دیپلماسی ایرانی: پیرمحمد ملازهی کارشناس مسائل شبه قاره به کودتای قضایی در پاکستان و تاثیر این رویکرد بیسابقه دادگستری بر مسائل سیاست داخلی این کشور اشاره کرده و تبعات داخلی و خارجی این حکم را بررسی کرد:
دیوان عالی کشور پاکستان صلاحیت آقای گیلانی را سلب کرده است. دلیل این اقدام چیست؟
اتهامی که متوجه آقای گیلانی شده و دیوان عالی کشور بر اساس آن او را برای نخست وزیری و هم چنین نمایندگی مجلس رد صلاحیت کرده است، در ارتباط با درخواستی است که قبلا دیوان عالی کشور از آقای گیلانی کرده بود. دیوان عالی کشور قبلا از نخست وزیر خواسته بود که پروندهای را که آقای زرداری، رئیس جمهور پاکستان در سوئیس دارد را باز کند و شرایطی فراهم شود که آقای زرداری در مورد آن پرونده پاسخگو باشد. اما مشکلی که ایجاد شده این بوده که آقای زرداری در واقع در معاملهای سیاسی در زمان ارتشبد مشرف و با او از اتهامات فساد مالی مبرا شناخته شد و آن پروندهها از دید معاملهای که میان مشرف و خانم بینظیر بوتو و آقای نواز شریف صورت گرفت، مختومه شد.
بنابراین یوسف رضا گیلانی این طور استدلال میکرد که چون آقای زرداری مورد عفو قرار گرفته و الان رئیس جمهور است و رئیس جمهور نیز بنابر قانون اساسی مصونیت دارد، نخست وزیر نمیتواند این پرونده را باز کند. این اختلاف نظر میان گیلانی و دیوان عالی کشور سبب شد که در یک محاکمه صوری، آقای گیلانی به دادگاه فراخوانده شود و در آنجا به یک حبس یک دقیقهای محکوم شد. اما دیون عالی خواهان این بود که آقای گیلانی نسبت به آن رای واکنشی نشان دهد. یعنی حداقل میتوانست به لحاظ قانونی نسبت به این رای اعتراض نماید. اما این کار را نکرد. در نتیجه مهلت قانونی که دیوان عالی کشور تعیین کرده بود، روز سه شنبه پایان پیدا کرد. بالافاصله دیوان عالی کشور یوسف رضا گیلانی را رد صلاحیت کرد و اعلام کرد که کمیسیون انتخابات باید در این خصوص موضع گیری کند. کمیسیون انتخابات هم به سرعت تشکیل جلسه داد و گفت که نخست وزیر باید رای دیوان عالی کشور را اجرا کند.
به این ترتیب آقای گیلانی عملا از قدرت ساقط شده است. اما دیوان عالی راه را برای آقای زرداری و حزب مردم باز گذاشته که نخست وزیر جدیدی را معرفی کند. در واقع هدف این است که در پنج تا شش ماه باقی مانده از این دوره، نخست وزیر هم چنان از حزب مردم باشد تا این دوره به پایان برسد.
این کار توسط دیوان عالی کشور پاکستان تا چه اندازه مسبوق به سابقه است؟
اهمیت این رای اتفاقا به بیسابقه بودن چنین رایی از سوی دیوان عالی کشور است. در گذشته هرگاه که مشکلی در پاکستان ایجاد میشد، ارتش کودتا میکرد و دولت حزبی را کنار میگذاشت. این برای اولین بار است و میتوان آن را یک سنتی شکنی دانست که دیوان عالی کشور چنین رایی صادر کرده است. این مسئله میتواند پیامدهای مهمی را در آینده پاکستان داشته باشد. به این معنا که طرف دیوان عالی کشور را به عنوان یک نهاد جدید قدرت مطرح میکند که میتواند در مسائل مختلف موضع گیری کند و تحولاتی ایجاد نماید. در حقیقت این رای دیوان عالی کشور بیش از آنکه یک رای قضایی باشد، یک رای سیاسی است که پوششی قضایی دارد.
بنابراین اینکه گفته میشود این یک کودتای قضایی است به واقعیت نزدیک است؟
بله؛ واقعیت این است که موضع آقای گیلانی یک موضع قانونی است. رئیس جمهور مملکت را نمیتوان در زمانی که در پست دولتی است به دادگاه کشاند. دیوان عالی کشور این مسئله را نادیده گرفته است و به سمت مواد صوری دیگر قانونی رفته است. برای دیوان عالی کشور مهم این است که یوسف رضا گیلانی از رای دادگاه تمکین نکرده است. اما اینکه او از رای دادگاه تمکین نکرده است، یک بحث فرعی است. اصل قضیه این است که رئیس جمهور مصونیت قضایی دارد و نمیتوان او را محاکمه کرد. در واقع اتهام اصلی متوجه گیلانی نیست. اگر کسی سوء استفاده مالی کرده، آن فرد زرداری بوده است. اگر در خارج از کشور پروندهای راجع به فساد مالی وجود دارد، در رابطه با زرداری است و نه آقای گیلانی. در واقع آقای گیلانی در این معامله قربانی میشود تا برخی اتفاقات دیگر نیفتد و ارتش مجبور به کودتا نشود.
دلیل اصلی عزم دیوان عالی کشور برای عزل گیلانی چیست؟
من فکر میکنم مسئله بالاتر از این حرفها است. مشکل اصلی در مورد مناسبات امریکا و پاکستان است. آقای گیلانی تلاش میکرد که راهی برای گشودن بندر کراچی برای ترانزیت تدارکات ناتو پیدا کند. در حالی که ارتشیها با این مسئله مخالف هستند. اخیرا آقای اشراق کیانی، نماینده وزارت دفاع امریکا که برای مذاکره با پاکستانیها آمده بود به حضور نپذیرفت. بنابراین مشکلات بسیار عمیق است و به اینجا نیز ختم نخواهد شد.
واکنش دولت آصف علی زرداری را چگونه ارزیابی میکنید؟
ببینید من فکر میکنم که در مجموع شرایط به گونهای نیست که حزب مردم در مقابل رای دادگاه دست به مقاومت بزند. حزب مردم رای دادگاه را پذیرفته و به نظر من با احزاب ائتلافی خود تلاش خواهند کرد نخست وزیر جدیدی را معرفی کنند و این دوره باقی مانده را به شکل ضعیف تری نست به گذشته یعنی حکومتی که هیچ قدرت مانوری نداشته باشد ادامه دهند. به این دلیل که اگر مقاومت کنند یک بحران عمیق سیاسی ایجاد میشود و معلوم نیست که در آن صورت ارتش دست به کودتا نزند و اگر دست به کودتا بزند شرایط در پاکستان بسیار پیچیدهتر خواهد شد.
بنابراین به نظر میرسد سیاستمداران واقع بین در حزب مردم و بقیه احزاب ائتلافی و حتی حزب نواز شریف که مدعی اصلی قدرت است و اگر انتخابات برگزار شود شانس زیادی برای پیروزی دارد، ترجیح میدهند که دولت حزب مردم به طور کلی برکنار نشود و باقی بماند و با توافق نخست وزیر جدیدی را بر سر کار خواهند آورد.
شما به نگاه حزب مردم نسبت به روابط به امریکا و ناتو دارد اشاره کردید. آیا اتفاقی که برای گیلانی و زرداری رخ داده است با واکنش امریکا مواجه خواهد شد؟
امریکاییها در تحولات پاکستان ملاحظات خود را دنبال میکند. اگر دولتی با توافق احزاب و گروههای اسلامی روی کار آید و شرایط را به گونهای هدایت کند که راه ترانزیت کاروانهای ناتو باز شود، امریکاییها میپذیرند و مسئله برای آنها دشوار نیست. اما اگر وضعیت به گونهای حرکت کند که مواضع پاکستان در قبال گشودن راه تدارکاتی ناتو سختتر شود و احزاب اسلامی و ارتش و حزب مسلم لیگ نواز که الان از برکناری آقای گیلانی خوشحال هستند، از فرصت استفاده کنند و مواضع سخت تری بگیرند، احتمال اینکه امریکا فشار بیشتری به پاکستان وارد کند وجود دارد. چون به هر حال پشت این مسئله ارتش پاکستان است و اگر ارتش با بازگشایی راه تدارکاتی ناتو موافقت نکند، بخش سیاسی و دولت حزبی نمیتواند این کار را انجام دهد. الان هم که در مقابل بازگشایی این راه مقاومت وجود دارد، در حقیقت این ارتش است که مقاومت میکند. هم پارلمان موافق است که راه باز شود و هم دولت حزب مردم.
بنابراین من فکر میکنم سیاست امریکاییها در حال حاضر این است که پاکستان تسلیم نظرات امریکا شود. لذا فشارها را هم چنان ادامه میدهد. قطع نظر از اینکه آقای گیلانی کنار رفته و نخست وزیر دیگری روی کار آمده است. فشار اصلی امریکا متوجه این خواهد بود که پاکستان سیاست دوگانهای که الان در رابطه با حمایت از گروه طالبان و گروههای افراطی دارد یک دست کند و یک سیاست واحد در پیش بگیرد و ارتش را مامور به پاکسازی وزیرستان شمالی کند. البته این مسئله سادهای نیست و ممکن است به یک جنگ داخلی منجر شود. به همین دلیل ارتش پاکستان تمایل ندارد که در این مورد تسلیم نظرات امریکاییها شود.
اما در مجموع امریکاییها چون قصد دارند تا سال ۲۰۱۴ بخش اصلی نیروهای خود را از افغانستان خارج کنند و ناتو هم در حال خارج کردن نیروهای خود است، سعی دارد پاکستان را با خود هماهنگ کند. تا زمانی که پاکستان با امریکا هماهنگ نشده، فشارهای امریکا صرف نظر از اینکه چه دولتی در پاکستان روی کار است، ادامه پیدا خواهد کرد.