
سوريه به محور اصلي تحولات منطقه و حتي عرصه سياست بينالملل تبديل شده است. در كنار تحولات داخلي به ويژه مقابله ارتش با شبهنظاميان و گروههاي تروريستي، تحركات كشورهاي منطقهاي و فرامنطقهاي به ويژه اقدامات صورت گرفته از سوي كشورهاي عربي و غربي، صهيونيستها و تركيه اين كشور را از كانونهاي تحولات جهاني قرار داده است.
در كنار اين تحولات نكته قابل توجه اصرار صهيونيستها و كشورهاي غربي بر لزوم تشكيل ارتش عربي و اسلامي براي حمله به سوريه است. آنها تأكيد دارند كه كشورهاي قطر و عربستان بايد كشورهاي عربي و اسلامي را به اقدام نظامي عليه سوريه سوق دهند. درباره دلايل و اهداف چنين طرحي نكاتي چند قابل توجه است.
نخست آنكه كشورهاي غربي در قالب ناتو در كنار صهيونيستها ميدانند كه سوريه همچون ليبي نيست و ورود به جنگ در شرايط كنوني در كنار هزينههاي انساني با احتمال زياد با شكست نيز همراه است. آنها ابتدا از ارتشهاي عربي استفاده ميكنند تا هزينههاي انساني و حتي احتمال شكست آنها متحمل شوند. به عبارت ديگر طرح مذكور نه نشانه قدرت غربيها بلكه نشانگر هراس آنان از جنگ با سوريه است، هراسي كه با تلاش براي قرار دادن هزينههاي آن بر دوش كشورهاي عربي به دنبال پنهانسازي آن ميباشند.
غرب در نهايت تلاش دارد زماني وارد جنگ شود كه اعراب تلفات جنگ را پرداخته و ارتش سوريه نيز در اين نبرد ضعيف شده باشد تا غرب با كمترين تلفات به نام فاتح جنگ و با ادعاي برقراركننده ثبات به سوريه وارد شود.
دوم آنكه غرب با شرايط اقتصادي كنوني توان تأمين هزينههاي جنگ را ندارد. افكار عمومي غرب نيز چنين جنگي را قبول نميكنند. غرب با پيشگام ساختن كشورهاي عربي تلاش دارد تا هزينههاي جنگ را از آنها تأمين كند در حالي كه از اعتراض مردم اروپا و امريكا نيز جلوگيري ميكنند.
ثالثاً استراتژي امريكا بر اين استوار شده تا جايگاه خود را در ميان ملتها ترميم كند. به گزارش دستگاههاي اطلاعاتي امريكا، جايگاهي براي اين كشور ميان ملتها به ويژه در خاورميانه وجود ندارد بنابر اين با حضور مستقيم در تحولات جهاني انزجار جهاني از آنها بيشتر خواهد شد. براين اساس امريكا بيشتر تلاش ميكند تا در حاشيه قرار داشته باشد و با حركت مهرهها به اهداف خود دست يابد. نمود اين رفتار را در ليبي، يمن و بحرين ميتوان مشاهده كرد. اكنون نيز امريكا تلاش دارد تا با ايجاد ارتش عربي و پيشگام ساختن آنها در جنگ با سوريه موقعيت خود را حفظ كرده و از فروپاشي اعتباري خود جلوگيري كند. امريكا در نهايت تلاش ميكند تا با چهرهاي مثبت و حامي مردم وارد سوريه شود و منافعش را تأمين كند.
چهارم؛ هدف بزرگ غرب و صهيونيستها ايجاد فتنه و نفاق ميان جهان اسلام است. آنها برآنند تا كشورهاي اسلامي را در برابر هم قرار دهند تا در لواي آن از يكسو صهيونيستها در فضاي آشوب منطقه به اشغالگريهاي خود ادامه دهند و از سوي ديگر امريكا بتواند با تفرقه در جهان اسلام طرح تجزيه كشورهاي اسلامي و در نهايت تضعيف مقاومت و بيداري اسلامي را اجرايي سازد. به عبارت ديگر غرب و صهيونيستها با اين طرح، كل جهان اسلام را هدف قرار دادهاند و برآنند تا نابودي آن را اجرايي سازند در حالي كه در ظاهر ادعاي ارتقاي جايگاه منطقهاي اين كشور را سر ميدهند.
در نهايت ميتوان گفت كه طرح تشكيل ارتش كشورهاي عربي توطئههايي عليه جهان اسلام است كه با فريبخوردگي برخي از كشورهاي عربي و تركيه مطرح شده است كه هزينههاي بسياري براي كشورهاي اسلامي به همراه دارد. اين در حالي است كه قطر و عربستان همچنان با توهم قدرت برتر شدن در بازي امريكايي ايفاي نقش ميكنند و حاضر به خروج از حلقه فتنهانگيزي اين كشور نيستند.