کد خبر: 468608
تاریخ انتشار: ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۰۷:۰۰
«جوان» گزارش مي‌دهد؛

ليلا كه سال‌ها شغلش نجات غريق بود متهم است دو سال پيش پس از جدايي از شوهر معتادش صيغه مرد سالخورده‌اي شد و در جريان يك دعوا او را به قتل رساند. 

جلسه محاكمه در شعبه اول دادگاه كيفري استان البرز برگزار شد. دهقاني، نماينده دادستان كرج اولين كسي بود كه مقابل هيئت قضايي ايستاد. او در توضيح كيفرخواست گفت: جسد خون‌آلود مهدي ۷۵ ساله عصر روز پنجم اسفندماه سال ۸۹ در اتاق خواب خانه‌اش پيدا شد. مأموران تيم جنايي در بررسي صحنه جرم چكش خون آلودي را كنار جسد پيدا كردند. 

بررسي‌هاي اوليه نشان داد عامل جنايت مرد سالخورده را از پشت سر با اصابت ضربات چكش هدف قرار داده است و بعد از سرقت مقداري طلا و گوشي تلفن همراه او از محل حادثه خارج شده است.
 
از آنجا كه آثار درگيري در خانه مشاهده نشد، مأموران احتمال دادند متهم با مقتول آشنايي قبلي داشته و او را به خانه خودش راه داده است. نماينده دادستان ادامه داد: پس از اينكه جسد به دستور بازپرس كشيك قتل به پزشكي قانوني فرستاده شد، بررسي تماس‌هاي تلفني مقتول نشان داد وي آخرين بار با زن جواني به نام ليلا تماس گرفته است.
 
بنابراين ليلا ساعتي بعد درخانه‌اش بازداشت شد. وي در جريان تحقيقات اوليه قتل را قبول و صحنه جرم را نيز بازسازي كرد. نماينده دادستان كرج متهم را گناهكار دانست و براي او درخواست مجازات قانوني كرد. سپس اولياي دم درخواست خود را قصاص عنوان كردند. قاضي هدايت رنجبر سپس ليلا را به جايگاه دعوت كرد. زن جوان پيش از اينكه صندلي‌اش را ترك كند براي لحظاتي به آهستگي گريه كرد.
 
صداي گريه‌ او اما زماني كه خودش را به جايگاه رساند بلند‌تر شد. ليلا با همان حالت گريان اتهامش را قبول كرد و ماجرا را اين گونه شرح داد: ۱۳ سال پيش ازدواج كردم. مدتي كه از ازدواجمان گذشت فهميدم شوهرم اعتياد دارد. اول اعتيادش را انكار مي‌كرد اما مدتي كه گذشت و در جيب‌هايش مواد پيدا كردم مجبور شد قبول كند كه اعتياد دارد.
 
تلاش كردم او را به زندگي بازگردانم. وقتي اولين فرزندمان متولد شد، تصور كردم به خاطر كودكمان خانواده‌اش را به مواد ترجيح دهد اما بداخلاقي هم به مصرف مواد اضافه شد. وقتي دو دختر ديگرم به دنيا آمدند، شوهرم يك مصرف‌كننده دائمي مواد بود.
 
تلاش‌هايم براي ترك دادن او به جايي نرسيد و مرا مجبور كرد تا مواد مصرف كنم. متهم ادامه داد: وقتي معتاد شدم از زندگي و شوهرم بيزار شدم، به خاطر همين طلاق گرفتم تا مجبور نباشم بيش از اين آلوده شوم. ليلا درباره آشنايي‌اش با مقتول به دادگاه گفت: در حالي كه صاحب يك پسر و دو دختر خردسال بودم، سرپرستي آنها را خودم به عهده گرفتم. براي تأمين هزينه زندگي‌ام روز‌ها به عنوان نجات غريق در استخرهاي شهر كار مي‌كردم تا اينكه يك روز كه براي گرفتن ماشين به آژانس محل رفته بودم، ماجراي زندگي‌ام را براي يكي از راننده‌ها توضيح دادم. او به من پيشنهاد داد صيغه پيرمرد پولداري شوم كه به تنهايي زندگي مي‌كند.
 
من پيشنهاد او را قبول نكردم اما وقتي هزينه‌هاي زندگي‌ام بيشتر شد، مجبور شدم قبول كنم. براي همين مدت كوتاهي صيغه مرد ۷۵ ساله شدم. او نمي‌دانست كه من مواد مصرف مي‌كنم. از آنجا كه سه كودك خردسال داشتم، بعد از مدتي رابطه‌ام را با او قطع كردم. 

متهم در توضيح حادثه گفت: روز حادثه مقتول با من تماس گرفت و از من خواست به خانه‌اش بروم و پولي را كه از او طلب داشتم، بگيرم. وقتي به خانه‌اش رفتم او در اتاق خواب نشسته بود. از من خواست صيغه او شوم. من قبول نكردم. عصباني شدم و به بهانه رفتن به دستشويي از اتاق بيرون رفتم. چكشي را كه كنار جاكفشي بود، برداشتم و به اتاق خواب برگشتم. او پشت به من روي تخت نشسته بود. با چكش چند ضربه به سرش زدم. بعد خانه را گشتم و مقداري طلا و گوشي تلفن همراهش را برداشتم و از خانه بيرون رفتم. طلاها را به مبلغ ۴ ميليون تومان فروختم و گوشي موبايل را هم به مردي كه از او مواد مي‌خريدم دادم و در ازاي آن مقداري مواد گرفتم. 

متهم ادامه داد: من در استخرهاي شهر جان افراد زيادي را نجات داده‌ام. وي سپس به خانواده مقتول نگاه كرد و با بغضي كه در گلو داشت، گفت: مي‌دانم اشتباه بزرگي كردم و پدر شما را كشتم. من در آن لحظه به خاطر مصرف مواد عصباني شدم و كنترل خودم را از دست دادم. در خانه سه كودك بي‌پناه دارم و از شما مي‌خواهم از گناه من گذشت كنيد. 

سپس وكيل متهم در جايگاه ايستاد و براي موكل خودش درخواست گذشت كرد. قاضي رنجبر بعد از شنيدن آخرين دفاع متهم با اعضاي دادگاه – مازني، بدري، پورياني و بصيرنيا- وارد شور شد و بعد از مشاوره متهم را به قصاص محكوم كرد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار