کد خبر: 472085
تاریخ انتشار: ۲۴ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۵:۰۰
بيت‌المال را درست «رايت» كنيم
هادي رضايي
بعد از تماشاي فيلم «طلا ومس» در آن سال‌ها تا به امروز مدام يك موضوع ذهن من را با خود درگير كرده است، اشتباه نكنيد اصلاً قصد نقد فيلم و مسائل مربوط به آن را ندارم، ولي معتقدم تا معضلات اجتماعي ظهور و بروز نداشته باشد بالطبع مسائل فرهنگي و ساخت فيلم‌هاي مرتبط را به دنبال نخواهد داشت، چون در بين اطرافيانم شخصي را با اين ويژگي نيافته بودم لذا به تصوير كشيده شدن اين نقصان و يافتن نمود عيني، برايم قابل تأمل بود. 

بله، صحبت از افراد معلول و جانباز، داراي نقص حركتي است. پيش خودتان نگوييد مشابه اين مطلب را چندين بار خوانده‌ايد يا ساير نويسنده‌ها مقاله‌هايي در اين باره كار كرده‌اند، اگر معضلي در جامعه رفع نشود هزار بار هم كه بگويي كم است يعني اثرگذار نبوده كه رفع نشده است. ولي اين بار قصد كلي گويي ندارم و براي صحبت‌هايم شاهد مثال مي‌آورم تا اگر به گوش خدا ترسي رسيد در صورت داشتن توانايي و مسئوليت در رفع آن برآيد. 

اعتقاد شخصي نگارنده بر اين است كه گاهي اوقات و در برخي موارد انجام ندادن كارها و روي زمين گذاشتن آنها از غلط انجام دادن آنها بهتر است، حداقل شائبه از سر باز كردن را در اذهان به جا نمي‌گذارد! با يك بيمار حاد مبتلا به
«ام.اس» صحبت مي‌كردم، مي‌گفت:« در شهر چه موانعي براي شما وجود دارد؟» گفتم:« طرح ترافيك!» 

خنده‌اي كرد و گفت:« موانع فيزيكي را مي‌گويم»، خودم را جمع و جور كردم، گفتم:« نرده‌هايي كه زير پل‌هاي عابر پياده نصب كرده‌اند كه گاهي اوقات به دليل فاصله نسبتا زياد با پل مجبور به رد شدن از آنها هستم.» 

نگاهي به من كرد و گفت:« آستانه در چقدر ارتفاع دارد؟» گفتم: « اون لبه پاييني در را مي‌گويي، حدود ۷ يا ۸ سانت.» گفت:« براي يك ويلچري و بيماري مثل من اين ارتفاع همان نرده زير پل عابراست بلكه سخت‌تر و رد نشدني‌تر!» ولي از حق نگذريم كارهايي در اين زمينه انجام شده است و در جاهايي هم اصلاً نمي‌شود براي اين عزيزان كاري انجام داد يعني مسير اجازه نمي‌دهد (هرچند در نگاه آرماني تمام مسيرها بايد مناسب تردد اين افراد باشد). 

ولي وقتي مي‌گوييم سطح شيب‌دار محل تردد جانبازان و معلولان كه به موازات پله احداث مي‌شود توقع بيجايي نيست كه حداقل قابل فتح باشد، از واژه فتح استفاده كردم چون بعضي از آنها مانند قله K۲ هستند و فتح آن از پاي پياده هم بر نمي‌آيد چه برسد با ويلچر!(جنب يك بانك دولتي) 

چندين بار تلاش كردم ويلچري را قرض بگيرم و خودم با اينكه مطمئن بودم نمي‌توانم از عهده بالا رفتن و حمله كردن به آن بر بيايم ولي باز امتحان كنم و يقين قلبي پيدا كنم كه اين كار نشدني است. 

آخر « تير چراغ برق» وسط سطح شيب دار؟! اين از آن پديده‌هاي هنر معماري و شهرسازي است! نمي‌دانم اين افتضاح تقصير اداره برق كه وسط سطح شيب دار، تير كاشته يا شهرداري يا ساختمان دولتي كنار آن كه دور تير، سطح شيب دار درست كرده‌اند (جنب يك ساختمان دولتي از نوع نفتي آن). 

پيمانكار هم زحمت يك بار امتحان كردن آن را با پاي پياده به خود نداده است؛ آخر ما يك سي دي رايت مي‌كنيم حداقل يك بار امتحان مي‌كنيم كه درست رايت شده باشد، شما چطور هزينه بيت‌المال را درست رايت نمي‌كنيد. وجدان هم چيز خوبي است كه متأسفانه در سبد كالاي عده‌اي (تأكيد مي‌كنم عده‌اي، شما مي‌توانيد قليل فرضش كنيد) به شدت ناياب شده است. حتماً در آخر هم به سازمان متبوعتان كلي گزارش و آمار مي‌دهيد كه در اين سال فلان قدر متر مسير براي تردد راحت جانبازان و معلولان در نظر گرفته‌ايد ولي در واقع به جاي بالا رفتن اين عزيزان از اين سطوح، ستون نمودار‌هاي شما بالا مي‌رود. پس تكليف اين افراد چيست؟ 

جالب است براي تهيه اين مقاله به بانكي ديگر كه خبر‌دار بودم از اين شاهكارها در خود دارد براي تهيه عكس رفتم؛ به جاي آنكه كار خود را درست انجام دهند صورت مسئله را پاك كرده بودند و سطح را به پله تغيير كاربري داده بودند، خب، اين هم شيوه‌اي است! در آخر بايد بگويم در طول اين متن ذره‌اي اغراق نكرده‌ام چون تمام اين موارد مانند كوهي در مقابل اين عزيزان خودنمايي مي‌كند هرچند فقط توانسته‌ام دامنه‌اي از اين كوه را به شما نشان دهم. به اميد رفع اين موانع.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار