
در مجموع اينهايي كه از ميلان جدا شدهاند- برخي فروخته شدند و برخي قراردادشان تمام شده- ۴۰ درصد از دستمزدهاي ميلان در فصل گذشته را تشكيل ميدادند. در حالي كه فصل نقل و انتقالات هنوز تمام نشده، بازيكنان جديد به تيم اضافه ميشوند و البته آنها هم دستمزد ميخواهند اما وقتي همهچيز تمام ميشود اين تيم احتمالاً شاهد كاهش ۲۵ تا ۳۵ درصدي هزينههايش در بخش حقوق بازيكنان خواهد بود.
با توجه به اينكه باشگاه در فصل گذشته حدود ۲۵۰ ميليون دلار براي پرداخت دستمزدها هزينه كرد و البته ضرر ۸۰ ميليونياش هم ثبت شد، نيازي نيست كه شما متخصص رياضي باشيد تا دريابيد كه اين اقدامات به ميلان كمك ميكند تا با الزامات پرزحمت يوفا انطباق پيدا كند. بر اساس اين الزامات زيان يك تيم محدود است يعني در دو سال اول تا سقف ۵۴ ميليون دلار و البته هر فصل قوانين سختتر و فضاي خرج كردن تيمها تنگتر ميشود.
البته جنبه ديگر فروش ابراهيموويچ و سيلوا پولي است كه از اين بابت دريافت ميكنند. اگرچه مبلغ انتقال سيلوا به طور رسمي اعلام نشده ولي رسانهها از ۴۲ ميليون يورو صحبت ميكنند و قطعاً زلاتان پول بيشتري را به جيب سران ميلان واريز ميكند.
حالا سيلوا يكي از بهترين مدافعان وسط جهان است و ابراهيموويچ با آن كه نظرات متفاوتي دربارهاش وجود دارد غولي است كه در ۱۱ فصل گذشته ۹ بار تيمهاي خود را به عنوان قهرماني ليگ رسانده. اما واقعيت اين است كه در زمستان پيش رو سيلوا و ابراهيموويچ به ترتيب ۲۸ و ۳۱ ساله خواهند شد.
بنابراين دو گزينه پيش روي ميلان بود؛ اگر اين دو بازيكن را نگه ميداشتند ميتوانستند يكبار ديگر در فصل آتي مدعي قهرماني در ليگ قهرمانان اروپا و سري A باشند. روي ديگر سكه هم اين است كه باشگاه مجبور ميشود در فرصت باقي مانده فصل نقل و انتقالات خرج كند.
به علاوه بايد يك تصميم مهم و سخت درباره زلاتان ميگرفتند. قرارداد اين مهاجم سوئدي تا سال ۲۰۱۴ اعتبار داشت و اين يعني ظرف چند ماه آينده باشگاه بايد وارد مذاكرات تمديد قرارداد ميشد. او همين حالا مبلغ خيرهكننده ۳۰ ميليون دلار در سال دريافت ميكند و البته به خودش حق ميدهد كه هم قراردادش تمديد شود و هم دستمزدش افزايش يابد. از حالا تا ۱۲ ماه ديگر ميلان حق انتخاب داشت كه با قراردادي جديد پول بيشتري به او بدهد يا تابستان آينده در فاصله يك سال مانده به پايان قراردادش او را به تيم ديگري واگذار كند و در كل وقتي شما ميخواهيد يك بازيكن بالاي ۳۰ سال كه دستمزد فوقالعادهاي طلب ميكند و يك سال از قراردادش باقيمانده را بفروشيد، مشتري زيادي پيدا نميكنيد.
نظر ديگر اين بود كه همين حالا اين دو را بفروشند چون خيلي خوب ميدانستند اين آخرين تابستاني است كه تيمهاي سراسر اروپا ميتوانند ولخرجي كنند. در حالي كه بسياري از باشگاههاي بزرگ قاره دارند خودشان را با قوانين مالي يوفا منطبق ميكنند، قحطي سرمايهگذاران بيحساب و كتاب آمده. چلسي و پاريسنژرمن خوشحال هستند كه دوران ضرردهيشان رو به پايان است اما حتي منچسترسيتي دست به عصا خرج ميكند، بنابراين سال آينده شايد ميلان نتواند به يك سوم آنچه بابت فروش سيلوا و زلاتان گرفته، دست يابد.
بنابراين به اين نتيجه ميرسيم كه اگرچه جدايي اين دو براي هواداران ميلان خوشايند نبود اما بايد اين اتفاق ميافتاد و در آينده به نفع باشگاه خواهد بود. به زور نيمي از پولي كه ميلان بابت اين دو از باشگاه فرانسوي دريافت ميكند را بابت يك دفاع وسط و يك مهاجم جديد پرداخت ميكند و باشگاه ايتاليايي مطمئن است كساني در معرض فروش قرار دارند كه ميتوانند با قيمتي ارزان آنها را بخرند به خصوص با حضور تيمهايي مثل منچسترسيتي كه پر از مهاجم هستند و ميخواهند روبين فانپرسي را نيز به تيم خود اضافه كنند.
هم ادين ژكو و هم كارلوس توس دستمزدي كمتر از ابراهيموويچ دارند و هر دو احتمالاً از انتقال به يك تيم ديگر كه بتوانند در آن ثابت بازي كنند، استقبال ميكنند. اگرچه روبرتو مانچيني عكس اين قضيه را تأييد كرده و گفته هر دو در سيتي ميمانند اما اين باشگاه هم نگرانيهاي خود را از جهت قوانين مالي يوفا دارد و اجازه رفتن يكي يا هر دو را ميدهد به خصوص اگر فان پرسي بيايد.
درباره دفاع هم ميلان شش هفته وقت دارد كسي را پيدا كند تا در كنار فيليپ مكسس، ماريو يپس و فرانچسكو آچربي بتواند خيال تيم را از دفاع وسط راحت كند.
خبر خوبي است كه ميلان بعد از سالها ولخرجي و دادن پولهايي كه از طرف سيلويو برلوسكني به تيم تزريق ميشد، به ديدگاهي عاقلانه و باثبات نزديك ميشود. اما واقعيت اين است كه ميلان ديگر سيلوا يا ابراهيموويچ- يا در سالهاي قبل كاكا يا آندري شوچنكو- نخواهد داشت تا چند سال يكبار آنها را بفروشد و البته با توجه به قوانين مالي يوفا كسي هم پيدا نميشود كه اين طور بازيكنان را بخرد.
در نهايت اگر ميلان ميخواهد در بلندمدت رقابتي باقي بماند بايد دو اتفاق بيفتد؛ درآمدهاي تيم بايد به صورت قاعدهمند افزايش يابد و تيم به فكر اين باشد كه از ردههاي سني پايين و آكادمياش به فكر پرورش استعداد باشد تا بازيكناني مثل پائولو مالديني و فرانكو بارزي دوباره متولد شوند.