
بعدازظهر سهشنبه بود كه نامه دوم IOC روي خروجي خبرگزاريها قرار گرفت. نامهاي كه حكايت از تهديد كميته بينالمللي المپيك داشت؛ تهديد بابت دخالتهاي دولت در امور فدراسيونها، تهديدي كه خيلي محترمانه در آن عنوان شده بود اگر پاسخ مثبتي به سؤالهاي IOC از سوي مسئولان ورزش داده نشود آن وقت مثل آب خوردن تعليقمان ميكنند يعني مثل آب خوردن نميتوانيم در المپيك شركت كنيم و پرچم مقدس كشورمان را در لندن به اهتزاز در بياوريم. يعني اينكه تمام اميدهايمان بابت درخشش و مدالآوري در ميدان المپيك لندن به باد ميرود، تازه محكوم هم ميشويم به اينكه قيد جامجهاني را بزنيم و در بقيه رقابتهاي بينالمللي هم تنها تماشاگر باشيم.
تا بعدازظهر سهشنبه تمام هم و غم و غصهمان اين بود كه بودجه المپيكيها نرسيده، قراردادهاي ميلياردي فوتبال انگيزهاي براي بقيه رشتهها نگذاشته و درنهايت اينكه حال و هواي المپيك در فاصله يك ماه مانده به اين رويداد بزرگ و سرنوشتساز بر كشور و ورزش حاكم نيست اما حالا قصه كاملاً متفاوت است قرار است اصلاً به المپيك نرويم البته مسئولان وزارتخانه عريض و طويل ورزش فعلاً بيخيال هستند كه خب طبيعي است چون آنها نهايتاً بايد قيد يك سفر برون مرزي طولاني مدت را بزنند و البته ميتوانند آن را در زمانهاي ديگر جبران كنند اما در اين ميان چه كسي پاسخ زحمات آنهايي را ميدهد كه به دور از هياهو و در سالنهاي كم امكانات دور از خانواده مدت طولاني و مديدي است كه خود را آماده حضور در آوردگاه لندن ميكنند.
آيا كسي هست كه پاسخ زحمات مربيان كشتي، تكواندو، دوچرخهسواري، قايقراني، جودو، تيراندازي و... را بدهد. به همين راحتي بايد قيد المپيك را بزنيم. آن روز كه همه قلم به دست گرفتند و تأكيد كردند كه دخالت بيجاي وزارت ورزش در امور فدراسيونها و تغيير و تحول در آنها به ضرر ورزش تمام ميشود گوش كسي بدهكار نبود و حتي معاون ورزش جناب وزير صحبت كردند كه نبايد نگران بود و اتفاقي نميافتد و خطري ورزش كشور را تهديد نميكند.
خب حالا قصه بالعكس شده و تهديد كاملاً جدي است، اينكه مسئولان ورزش كشور و كميته ملي المپيك قرار است چه پاسخي به IOC بدهند بسته به درايت خودشان دارد اما اينكه آنها چه تصميمي براي ما بگيرند نكتهاي است كه نه فقط به آقايان پشت ميزنشين وزارت ورزش كه به تمام مردم ايران مربوط ميشود؛ مردمي كه در چم و خم زندگي سخت اين روزها دلخوش هستند به قهرماني و درخشش فرزندانشان در ميادين جهاني به ويژه المپيك. به طور حتم هيچ كدام از مسئولان وزارت ورزش نه درك ميكنند كه گراني و مشكلات اجتماعي و اقتصادي چيست و نه متوجه زحمات طاقتفرساي ورزشكاران بيحاشيه رشتههاي غير فوتبالي هستند پس نبايد هم انتظاري جز پاسخهاي فرافكنانه و دلخوشيهاي بيمورد داشت.
تهديد IOC جدي است، يك ماه بيشتر تا شروع رقابتهاي المپيك باقي نيست و از مسئولان ورزش هم نميتوان انتظاري داشت چون اصلاً اميدي به آنها نيست. در اين بين كاركشتهها، پيشكسوتان و مربيان دلسوز ورزش باقي ميمانند، آنها كه ميدانند المپيك چيست، كجاست و چگونه بايد در آن حاضر شد. ورزش كشور امروز همت اين عده را ميطلبد، عدهاي كه با اظهارنظر و حرفهاي خود مسئولان ورزش را مجاب كنند تا تدبيري عاجل و مؤثر بينديشند، تدبيري كه راه برون رفت ورزش كشور از بحران پيش رو را در خود داشته باشد، تدبيري براي حضوري مقتدر، پررنگ و افتخارآفرين در آوردگاه المپيك ۲۰۱۲. فقط اميد آن ميرود كه زياد دير نشده باشد. راستي ديروز كانو را تعليق كردند حالا فهميديد كه تهديدها جدي است.