
ظاهراً عامل زمان و عامل سرعت تحولات مطلوب براي امريكا و رژيم صهيونيستي كه تناسبي با هم ندارند با نتايج پيشبيني شده در زمانهاي لازم به دست نميآيند. به همين دليل خانم كلينتون در تركيه همان نكتهاي كه خانم رايس به سران ۱۴ مارس گفت به زبان آورد. مقامات امريكايي، آنطور كه انتظار داشتند، اوضاع در سوريه بهپيش نرفته و بشار اسد بيش از انتظار امريكاييها مقاومت كرده است.
واقعيت اين است كه هم حاميان خارجي صدايشان در آمده و هم كساني كه با هزار اميد سلاح به دست گرفته و وارد سوريه شدهاند، از آنچه با خوش خيالي برايشان ترسيم شده بود و به دست نيامده، هزار مشكل دارند. اگر قبلاً فقط القاعدهايها و گردانهاي كذا و كذاي آنها يا به اصطلاح ارتش آزاد بر سر حوزه نفوذ و منطقه، دعواي خونين ميكردند، حالا هم ارتش حر و هم القاعده به دنبال ادب كردن الجزيره و العربيه هستند چرا كه آنها حرف خودشان را در رسانه ميزنند و به فكر اوضاع خراب ميداني نيستند. كار به نقشهكشي براي كشتن خبرنگار الجزيره هم رسيده است. در بيرون از سوريه هم اوضاع بدتر از شرايط تروريستها در حلب است. سؤال اصلي اين است كه وقتي جنگ فرسايشي جواب نميدهد و به نتيجه نميرسد، چكار بايد كرد؟ عدهاي مثل فرانسه و آلمان به مواضع روسيه نزديك شدهاند و راهحل سياسي را ميپذيرند و حمله نظامي به سوريه را فاجعهبار ميدانند.
در بخش ارتجاع عرب هم اوضاع همين است. اردن و برخي ديگر هم مثل عربستان دو دل هستند و قطر مثل اسرائيليها محكم ايستاده و امريكا كه تا به حال پشت پرده بود، حالا نميتواند نابودي گروههاي مسلح و تروريست را تحمل كند، به دنبال طرحي است كه اين جماعتهاي مسلح و تروريستي را جمع و جور كند تا از هم نپاشند. با اينكه همه چيز براي انتخاب اخضر ابراهيمي آماده بود و وزراي خارجه اتحاديه عرب در جده براي بررسي جايگزين كوفيعنان حاضر بودند، چون رويكرد اصلي در سوريه با ابهام روبهروست، انتخاب اخضر ابراهيمي كه دو تجربه عملي در عراق و افغانستان را دارد و يك ديپلمات كهنهكار است تا از يك فرآيند جنگي، نظامي، نتيجهگيري سياسي كند و با آن يك گره سياسي را باز كند، با بنبست روبهرو شد. ظاهراً تيم اروپايي از كشورهاي غربي با حمله نظامي و نظامي شدن اوضاع در سوريه موافق نيست و تمايل خود را در يك پروسه سياسي و گفتمان نشان ميدهد، تركيه با شرايط پرهزينه داخلي در عرصه اقتصادي و امنيت داخلي و جايگاه منطقهاي روبهروست، تعدادي از كشورهاي عربي جبهه ارتجاع هم با رويكردهاي سياسي اعلام موافقت كردهاند. اين بدان معناست كه رويكرد كلان جبهه غرب - ارتجاع و رژيم صهيونيستي از يك نگاه و موضع منسجم، فاقد قوام و پايداري است و در واقع با افزايش وزن و منطق كشورهاي مخالف جنگ و مداخلهگري در سوريه، بازبيني مواضع غربي و سناريوهاي لازم آن در دستور كار قرار گرفته است.
برخلاف تصويري كه خانم كلينتون در تركيه نشان داد، ادامه و استمرار وضعيت و سياستهاي آنها براي سوريه امكانپذير نيست و انتخاب نماينده دبيركل هم يا به سمت سولانا يا به سمت مقام اسبق فنلاندي متمايل خواهد شد. دستور كار خانم كلينتون در تركيب فعال كردن فضاي تنش تركيه با ايران و عراق ميباشد تا امكان موازنهسازي در هزينههاي آنها در سوريه را فراهم كند. افزايش واگرايي منطقهاي و افزايش تنش سياسي و امنيتي در واقع با مدل هرج و مرج سازنده امريكايي تطابق دارد و جلوي همافزايي منطقهاي را خواهد گرفت تا امريكا بتواند به بازيگر تعيينكننده و اصلي در معادله كلي منطقه تبديل شود. رفتار هوشمند در قبال تركيه و مديريت رفتارهاي غيرعقلاني آن توسط ايران و عراق و هدايت موضوعات مرتبط با اس- ۳۰۰ و جنجالهاي هدايت شده انگليس در محيط مناسبات ايران و روسيه به مجاري دوجانبه و رسمي از فوريترين اولويتهاي ديپلماسي و سياست خارجي است.