
بازي نابرابري كه در يك سو ايران قرار دارد و در سوي ديگر ابرقدرتهايي كه ميكوشند براي پيروزي در اين بازي، دنيا را با خود همراه كنند و البته در اين ميان با لافهاي خود نيز جمهوري اسلامي را بترسانند تا پيروز اين بازي ناجوانمردانه باشند. گرچه ايران از ابتداي روي كار آمدن نظام جمهوري اسلامي همواره اين بازي نا برابر را با عناوين مختلف با غرب انجام داده و همواره نيز برنده بازي نام گرفته است. بازيهايي كه نمود بارز آن را ميتوانيم در جنگ تحميلي و پس از آن موج تحريمهاي سنگين عليه ايران جستوجو كرد.
حالا نيز بازي تازه غرب با ايران كه عنوان پرونده هستهاي را با خود يدك ميكشد، رو به پايان است و همگان بار ديگر ايران را پيروز اين رقابت نابرابر لقب دادهاند؛ پيروزياي كه ديگر براي كشورمان به امري عادي تبديل شده و به زودي كاپ اين پيروزي شيرين نيز به ويترين افتخارات ۳۴ ساله جمهوري اسلامي اضافه ميشود.
اما در اين ميان غرب نگرانتر از هميشه اين بازي را دنبال ميكند و وحشت شكستي ديگر از ايران آنها را بر آن داشته كه دست به هر اقدامي بزنند تا مانع اين پيروزي شوند. اقداماتي كه بيشتر شبيه جرزني كودكانه است تا اقدامي عملي براي برگرداندن بازي به نفع خود.
آيا غرب بازي را ترك ميكند؟
واقعيت آن است كه ايران در حالي پا در اين بازي ناخواسته گذاشته كه همواره كوشيده تا اصول بازي جوانمردانه را رعايت كند، در حالي كه غرب همواره با جرزني قصد ترك كردن اين بازي را داشته تا شكست خود را لاپوشاني كند. واقعيتي كه ميتوان در اظهارات اخير آژانس بينالمللي انرژي اتمي در خصوص به نتيجه نرسيدن مذاكرات ميان ايران و آژانس مشاهده كرد.
در حالي كه جمهوري اسلامي پيشتر آمادگي خود را براي رفع شبهات فني آژانس اعلام كرده بود و حتي چندين مرتبه با پذيرش بازرسان آژانس بينالمللي انرژي اتمي و صدور اجازه بازديد از مناطق حساس هستهاي كشورمان شرايط رفع اين ابهامات را فراهم كرده بود اما به رغم تمام اين همكاريها آژانس بار ديگر تحت فشار كشورهاي غربي صحبت از عدم همكاري ايران به ميان آورد.
نكته جالب در اين ميان آن است كه اوج فشارها به جمهوري اسلامي در خصوص منطقه نظامي پارچين است كه به رغم تمامي مسائل جمهوري اسلامي به صورت رسمي پذيرفته كه تحت قوانيني خاص اين منطقه مورد بازديد بازرسان آژانس قرار بگيرد اما همچنان آژانس تحت فشار غرب سخن از عدم همكاري ايران در اين خصوص به ميان ميآورد و خواستار بازرسي بدون قيد و شرط از اين منطقه نظامي است. موضوعي كه اين شائبه را در ميان افكار عمومي به وجود آورده است كه غرب به دنبال بهانه تراشي براي خروج يك طرفه از مذاكرات است.
فشار براي امتيازگيري در مذاكرات
اين بازي دو پهلوي غرب در آستانه مذاكرات و شايعهسازي در خصوص احتمال كنارهگيري يك طرفه از مذاكرات توسط غرب به دليل عدم همكاري ايران با آژانس در حالي صورت ميگيرد كه اين موضوع مورد اعتراض سعيد جليلي گفتوگو كننده ارشد جمهوري اسلامي قرار گرفته است. وي چندي پيش در نامهاي به كاترين اشتون، مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا گفته است كه تعلل طرف مقابل در برگزاري جلسه معاونان و كارشناسان اراده آنان را براي گفتوگوهاي موفق در مسكو در ابهام و ترديد قرار ميدهد.
وي در اين نامه تأكيد كرد: جمهوري اسلامي ايران با منطق روشن و ابتكارهاي مشخص آمادگي دارد تا گفتوگوهاي رو به جلو را براي همكاري شكل دهد.
تمامي اين شايعهسازيها در خصوص احتمال خروج غرب از مذاكرات با ايران در كنار انتشار مداوم اخبار در خصوص افزايش تحريمها عليه كشورمان به ويژه تحريمهاي نفتي در حالي صورت ميگيرد كه غربيها به دنبال ترساندن جمهوري اسلامي پيش از مذاكرات مهم و حساس مسكو است تا از اين طريق بتواند به اهداف مد نظر خود دست پيدا كنند.
مذاكراتي كه ايران در آن عزم خود را جزم كرده تا گام بزرگي براي حل و فصل عادلانه پرونده هستهاي خود بردارد و اين حركت ميتواند همان شكست غرب در بازي مقابل ايران باشد. شكستي كه ميتواند بسياري از منافع آنها را در منطقه حساس خاورميانه به خطر بيندازد و آنها نه تنها ديگر نتوانند در مقابل موج بيداري اسلامي بايستند، بلكه سلاحهاي توليديشان نيز كه با ايجاد ترس از ايران به اعراب متمول خليج فارس قالب ميكنند، بدون مشتري ميماند.
تجربه باجهايي كه به غرب داديم
اما در كنار تمامي اينها، برخي افراد تحت تأثير غرب در داخل كشور با وحشت به اين تهديدات پوچ غرب نگاه ميكنند و تحت تأثير همين تهديدات در خصوص اعمال تحريمهاي بيشتر و احتمال خروج از مذاكرات، خواستار باج دهي به غرب در اين عرصه حساس و مهم هستند.
اين در حالي است كه نگاهي به گذشته نه چندان دور مذاكرات ايران و غرب بر سر پرونده هستهاي، نشان ميدهد كه هربار جمهوري اسلامي داوطلبانه بر سر موضوع هستهاي در مقابل غرب كوتاه آمد، غربيها گستاختر از گذشته، خواستار امتيازاتي بيشتر از ايران شدهاند، نمونه اين موضوع را ميتوان در توافقنامههاي مختلف ايران در سال ۸۲ با غرب مشاهده كرد.
بر اين اساس در مهر ماه سال ۸۲ و بر اساس توافقنامه سعدآباد از تأسيسات اتمي ايران بازرسيهاي گستردهاي به عمل آمد و فعاليتهاي مرتبط با غنيسازي اورانيوم نيز در ايران متوقف شد، اما اين توقف غنيسازي غرب را قانع نكرد و ايران بار ديگر در توافقنامه پاريس كه در بهمن همان سال به امضا رساند، پذيرفت كه تمامي فعاليتهاي مربوط به غنيسازي و بازفرآوري مانند ساخت، توليد، نصب، آزمايش، سرهمبندي و راهاندازي سانتريفيوژهاي گازي و فعاليتهاي مربوط به جداسازي پلوتونيم را متوقف كند. اوج اين گستاخي غرب به توافقنامه سوم هستهاي ايران با غرب باز ميگردد كه به توافقنامه بروكسل مشهور شده و در اسفند ماه سال ۸۲ امضا شد.
در اين توافقنامه، ايران متعهد شد ساخت و آزمايش سانتريفيوژهاي مورد نياز براي غنيسازي را متوقف كند و اقدام به ساخت قطعات يدكي سانتريفيوژهاي موجود در آن زمان را نيز تعليق كند. بيشك اگر اين روند عقبنشيني ادامه پيدا ميكرد، بعيد به نظر نميرسيد كه غربيها در توافقنامهاي خواستار تعليق و تعطيلي دانشگاهها و مراكز علمي ميشدند كه در خصوص انرژي هستهاي مطالعات انجام ميدادند و دانشجو تربيت ميكردند.
درست در همين برهه حساس بود كه رهبر معظم انقلاب، در اين زمينه وارد ميشوند و دستور از سرگيري فعاليتهاي هستهاي را صادر ميكنند. معظم له در همين ارتباط سال ۸۶ در جمع دانشجويان يزدي ميفرمايند: «البته اين فرايند به ملت ايران و افكار عمومي جهان نشان داد كه وعدههاي غرب توخالي است چراكه تعليق موقت و داوطلبانه ايران، با سوءاستفاده دشمنان در حال تبديل شدن به حذف فعاليتهاي هستهاي در كشور بود كه بنده همان موقع تأكيد كردم اگر روند مطالبه پي در پي طرفهاي هستهاي ادامه يابد وارد ميدان ميشوم كه اين كار انجام و روند توقف فعاليتهاي هستهاي به روند پيشرفت هستهاي تبديل شد.»
بنابراين مرور اين تاريخچه ميتواند خود پاسخ افرادي را دهد كه همواره با ترس از هيمنه پوشالي دشمن، در بازي عقب نشستند و باعث امتياز دهي به دشمنان شدند.