اول: هفته گذشته راديو فردا به نقل از روزنامه امريكايي نيويورك تايمز در گزارش مفصلي به نقل از مقامات سابق و كنوني امريكا اعلام كرد كه طرح حمله سايبري به ايران در سال ۲۰۰۶ با حكم جرج بوش آغاز شد و با حكم باراك اوباما شدت و سرعت گرفت.
اين طرح در آغاز با اسم رمز «بازيهاي المپيك» آغاز شده بود و اوباما در نخستين ماههاي كار در كاخ سفيد در حكمي محرمانه اعلام كرد كه در دولت او هم ادامه بيابد. اما نيويورك تايمز مدعي ميشود كه دليل افشاي اين طرح كه بعداً توسط كارشناسان سايبري استاكسنت نام گرفت، «خطايي در برنامهريزي» بود كه باعث شد كرم رايانهاي مذكور از تأسيسات نطنز در ايران خارج و از طريق اينترنت در سراسر جهان منتشر شود.
دوم: روزنامه نيويورك تايمز از ويروس ديگري هم به نام«Flame» يا شعله، نام ميبرد كه قدرت آن ۲۰ بار بيشتر از ويروس استاكس نت و صدبار خطرناكتر از ويروسهاي معمولي است. گاردين مينويسد: ويروس طراحي شده مذكور قطعاً پيچيدهترين ويروس رايانهاي مخربي است كه تاكنون با آن مواجه بوده و كشف شده است. به نوشته اين روزنامه اين ويروس توسط يك آژانس دولتي با بودجه و تلاش چشمگير توليد شده و با عمليات سايبري مرتبط ميباشد.
سوم:در پي افشاگريهاي اخير دولتهاي انگليس و كانادا با دفاع از حملات سايبري عليه ايران، اين عمل را گزينه متمدنانه، توصيف كردند. ميك هاروي، وزير نيروهاي مسلح انگليس به نمايندگي از سوي دولت فخيمه ميگويد كه اقدام به حملات سايبري براي دفاع از امنيت ملي عملي متمدنانه است و وزير دفاع كانادا نيز گفت كه حملات سايبري نوعي بيمه كردن امنيت كشورهاست.
چهارم: پريروز سايت تابناك به استقبال مصاحبه روزنامه شرق با محمود سريع القلم رفته بود كه وي طي آن با تحقير ديپلماسي و مديريت كشور در طول سالهاي پس از انقلاب مينويسد: مجموعه مديران ما حدود سه، چهار هزار نفر هستند با انديشههايي كه در يك توپ بسته شكل گرفته در حال گردش است، افكار سياستمداران ما مثل اول انقلاب در جهان جنگ سرد شكل گرفته است، يك الگوي جديد كه در دستگاه ديپلماسي ما بنا شده و خيلي هم روي آن تأكيد ميشود اين است كه گفته ميشود ما تعامل با ملتها را بر تعامل با دولتها ترجيح ميدهيم...
اين جمله براي سخنراني خيلي خوب است، اما در علم سياست كه به نظر من هنوز براساس رئاليسم و نئورئاليسم شكل گرفته، تعامل به معناي ارتباط با مراكز قدرت ... و با اينكه الان روابط ما با عربستان در بدترين شرايط ۳۰ سال گذشته است، اينكه با اغلب همسايگان مشكل داريم برميگردد به ذهنيتي كه از خودمان و جهان داريم...
پنجم: كمتر كسي است كه فراموش كرده باشد اوباما در نخستين روزهاي كاري خود در حالي كه دستور حمله سايبري به تأسيسات هستهاي و شبكه سايبري ايران را صادر كرده بود، اما در عين حال به ظاهر مدعي شده بود كه دستهايش را براي رابطه به سوي ايران دراز كرده است و اين البته همان ديپلماسي منافقانه است كه امثال سريعالقلم به تجليل ازآن ميپردازند و البته به تبع آن ديپلماسي نظام اسلامي را تخطئه ميكنند.
پنجههاي آهنين و البته خونين اوباما و انگليس و... در پوشش دستكشهاي مخملين چيزي جز همين جنگ متمدنانه نيست كه ابعاد ديگر آن را ميتوان در تحريمهاي آشكار و پنهان و جنگهاي نيابتي و انفجار و كشتارهاي القاعده و... ديد كه تنها و تنها هدفشان مهار حركت انقلاب اسلامي و «ايران اسلامي» است كه به مانع و سدي براي نفوذ سلطه غرب تبديل شده است.
امثال ايشان و روزنامهها و سايتهاي حاميشان براي شناخت بهتر ماهيت آن نوع ديپلماسي كه بر حمايت از آن برخاستهاند تنها كافي است حمايتهاي نظام سلطه از فتنه بعد از انتخابات دهم (همان فتنهاي كه اكنون عوامل داخلي آن بعضاً به خاطر بازي خوردن در ميدان «ديپلماسي نوين» دشمن افسوس ميخورند) را يكبار ديگر مرور كنند. همان فتنهاي كه خانم كلينتون سال گذشته به آن اذعان كرد كه امريكا هر كاري از دستش برآمد كرد تا فتنهگران را به پيروزي برساند كه البته ناكام ماند.