
شايد شما هم تابه حال در خيابانها، كوچهها و معابر عمومي خودروسواراني را ديده باشيد كه چنان صداي ضبط اتومبيل خود را زياد ميكنند كه گويي آخر دنياست! صدايي گوشخراش كه تا دور دورها ميرود و صداي خيليها را هم درميآورد.
بيماري آلودگي صوتي
صداي بلند سيستم صوتي خودروها در خيابانهاي شهر گوشآزار است. موضوعي كه كم كم تبديل به يك چالش شده است؛ چالشي كه براي مرتكبانش تفريح به حساب ميآيد!
«سعيد» يكي از كساني است كه يك پرايد دارد اما سيستمي در پشت ماشين خود جفت و جور كرده كه بالغ بر ۸ ميليون تومان روي دستش خرج گذاشته است.
با او همصحبت ميشويم و از او درباره اينكه چرا همين پول را براي گرفتن يك ماشين مدل بالاتر خرج نكردي سؤال ميكنيم. او در كمال آرامش به سؤال ما اينگونه پاسخ ميدهد: «من عاشق صداي بلندم و هيچ دليلي هم براي اين كار ندارم جز عشق سيستم بازي بودن! حتي اگر پول خريد پرايد را هم نداشتم يك پيكان ميخريدم و همين ۸ ميليون پول را براي سيستم آن خرج ميكردم. من مدتها بود كه ۸ ميليون را داشتم اما لنگ ۷ ميليون بودم كه پرايد بخرم!»
طلب لذت از صداي گوشخراش!
از ضبطهاي اتومبيلها در بسياري از موارد ترانههايي با صداي بلند پخش ميشود كه نوع رپ آنها حيا و عفت را قورت داده است؛ كلمات ممنوعه، جنسي و مضامين بيمفهوم از ويژگيهاي اصلي موسيقيهايي است كه به اصطلاح زيرزميني نام دارند. آلودگي صوتي ناشي از صداي بلند ضبط خودروها نوع خاصي از آلودگي صوتي است كه براي عدهاي تفريح و جواني به شمار ميرود اما براي ديگر شهروندان راه رفتن روي اعصابشان! اما بنا به تصريح پزشكان، اين صداهاي نامتعارف، قدرت شنوايي راننده را چنان تدريجي و بدون درد و رنج از بين ميبرد كه متوجه اين زوال تدريجي نخواهد شد. اين را دكتر رضا وردي به «شهر هشتم» ميگويد. او ميافزايد: «بخشهايي از گوش كه وظيفه آنها انتقال اصواتي با فركانس بالاست، اولين قسمتهايي هستند كه دچار آسيب ميشوند.
ميزان اين صدمه به بلندي صدا و مقدار صدايي كه شنونده در معرض آن قرار دارد، وابسته است. بلندي صدا با واحدي به نام دسيبل اندازهگيري ميشود و صداي بلندتر از ۸۵ دسيبل به شنوايي آسيبهاي جدي وارد ميكند. هرچه صدا بلندتر شود، امكان از بين رفتن شنوايي بيشتر است. البته طول مدت شنيدن صدا هم بسيار مهم است. براي مثال قرار گرفتن در معرض صدايي با بلندي ۱۰۹ دسيبل، بيش از ۲ دقيقه، بسيار خطرناك است. اگر سر و صدا به قدري بلند باشد كه شما براي اينكه صحبت كنيد مجبور به فرياد زدن شويد، اگر گوشتان زنگ ميزند يا حس ميكنيد صدا در گوشتان ميپيچد، بايد بدانيد كه صدا بيش از حد بلند و خطرناك است.»
پير گوشي؛ سوغات ضبطها
صداي بلند ضبطها كه براي بسياري يك تفريح به حساب ميآيد عارضهاي به نام پير گوشي را به دنبال دارد. اين تفريح زودگذر اما خطرناك كه نوعي مردمآزاري و نقض حقوق و حريم ديگر شهروندان نيز به حساب ميآيد در اين روزها به خيابانهاي شهر چهرهاي زشت داده و بسياري از شهروندان مجبورند در كنار ديگر مشكلات شهري خود اين آزار را هم تحمل كنند.
نميدوني توي چه حالي هستم!
گوش دادن به موسيقيهاي سخيف طي ساليان اخير در ميان بسياري از جوانان تبديل به يك اپيدمي و مد شده است. بسياري از جوانان امروزي ديگر حس و حال آن را ندارند كه به موسيقيهاي سنتي و قديمي گوش دهند و ترجيح ميدهند از باندهاي چند ميليوني شان حتماً صداي «دوبس، دوبس» بيرون بزند.
«سعيد» همان جواني كه ۸ ميليون تومان خرج سيستم صوتي خودروي خود كرده است و با افتخار به اين سيستم ميبالد، نميداند كه شيشههاي منازل همسايهها هنگام عبور از كوچه چگونه به لرزه ميافتد اما اين را پيرمردي كه تنها توانستيم يك جمله از تمام حرفهايش را بياوريم خوب ميداند: «خدا لعنت كند اين مردمآزارها را». «پژمان» صاحب ماشيني است كه قيمتش به زور به ۵ ميليون تومان ميرسد اما اسپيكر، امپ و ساب ووفرها، تيوترها، كامپوننتها، مانيتور و پخش برايش چيزي حدود ۶ ميليون تومان آب خورده است!
به پژمان درباره خطرات پيرگوشي ميگوييم اما او به هيچ چيز جز سيستم توپش فكر نميكند! او با لبخند تمسخرآميزي ميگويد: «بيخيال بابا من كه دارم با اين سيستم حال ميكنم! نميدوني كه چه حالي به من دست ميده وقتي اين سابها صدا ميدن! گوش همه پير ميشه حالا واسه ما يكم زودتر!»
قيمتهاي فضايي!
خيابانهاي ستارخان، سورنا و عباسي مكانهايي هستند براي «عشق صداها». مغازههاي فروش و نصب سيستمهاي صوتي در اين خيابانها هر روز پذيراي تعدادي زيادي از جوانان هستند. اين تجارت پرسود هيچگاه از رونق نميافتد و سرما و گرما، برف و باران و عزا و عروسي خللي در كار آن به وجود نميآورد.
اگر ۶ يا ۷ سال پيش سري به اين مكانها ميزديد، متوجه ميشديد كه اين مغازهها جايي در خيابانهاي مهم شهر نداشتند اما اين روزها خريد و فروش و نصب سيستمهاي صوتي جزو خريدهاي اصلي گروهي از جوانان بعد از خريدن ماشين به شمار ميآيد.
«محمد» يكي از فروشندگان و نصبكنندگان اين ابزارآلات در خيابان مطهري تهران است كه ميگويد: «بيشتر مشتريان ما جوانان ۲۰ تا ۳۰ ساله هستند كه به اصطلاح عشق هيجان و بالا بردن صداي ضبط ماشين را دارند. صاحبان خودروهايي مثل پرايد، ۴۰۵، سمند، پرشيا، زانتيا و ۲۰۶ بيشترين مشتريان را تشكيل ميدهند، جوانان ترجيح ميدهند تا خودروهايشان را مطابق ميل و سليقه خود تجهيز كنند و عاشق كيفيت و قدرت سيستم پخش خودرو هستند.»
جيغ در كوچه پس كوچههاي شهر
فيگور راننده و گرفتن ژستهاي خاص به ياري صداي بلند ضبطها ميآيد. گهگاهي هم راننده به اطراف نگاه ميكند كه اطمينان پيدا كند آيا در معرض توجه هست يا نه!
در كوچه پس كوچهها صداي ضبط از مرز ۶۰ و ۷۰ هم ميگذرد و نوار آرامش با جيغ و صداهاي نامتعارف پاره ميشود.
طرح مفيد اما مقطعي
سوم خرداد پليس انتظامي تهران با اعلام اينكه با خودروهايي كه آلودگي صوتي ايجاد كنند برخورد ميشود سبب اميدواري شد. اين طرح كه در حال حاضر هم در حال اجراست هرچند مفيد و ضروري است اما بيترديد نميتوان روي آن حساب ويژهاي باز كرد چراكه مقطعي و هرازچندگاهي است!