المپيك سيام تمام شد و خاطراتش برجا ماند؛ مسابقاتي كه طبق پيشبيني صاحبنظران با موفقيت ايران در رشتههاي كشتي و وزنهبرداري، دو نقره در دووميداني و تكواندو همراه بود. آري تمامي مدالهاي به دست آمده قابل پيشبيني بود،هر چند توقع ميرفت در كشتي آزاد مرغوبيت آنها بيشتر باشد ولي با توجه به مصدوميت يزداني ميتوان نتايج به دست آمده را تا حدي توجيه كرد.
توفيقات كسب شده اما عوارضي نيز با خود داشت كه از جمله آنها حملات گروهي به فوتبال بود. پس از آنكه طي يك شب خاطرهانگيز مدالهاي خوشرنگي در كشتي فرنگي،وزنهبرداري و پرتاب ديسك عايدمان شد، گروهي از سر دلسوزي، ناكاميهاي اخير فوتبال را كنار نتايج كسب شده در لندن گذاشتند و به فوتبال تاختند. استدلالهاي ايشان البته خالي از نكات منطقي نبود اما قياس مطروحه از ريشه اشتباه بود. اينكه فوتبال را در يك كفه ترازو بگذاريم و رشته ديگري را در كفه مقابل ظلم به هر دو طرف است چرا كه فوتبال به تنهايي از تمامي رشتههاي ديگر جذابتر است و اين ويژگي در اكثر قريب به اتفاق كشورها به رسميت شناخته شده است.
براي اثبات اين مدعا كافي است مجموع تعداد بينندگان رقابتهاي المپيك را با آنان كه جامهاي جهاني را از طريق تلويزيون تماشا ميكنند، مقايسه كنيم. تازه اين مقايسه صرفاً بين المپيك و جامجهاني است كه هر چهار سال يكبار برگزار ميشود. اگر بخواهيم مجموع بينندگان فوتبال در سطح جهان طي چهار سال را با بينندگان ساير رشتهها مقايسه كنيم كه نتيجه عجيبتر هم خواهد شد، در ضمن يادمان باشد كه به طور معمول كساني كه در رشتهاي غير از فوتبال فعاليت ميكنند نيز بيننده رقابتهاي باشگاهي و ملي فوتبال هم هستند ولي اغلب فوتباليستها جز در مواقع خاص تمايل چنداني به صرف وقت و هزينه براي ديدن رقابتهاي ساير رشتهها از خود نشان نميدهند.
خلاصه اينكه فوتبال چه با كسب عنوان بينالمللي همراه باشد و چه نباشد براي اكثر ساكنان ورزش دوست كره خاكي جذاب است و با هيچ رشته ديگري نيز قابل قياس نيست و طعم قهرماني در آن هم با مزه برد در رشتههاي ديگر كاملاً متفاوت است و از آنجايي كه شرايط كنوني طي دهههاي متمادي به وجود آمده است، بعيد است بتوان در كوتاهمدت تغيير در آن ايجاد كرد، بنابراين بهتر اين است كه دوستان دلسوز به جاي آنكه فوتبال را جلوي پاي ساير رشتهها قرباني كنند، دست به دست هم دهند و اوضاع نابسامان كنوني را سامان دهند و فارغ از جوزدگي روزهاي پاياني المپيك، همتي مضاعف به خرج دهند تا فضاي فوتبال عاري از آلودگيهاي موجود شود تا اين رشته نيز در حد خود دل مردم را شاد كند و در اين راستا دو نكته مهم نيز توجه داشته باشند.
اول اينكه از هر رشته به فراخور خودش توقع داشته باشند و التفات داشته باشند كه صرف حضور فوتبال در جامجهاني بيش از قهرماني در اكثر رشتههاي ديگر براي مردم ما اهميت دارد، دوم اينكه وقتي ميخواهند فوتبال ما را با كرهجنوبي و ژاپن مقايسه كنند، فقط به نكات فني نظر نداشته باشند بلكه ساير واقعيات موجود در سه كشور را هم در نظر بگيرند آنگاه به اين سؤال پاسخ دهند كه آيا كسب نتايج يكسان فوتبال سه كشور در سطح جهان، دفن كردن عدالت نيست؟!