
خود سليمي هم خبر سلامتياش را به رسانهها داد و اعلام كرد «به همين راحتي المپيك را از دست نميدهم»به اين ترتيب فعلاً همه چيز به خير و خوشي تمام شد.
اما واقعيت غيرقابل انكار اين است كه بهداد سليمي از ناحيه كشكك زانو مصدوم است. وزنهبرداري رشته سنگيني است كه مصدوميت در آن اجتناب ناپذير است و مصدوميت سليمي هم خارج از اين عرف نيست. او به خاطر مردم و شادكردن دل آنها ميخواهد در المپيك لندن روي تخته برود.
كسب مدال توسط سليمي در المپيك با همين وضعيت هم قابل پيشبيني است و حتي شايد بتواند ركورد رضازاده را هم جابهجا كند اما سؤال اين است «وظيفه مسئولين ورزش بعد از المپيك در قبال سليمي چيست؟» آيا او نبايد جايگزين داشته باشد. بهداد سليمي مصدوم است و با ادامه همين روند سنگين و فشرده تمرين و مسابقه قطعاً دوام نميآورد؛ اين واقعيتي است غيرقابل انكار.
حسين رضازاده و خداحافظي ناگهانياش هنوز در خاطرههاست. خاطرهاي كه هيچ ايراني دوست ندارد براي بهداد سليمي هم تكرار شود. پس بايد فكري كرد.
امروز سجاد انوشيرواني ديگر وزنهبردار سنگينوزن كشورمان سايه به سايه سليمي حركت ميكند. او كه در مسابقات جهاني دوم شد، ميگويد: در المپيك هم دومي براي من است، طلا باشد براي بهداد، نقره ولي براي من است.
بسيار جاي افتخار و مباهات است كه وزنهبرداري ايران به قدرتي دست پيدا كرده كه سكوي اول و دوم سنگين وزن را به نام خود زده است، اما قسمت بد ماجرا اينجاست كه چرا انوشيرواني فقط به دومي ميانديشد.
بهداد سليمي بايد مصدوميت خود را برطرف كند و اين مستلزم آن است كه حداقل يك سال به دور از ميادين به درمان بپردازد و با اين اوصاف بايد منتظر قهرماني ديگر بود چون انوشيرواني فقط به دومي فكر ميكند.
نكته همين جاست بايد انوشيرواني را از لحاظ روحي و رواني و جسمي آماده چنين روزهاي حساسي كرد.
فراموش نكنيم اين اتفاقي بود كه پس از مصدوميت رضازاده افتاد و چند سالي دست ما را از رسيدن به مدال طلاي سنگين وزن دور نگه داشت اما امروز با وجود سليمي و انوشيرواني اين پتانسيل وجود دارد كه در صورت استراحت وزنهبردار اول، دومي با شايستگي جاي او را بگيرد. به اين ترتيب به هيچ كدام فشار وارد نميشود ضمن اينكه رقابت بين آنها انگيزه و تلاششان را دو چندان و مدالهاي دسته سنگين وزن را تا سالها براي ايران بيمه خواهد كرد.