همان اتفاقي كه وعده داده شده بود در حال رخ دادن است. محمد رويانيان چه بخواهد و چه نخواهد، چه باور كند و چه نه، در فوتبال مافيايي ايران در دامي افتاده كه نميتواند به سادگي از آن بيرون بيايد؛ دامي كه نه آن قدر مرئي و محسوس است كه حتي وقتي در آن افتاده بفهمد كه چگونه بايد از آن فرار كند و نه آن قدر هم نامرئي است كه نتواند بفهمد در آن اسير شده. كافي بود كمي چشمش را باز ميكرد، كمي به اتفاقاتي كه دور و برش ميافتاد، نگاهي عميقتر داشت و البته به هر كسي اجازه نميداد كه در كنارش به قدرتي برسد كه حتي روي سر خود او بايستد يا بخواهد از پشت به او خنجر بزند.
رويانيان روزي فهميد در مجموعهاش وسوسه قدرت وجود دارد كه برگههايي به صورت اعلاميه ميان جمعيت تماشاگران پخش شد كه روي آن نوشته شده بود ما مخالف حضور برنو متسو هستيم. متسو البته بيشك بهترين گزينه خارجي براي سرمربيگري اين تيم بود، اما چه كسي نميداند كه آن اعلاميهها توسط مردم نوشته نشده بود. رويانيان چه كرد؟ درهاي ورزشگاه را بست تا هواداران وارد نشوند. آقاي مديرعامل به جاي بستن درها به روي مردم، بايد درها را به روي مرداني ميبست كه ميخواستند به واسطه فشار سكوها خودشان را به تيم تحميل كنند؛ مرداني كه لقب سلطان و اسطوره را يدك ميكشيدند ولي برخلاف تصور محمد رويانيان، آن وجاهت گذشته را ميان جمعيت هواداري پرسپوليس نداشتند.
مكالمهاي خصوصي ميان دوست صميمي حميد درخشان و علي پروين در ورزشگاه درفشيفر را چرا همه شنيدند و رويانيان نشنيد؟ رويانيان با تمام آن ويژگيهاي پليسياش چگونه نشنيد و نفهميد كه آقاي سلطان در پاسخ به اين درخواست دوست صميمي حميد درخشان (كه دست برقضا اين روزها دور و بر باشگاه هم ميپلكد) مبني بر بازگشت به نيمكت پرسپوليس و نشاندن درخشان به عنوان كمك مربي گفته است: «فقط تا هفته پنجم صبر كن!» اگر چنين ادعايي حقيقت نداشت، امروز چگونه درخشان درست در آستانه هفته پنجم ليگ برتر، در آستانه عقد قرارداد با پرسپوليس و نشستن كنار مانوئل قرار دارد؟ درخشان مگر خود پروين نيست؟ درخشان مگر دست راست پروين و همان مردي نيست كه از روز اول قرار بود جاي متسو سرمربيگري اين تيم را بپذيرد؟
در پرسپوليس اتفاقاتي ميافتد كه رويانيان يا نميبيند يا چون آنقدر خودش را در دام و محاصره اطرافيانش عاجز ديده كه قدرت مقابله با آنها را ندارد. رويانيان امروز در پرسپوليس خود را مكلف به اجراي خواستههاي مرداني كرده است كه براي نزديك شدن به پرسپوليس و نيمكتش يك راهحل بيشتر ندارند و آن هم ناكامي مجدد مانوئل است. ناكامي مانوئل حاصل نميشود مگر با شكستهاي مجدد پرسپوليس و البته اين طراحي هدفمند زماني به خوبي اجرا ميشود كه باند مديريت راهبردي و فني، صاحب قدرتي باشد كه امروز در يد خود ميبيند.
به هفته پنجم رسيدهايم و انگار كه بايد منتظر بود؛ منتظر اتفاقاتي كه روي نيمكت پرسپوليس رخ خواهد داد. حميد درخشان به هزار و يك حرف و حديث در يك قدمي نشستن روي نيمكت پرسپوليس است و اين اتفاق، مهمترين شكست در كارنامه رويانيان خواهد بود. دليلش هم واضح است... او به آلترناتيوهاي بعدي هم نشان ميدهد كه براي رسيدن به نيمكت اين تيم نبايد از هيچ كوششي براي زمين زدن تيمشان دريغ كنند. اين گوي و اين ميدان... پرسپوليس را زمين بزنيد و مربياش شويد! اين راهكاري است كه خود آقاي مديرعامل به شما نشان ميدهد. چرا معطل هستيد؟!