کد خبر: 471029
تاریخ انتشار: ۱۶ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۳:۱۱
تحريم پيامك‌هاي هجو عليه بزرگان ضروري است
نيلوفر اماني

روزي روزگاري ابومنظر اسد بن عبدالله حاكم خراسان از امير ختلان و خاقان ترك شكست خورد و مردم ستمديده بلخ كه انتظار شكست او را نداشتند و از اين موضوع ناراحت بودند فرصتي براي تمسخر ابومنظر به دست آوردند و از فرداي بازگشت وي اين شعر سر زبان كودكان افتاد: «از ختلان آمديه، به روتباه آمديه، آواره باز آمديه.» 

هجو از قرن‌ها قبل و از قديم‌الايام در ايران و در ساير كشورها رايج بوده و هجونامه‌هايي كه در تاريخ ادبيات ايران وجود دارد، گواه اين مدعاست. 

معمولاً هنر عوام، خود را دربند نمي‌كند و هرگاه مناسب بداند شروع مي‌كند به تحقير و هجو كردن افراد و اين مسئله ريشه در تاريخ ما دارد. 

اگرچه مضامين اين هجويات ريشه علمي و واقعي ندارد، اما پاسخ به اين سؤال كه از جانب چه كساني و با چه عناد و دشمني منتشر مي‌شوند، ما را به نكات جالبي در متن مي‌رساند. 

طبقه مياني؛ سردمداران هجو‌سرايي
امان‌الله قرائي مقدم جامعه‌شناس و عضو هيئت علمي دانشگاه بر اين باور است كه بيشتر افرادي كه به ساخت جوك و طنز مخرب عليه شخصيت‌هاي علمي، فرهنگي و سياسي جامعه دست مي‌زنند، از طبقه متوسط به بالاي جامعه هستند. به گفته وي، پايين شهري‌ها با افكار و عقايد فلان انديشمند و متفكري آشنا نيستند يا بهمان چهره فرهنگي را نمي‌شناسند تا آن را هجو كنند، از طرفي طبقه مرفه و در اصطلاح بالا شهري‌ها هم فرصت اين كار را ندارند. 

قرائي‌مقدم مي‌افزايد: در دوران قديم كساني بودند كه از شاهان صله مي‌گرفتند كه فضلا و ساير حكما را هجو كنند و اين موضوع در دستگاه‌هاي حكومتي گذشته باب بود. 

جوك‌هاي زننده هميشه در دسترس
با اين وجود هجو تاريخي ما عليه قوميت‌ها و شخصيت‌ها، امروز به جاي اينكه سال‌ها طول بكشد كه سراسر ديار را بپيمايد، پيامكي، در آن واحد و به سرعت برق منتشر مي‌شود و اين همان چيزي است كه قرائي‌مقدم آن را كاربرد معيوب تلفن همراه مي‌خواند. 

البته علاوه بر تلفن همراه كه در اين پرونده هم در مقام متهم قرار گرفته، شبكه‌هاي مجازي و غيرمجازي اجتماعي و اينترنت نيز به انتشار هر چه پرسرعت تر اين مضامين سخيف به كمك مي‌آيند.
با وجود اين، قرائي‌مقدم هشدار مي‌دهد كه روند ساخت اين جوك‌ها و هجويات موجي است كه مي‌آيد و مي‌رود، اما در عين حال مي‌تواند تهديد باشد و بد‌آموزي اجتماعي، سياسي، اقتصادي و اخلاقي به همراه داشته باشد. 

وي ادامه مي‌دهد: وقتي كودكي درباره يك انديشمند جوكي بشنود، كاري ندارد آن انديشمند چه كسي است يا چه طرز فكري دارد، بر اساس آن طنز مخرب، از آن فرد شخصيتي در ذهن خود مي‌سازد و اين يعني تخريب ارزشي و فرهنگي و بدآموزشي و بدپرورشي كه باعث مي‌شود اهميت دانشمندان و علما و علم و دانش در نظر جوانان كمتر شود. 

خودكرده را تدبير نيست
اين جامعه شناس در پاسخ به اينكه چرا جامعه اينطور شده و به اينجا رسيده؟ مي‌گويد: عوامل گوناگوني در اين امر دخيل هستند، در جامعه‌اي كه نظام سلسله‌مراتبي فروريخته شود، يا وقتي يك نفر را بيش از اندازه بزرگ مي‌كنند و بها مي‌دهند و بقيه را كنار مي‌گذارند، يا در جامعه‌اي كه يك فوتباليست صدها ميليون برابر يك استاد دانشگاه حقوق مي‌گيرد، نتيجه همين است و فردا دامن هيچ كس از اين امر بري نيست و به ساير دانشمندان هم مي‌رسد. 

از طرفي وقتي ياد و نام انديشمندان، دانشمندان، متفكرين و شخصيت‌هاي فرهنگي در جامعه رواج نمي‌يابد يا كم رنگ مي‌شود، چنين واكنش‌هايي از سوي عوام طبيعي است. كمتر ديده شده درباره چهره‌اي كه تنديس يا عنوانش هر روز جلوي چشم مردم است، هجو يا طنز سخيفي بيان شود. 

پيامك‌ها را تحريم كنيم 
هرچند ريشه‌يابي جامعه شناختي و روانشناختي گسترش چنين پيامك‌هاي هجوآميزي عليه شخصيت‌هاي شناخته شده و تمدن ساز و جريان ساز جامعه در قالب اين مقال نمي‌گنجد، اما مردم جامعه مي‌توانند با روشن‌بيني از مقام انفعال در برابر اين جريان بايستند و با تحريم اين جريان به اين صورت كه وقتي چنين پيامك‌هايي دريافت كردند سراغ گزينه ارسال مجدد نروند، بدعت مباركي در تاريخ هجويات جامعه‌مان بگذارند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار