جوان: با پايان اين رويداد بزرگ ورزشي، همواره تا مدتي هيجانزده از موفقيتها و ناراحت از عدم موفقيتهايمان هستيم و بعد از گذشت چندروز، باز هم شرايط عادي ميشود و روال عادي زندگي طي ميشود، درست مثل گذشته و با كمترين تغيير.
اما المپيك، تنها ميدان نبرد و جايي براي افتخارآفريني و كسب مدالهاي رنگي و زدن ركوردهاي ماندني نيست. فراتر از همه اين مسائل مهم و حائز اهميت، المپيك، كلاس درس است و جايي براي آموختن و يادگرفتن و بهكار بستن.
اخم كردن به روي بازندهها و خنديدن به روي برندهها، نه چيزي به برندهها و ورزش و ارتقا سطح كيفي آن اضافه ميكند و نه چيزي از ناكامها كم ميكند. اما بررسي اصولي چرايي هر اتفاق، چه خوب و چه بد و واكاوي مسائلي كه باعث بروز موفقيتها و ناكاميها شده، ميتواند سطح كيفي ورزش كشور را ارتقا داده و بر تعداد موفقيتها، مدالها و ركوردها بيفزايد. البته به شرط آنكه از موفقيتها و ناكاميهاي المپيك رمزگشايي شود. يكي از موفقترين رشتههاي حاضر در المپيك لندن، كشتي فرنگي بود. رشتهاي پر افتخار كه سه مدال طلا براي ايران به ارمغان آورد. آن هم در شرايطي كه كشتي فرنگي، چهل سال در حسرت مدال و طلاي المپيك بود.
رمزگشايي از موفقيت كشتي فرنگي، كار چندان سختي نيست. قهر بنا و اخمهاي او بعد از پيروزي اميد نوروزي كه به سختي رقم خورد و فرياد او كه باعث شد نوروزي در كشتي بعدي با قاطعيت به پيروزي برسد، يكي از رمزهاي موفقيت در المپيك بود. رمز همدلي و ثبات كه اگر در ساير رشتهها هم وجود داشت، بيشك تعداد موفقيتها و مدالهاي كاروان كشورمان به مراتب بيشتر بود. ثبات، يكي از مهمترين مسائل در رقم خوردن موفقيتهاست. ثبات حضور بنا در كنار فرنگي كاران و همدلي اين مربي كه به واسطه حضور چند سالهاش در كشتي فرنگي شاگردانش و روحيات آنها را به طور كامل ميشناخت، باعث شد بتواند حسرت چهل ساله كشتي فرنگي ايران در المپيك را از بين ببرد. مسئلهاي كه عدم وجود آن در رشتههايي چون قايقراني، تيراندازي با كمان و دوچرخه سواري، باعث ناكام ماندن اين رشتهها شد.
در گيرودار مسابقات مهيج المپيك ديديم كه عدم حضور مربي در كنار بازيكنان، چه عواقبي براي آنها دارد. وقتي وزيري نتوانست از كچ مربياي كه هشت سال تمام با او كار كرده بود استفاده كند و در مقابل، رغيب مكزيكي او با داشتن اين پوئن توانست كماندار كشورمان را از دور رقابتها حذف كند.
وقتي زهرا دهقان به تنهايي پشت خط قرار گرفت و كمانش را آماده ميكرد، اما ديگر رقبايش از راهنماييهاي مربيان خود برخوردار بودند.
وقتي قايقرانان با دغدغههاي تغييراتي بيموقع راهي شدند، وقتي...
همدلي و ثبات، دو مقوله مهم بود كه در المپيك يادگرفتيم بودن آن تا چه اندازه ميتواند باعث موفقيت شود. همدلي كه شايد بين تكواندوكاران كشورمان با كادرجديدش نبود كه كرمي به حريفاني باخت كه پيشتر آنها را به آساني كنار ميزد.
همدلي كه باعث شد سوسن حاجيپور بهرغم حذف شدن، با نمايشي قابل قبول كنار برود؛ نمايشي فوقالعاده كه بيشك همواره در خاطرمان ميماند.
المپيك كلاس درس بزرگي بود. كلاسي كه بايد در آن ميآموختيم و ياد ميگرفتيم كه چطور نوجوان هفده ساله چيني ميتواند با تلاشي ده ساله، به طلاي المپيك دست يابد يا دوندهاي با پاهاي مصنوعي، همپاي ديگر دوندهها بدود و تلاش كند.
المپيك تمام شد، مدالها و عنوانهاي آن اگرچه ميماند، اما اگر از اين رويداد ورزشي به جاي درس گرفتن، تنها خوابيدن در باد مدالها و عنوانهايش برايمان بماند، هرگز نميتوانيم راهي را كه در المپيك لندن رفتيم را ادامه دهيم و چه بسا در المپيكهاي بعدي، به جاي پيشرفت، سيري نزولي را در پيش گرفته و پسرفت كنيم. المپيك و موفقيتهاي آن، اندكي در نگرشمان تغييراتي را ايجاد كرد و ما را از خوابي چند ساله بيدار كرد و باعث شد تفاوت فوتبال و منهاي فوتبال را با ديدي منطقي و واقعبينانه به نظاره بنشينيم و اين شايد اولين درسي بود كه از اين رويداد ورزشي گرفتيم.
اما المپيك، درسهاي زيادي براي يادگيري دارد. درسهايي براي همه، از بازيكنان و مربيان گرفته تا مديران و مسئولان و حتي اصحاب رسانه كه بيتفاوت گذشتن از كنار آن همان اندازه ميتواند مضر و تخريبكننده باشد كه يادگيري و توجه به آن ميتواند باعث رشد روز افزون سطح كيفي ورزش شده و موفقيتهاي زيادي را در آينده در پي داشته باشد.
خيلي از مسائل و اتفاقات و حتي ناكاميهاي المپيك، از پيش، قابل تصور بود و پيشبيني ميشد. ناكاميهايي كه پر واضح بود بر اثر دخالتهاي بيمورد گريبانگير برخي رشتههاي ورزشي و عدم ثبات استفاده از مربيان و مسائلي از اين دست كه قبل از المپيك بارها و بارها بدان گوشزد شد اما بيتوجهي به آن در برخي رشتهها، باعث ناكامي شد و توجه به آن در رشتههايي چون كشتي فرنگي، باعث موفقيتهايي چشمگير شد.
پرونده المپيك اما سرانجام با تمام خوشيها و ناخوشيها بسته شد و حالا بايد از اتفاقات افتاده درس گرفت و در باد موفقيتها نخوابيد. بايد اشتباهات گذشته را جبران كرد و تصميمات درست را تكرار تا در تورنمنتهاي بعدي، بر تعداد اين موفقيتها اضافه و اضافهتر شود. المپيك، جدا از افتخارآفريني و كسب عنوان و مدال، بهترين كلاس درس است. كلاسي كه اميدواريم ما، شاگرد تنبل آن نباشيم كه دست آخر مجبور است با تك ماده يا نمرات ناپلئوني خود را بالا بكشد.