کد خبر: 473016
تاریخ انتشار: ۳۱ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۷
تحليل روانشناختي ونداليسم صوتي
دكترحميد طاهرخاني،روانپزشك: به چه دلايلي، برخي جوانان امروزي به قول خودشان عشق آن را دارند كه صداي ضبط ماشين‌هاي خود را بلند و در كوچه و خيابان‌ها خودنمايي كنند؟ اين رفتار ريشه در چه عواملي دارد؟ 

يكي از تكاليفي كه انسان در دوران نوجواني با آن مواجه مي‌شود تكوين هويت شخصي است، اين بدان معناست كه نوجوان براي دستيابي به هويت شخصي خود با پرسش‌هاي مهمي چون من كيستم؟ مقصدم كجاست؟ هدف از حيات چيست؟و. . . مواجه مي‌شود. روندي كه نوجوان طي چند سال براي پاسخگويي به اين پرسش‌ها طي مي‌كند به عنوان جستجوي هويت ناميده مي‌شود. 

برخي بر اين اعتقادند كه چنين جستجويي در جهت شكل‌گيري هويت، دوره نوجواني را به دوره‌اي مملو از دشواري‌ها و مخاطرات تبديل مي‌كند و به همين دليل سخن از بحران هويت به ميان مي‌آورند. رشد شخصيت امري است كه در سراسر عمر آدمي اتفاق مي‌افتد. از سوي ديگر موضوع اصلي در رشد شخصيت، جستجوي هويت است. 

در هر يك از مراحل رشد رواني واجتماعي، فرد با تعارضي مواجه مي‌شود كه بايد آن را حل كند. منشأ تعارض از آنجاست كه فرد در مواجهه با محيط، انتظارات تازه‌اي برايش ايجاد شود. چنين برخورد‌هايي با محيط را «بحران‌» مي‌گويند. فرد در هر مرحله و در هر مواجهه با بحران دو راه پيش‌رو دارد: يك راه سازگارانه و يك راه ناسازگارانه. 

حل و رفع هر يك از بحران‌ها موجب تغيير در شخصيت انسان و ورود به مرحله بعد مي‌شود. در مرحله نوجواني و اوايل جواني مسئله هويت شخص بايد حل شود و شخص به يك خودپنداري معتدل و هويت منسجم دست يابد. در واقع مي‌توان چنين گفت كه تعارض رواني اين دوره، مربوط به شكل‌گيري احساس هويت و پراكندگي اجزاي مختلف آن است. 

حل تعارض زماني ممكن خواهد بود كه نوجوان بتواند بر جوانب منفي اين تعارض و بحران غالب شود و هماهنگي دروني در ايفاي وظايف مختلف را به دست آورد، چنانكه پيش از اين نيز بيان شد، نوجوان در اين دوره با پرسش‌هاي مهم بسياري مواجه مي‌شود. او پيش از اين نيز در مقاطعي همچون دوره كودكي با سؤالات بسياري مواجه بوده است. در دوران كودكي هنگام طرح پرسش و براي يافتن پاسخ، سراغ بزرگسالان مي‌رفت اما در دوران نوجواني هم پرسش‌كننده و هم پاسخ‌دهنده، خود اوست. او از خود سؤال مي‌كند و خود را در اجتماع، خاص و تنها مي‌يابد. 

دوراني كه نوجوان سپري مي‌كند آميخته با اضطراب و دو دلي است. زمان بايد سپري شود تا او به وحدت هويت برسد. هر فرد در فاصله زماني از آغاز بلوغ تا شروع زندگي شغلي و خانوادگي، نقش‌هاي مختلفي را تجربه مي‌كند. در جريان اين تجربه‌ها، نوجوان خود را با قهرمان‌هاي مختلف همانند كرده و رفتارهاي گوناگون، علايق و جهان‌بيني‌ها را تجربه مي‌كند. 

در مطلوب‌ترين شرايط، بحران هويت بايد در اوايل يا اواسط دهه سوم عمر حل شود تا فرد بتواند به مسائل ديگر زندگي بپردازد. هنگامي كه اين امر تحقق يابد، مي‌توان گفت فرد به هويت خود دست يافته است، به آن معنا كه فرد به مفهوم يكپارچه‌اي از هويت جنسيتي، جهت گزينش شغلي و جهان‌بيني نائل شده است. 

اگر فرد در روند شكل‌گيري هويت موفقيتي كسب نكند، به پراكندگي شخصيت دچار مي‌شود. به عبارت ديگر، تا زماني كه بحران هويت حل نشده باشد، وي مفهوم يكپارچه‌اي از خود به‌دست نخواهد آورد.
از چنين پيامد ناگواري به عنوان «سردرگمي هويت‌» ياد مي‌كنند. فرد در حالت سردرگمي هويت علاوه بر پراكندگي شخصيت به ناسازگاري اجتماعي گرفتار مي‌شود و يك هويت منفي به‌دست مي‌آورد. متأسفانه جوان ناكام از دستيابي به خواسته‌هايش دچار بحران هويتي شده و براي اثبات خود دست به بزه و جرم مي‌زند تا با قلدري خود را اثبات كند. 

هويت همچون بندي است كه به ستوني محكم متصل است و فرد را نگه مي‌دارد تا در كوران حوادث اجتماعي، سياسي و فرهنگي استحاله نشود. در واقع، فرد مانند برگي است كه به شاخۀ ميراث‌ها و ارزش‌هاي فرهنگي يك جامعه متصل است و اين ارزش‌ها شكل‌دهندۀ باورها، رفتارها، آگاهي‌ها، دانش، نگرش و در واقع چهارچوب‌هايي است كه فرد را به لحاظ اجتماعي به جامعۀ خود پيوند مي‌دهد.
 
چنانچه هر يك از عواملي كه شكل‌دهندۀ هويت فردي و اجتماعي هستند دستخوش دگرگوني شوند يا از بدنۀ «هويت» جدا گردند، فرد يا جامعه، با بحران مواجه مي‌شود و همين بحران مي‌تواند سبب فروپاشي شخصيت فردي يا نظام سياسي ــ اجتماعي گردد.
افرادي كه دچار دوسوگرايي‌‌اند و نمي‌دانند به سوي كدام هدف بايد حركت كنند، هنوز خود را نشناخته‌اند، نمي‌دانند چه بايد بكنند بر تكيه‌گاه‌هاي نامطمئني دل خوش مي‌كنند و به همين دليل، با وزش‌هاي بادي هرچند خفيف، احساس تنهايي و از دست دادن پناهگاه و تكيه‌گاه، آنها را مي‌آزارد. 

يكي از مسائل عمده‌اي كه در سال‌هاي اخير توسط مسئولين و سياست‌گذاران فرهنگي مطرح بوده، همين مسئله بحران هويت است. اين بحران كه نتيجه تلاقي سه فرهنگ ايراني، اسلامي و غربي و تقابل آنها در برابر يكديگر طي سده‌هاي متمادي است، چالش‌ها و آسيب‌هاي جدي را در شكل‌گيري هويت فردي به وجود آورده است. 

تقابل زندگي مدرن با سنت‌هاي بومي آنچنان روند شتاب آلودي به خود گرفته است كه فرصت جايگزيني فرهنگي و شكل گرفتن ساختارها و نهادهاي منطبق بر مقتضيات زماني و فرهنگ بومي را سلب كرده است. به طوري كه افراد جامعه و به خصوص نوجوانان و جوانان دشوارترين شرايط را از لحاظ اجتماعي شدن و فرهنگ‌‌پذيري تحمل مي‌كنند و با نوعي نابهنجاري يا حتي بي‌هنجاري دست به گريبانند كه نتيجه آن بروز بحران هويت است. نمونه‌هايي از شاخص‌هاي بي‌هويتي جوانان را امروزه مي‌توان در سطح جامعه مشاهده كرد. گرايش به موسيقي‌هاي نامتعارف و بلندكردن غيرطبيعي صداي ضبط صوت، گرايش به مدهاي غربي و وارداتي، گرايش به اعتياد و مصرف مواد مخدر، گرايش به بزهكاري و انحرافات اجتماعي، افزايش طلاق، فحشا، سرقت، قتل و جنايت، انجام اعمال منافي‌عفت، شركت در مجالس لهو و لعب، قمار بازي، تماشاي فيلم‌هاي مستهجن، از خود بيگانگي نسبت به خود و پيرامون، نشان‌دهنده وجود بحران هويت در ميان نسل جوان جامعه است. 

مطالعات مختلف نشان داده است كه وجود معنويت در جامعه به رفع بحران هويت كمك مي‌كند و در جوامعي كه معنويت وجود دارد، نوجوانان با بحران چندان شديدي مواجه نمي‌شوند؛ چراكه معنويت مي‌تواند به پرسش‌هاي مهم نوجوانان پاسخ مي‌دهد. به‌كارگيري شيوه‌هاي مختلف فرهنگي جهت احياي هويت اصيل ايراني اسلامي مبتني بر بسترهاي تاريخي و مطابق و اصلاح آن با مقتضيات زمان از طريق ابزارهاي مناسب به خصوص رسانه‌هاي گروهي و وسايل ارتباط جمعي، تلاش در جهت ريشه‌كن كردن بيكاري و ايجاد انگيزه‌ فعال و مسئوليت در جوانان، شناسايي دقيق و صحيح نيازهاي جوانان و ايجاد پل ارتباطي ميان نسل جديد و قديم با توجه به مقتضيات زمان، تلاش جهت حفظ تعادل در سيستم جامعه، جلوگيري از سياست‌هاي تهاجمي فرهنگ غرب در مقابل فرهنگ بومي، ايجاد حس متقابل بين افراد نظام از طريق اجراي عدالت اجتماعي، فقرزايي و زدودن شكاف‌هاي طبقاتي، اصلاح در نظام آموزشي كشور در همه مقاطع و ايجاد هماهنگي ميان نظام آموزشي كشور با نظام‌هاي مختلف‌تربيتي مانند خانواده، به‌كارگيري و مشاركت افراد جامعه و به خصوص جوانان در مسائل مملكتي و حضور فعال آنان در صحنه اجتماع و محترم شمردن منزلت اجتماعي براي آنان و ايجاد زمينه‌هاي لازم براي تجربه اندوزي و دسترسي به ساير مطالبات فرهنگي، ايجاد اوقات فراغت صحيح براي جوانان و هدايت آنان به مجراهاي صحيح زندگي از طريق آموزش، ايجاد پايگاه فرهنگي و مراكز مشاوره مي‌تواندكارسازباشد. دركل مي‌توان گفت با ايجاد شغل، تسهيلات ازدواج و مسكن به طور همزمان براي جوانان مي‌توان مشكلات آن‌ها را تا حد زيادي كاهش داد. 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار