتي كه بچه يا نوه خودشان درباره مسائل مطرح شده در فيلم مي‌پرسند، جواب قانع‌كننده بدهند؟ 

پيكان ۴۸ و كلاه قرمزي يك
از سينما كه خارج مي‌شوم به بغل دستي‌ام كه هم‌سن و سال من است مي‌گويم: پيكان، همان پيكان ۴۸، كلاه قرمزي هم همان كلاه قرمزي يك، او هم سري تكان مي‌دهد و با تأسف حرف مرا تأييد مي‌كند. واقعيت اين است كه كار، به شدت از نبود نويسنده‌هاي متفاوت و عدم‌انحصارشكني تيم خلاق اوليه رنج مي‌برد و براي ريتم و جذابيت خود را درگير موقعيت‌هاي سبك و غيرآموزنده كرده است.
كلاه قرمزي و بچه ننه به شدت مؤيد اين است كه تيم جبلي – طهماسب، حداقل در عرصه سينما حرفي براي كودكان ‌امروز ندارند و باز بر اين نكته صحه‌اي ديگر گذاشته مي‌شود كه موفقيت آنها در تلويزيون هم به خاطر فقدان خلاقيت ساير گروه‌هاي عروسكي است، ‌اما به هر صورت خيلي از بزرگ‌تر‌ها هم كه بدون شرم از بچه‌هايشان در اين يك ساعت و نيم نشستند و به گنده‌گويي‌هاي چند عروسك خنديدند و از اينكه مسائل روز ما دستمايه تمسخر سه عروسك اصلي و يكي دو عروسك فرعي داستان بود، دلشان خنك شد و از همه مهم‌تر اهل فرهنگ و هنر از اينكه كلاه قرمزي توانسته در فصل قهر و لشكركشي‌ سينمايي‌‌ها، تارهاي عنكبوت گيشه را پاره كند و رونقي هر چند موقت و غيرقابل اتكا به بازار نه چندان ‌اميدواركننده سينماي ما بدهد، كلاه قرمزي و بچه ننه همچنان بارقه ‌اميدي براي سينماي خواب‌آلود و در كماي ماست.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار