طي روزهاي اخير، اخباري به گوش ميرسد و اظهارنظرهايي از سوي مديران دولتي رسانهاي ميشود كه نشان ميدهد دولت در حال عبور از خود است! عبور از خود به اين معنا كه شعارها و وعده هايي را كه خود اين دولت پيش از اين داده و اعلام كرده است، باز به دست خود همين دولت، وتو يا نقض ميشود.
از چند سال پيش، يكي از شعارهايي كه آقاي احمدينژاد، رئيسجمهوري بارها و بارها بر آن تأكيد ورزيد و به خاطر اين شعار چه انتقادات و اعتراضاتي كه به او نشد، موضوع كاهش جمعيت پايتخت و لزوم خروج ۵ ميليون نفر از كلانشهر تهران بود؛ ايدهاي بسيار زيبا كه اگر به واقعيت ميپيوست، بيمبالغه، تهران چيزي كمتر از گلستان نميشد. اما چند روز پيش كه دولت در طرح تفصيلي پايتخت دست برد و بندي از آن را به نفع خودش تغيير داد و دست دولت را براي ساخت و ساز در پايتخت باز گذاشت كه به معناي دامن زدن به افزايش جمعيت در تهران است، بيتعارف، عليه تصميم خودش براي تمركززدايي و كاهش جمعيت پايتخت شوريد!
روز گذشته هم لطف الله فروزنده، معاون توسعه منابع انساني رئيسجمهور طي اظهارنظري اعلام كرد كه شعار كوچكسازي دولت، شعار درستي نبوده است! بحث اينجاست كه اگر اين شعار درست نبوده كه بوده، چرا بايد از سوي شخص نخست دولت يعني رئيسجمهور اعلام و بارها بر آن اصرار شود؟! و اگر هم اين شعار درست بوده، چرا بايد آن را نادرست بخوانيم؟ به هر حال، طي چند روز گذشته، دولتيها دو بار عليه دو شعار مهم خود سر به شورش برداشتهاند. يك ايده روانشناختي ميگويد:«كاري كه يكبار انجام شود، امكانش هست براي بار دوم تكرار نشود اما كاري كه دوبار تكرار شود حتماً براي بارهاي سوم و چهارم و چه بسا بيشتر هم تكرار ميگردد.»
اگر اين ايده را بپذيريم پس بايد منتظر باشيم دولتيها هرچند وقت يكبار عليه يكي از اساسيترين شعارها و وعده هايشان بشورند! اين «خودخوري» دولتيها هم به خدماتي كه قرار است براي مردم انجام دهند، آسيب ميزند و هم تأثير نامطلوبي در افكار عمومي برجاي خواهد گذاشت و اعتماد مردم به دولت را مخدوش ميسازد.