
بعد از ياوهگوييهاي اماراتيها به خاطر حضور رئيسجمهور در جزيره ابوموسي سيلي از واكنشها و مواضع در داخل كشور به راه افتاد كه به خودي خود قابل تقدير و تحسين است، اما از آنجا كه در كشور ما سطح و ميزان و مرجع واكنشها نسبت به يك پديده مديريت نميشود، واكنشها نسبت به اظهارات اماراتيها در حد واكنش به يك غول بزرگ يا امپراتوري بود، به طور مثال امير فرمانده محترم نيروي زميني ارتش هشدار ميداد كه اگر ديپلماسي جواب نميدهد نظاميان وارد شوند. نظاميان به كجا وارد شوند؟
به جزيره خودمان؟ در مقابل يك ياوهگويي رسانهاي نظاميان چه اقدامي ميخواهند انجام بدهند؟ ميخواهند امارات را تصرف كنند؟ قطعاً منظور اين نبوده است. ميخواهند جزيره ابوموسي را تصرف كنند كه در تصرف و مالكيت خودمان است. واكنش براي كشوري نوپا و بيريشه چون امارات بايد در حد خودش باشد. واكنش در حد سخنگوي وزارت خارجه كافي بود، زيرا امارات نبايد احساس هماوردي و همترازي بنمايد. روزي كه صدام فرودگاه مهرآباد تهران را در ۳۱ شهريور ۱۳۵۹ بمباران كرد، امام راحل فرمودند: ديوانهاي آمده سنگي انداخته و رفته است، امام در مقابل رفتار خشن و جنگ تمام عيار يكي از بزرگترين قدرتهاي عربي اينگونه واكنش نشان ميداد، اما ما در مقابل يك سخن بيخاصيت و بدون پشتوانه و تكراري، چنان ظاهر شديم كه گويي امپراتوري روم به ايران حملهور شده است. مهمترين واكنش در اين زمينه طرح شتابزده برخي از نمايندگان مجلس است كه درصدد هستند «استان خليجفارس» ايجاد نمايند. تقسيمات كشوري معمولاً مبتني بر نظرات دقيق كارشناسي و بررسي همهجانبه ابعاد، جغرافيايي، امنيتي،جمعيتي و... صورت ميگيرد.
اينكه با واكنش امارات استان سازي كنيم، چه مشكلي از كشور يا سياست خارجي حل ميكنيم؟ منتزع كردن جزاير خليجفارس از پيوستگي خشكي كشور كدام مشكل را از كشور حل ميكند. آيا در بين جزاير خليجفارس كه مالكيت ما بر آن عليالسويه هست، ابوموسي برتري خاصي نسبت به قشم، كيش ، لاوان و ... دارد. هنر اين است كه گوشمالي طرف در زمين خودش باشد. ايجاد استان در خليجفارس و همنام بودن آن با نام «خليجفارس» اصل هويتي خليجفارس را كمرنگ نميكند؟ خليجفارس كه پيوستگي هويتي آن به اندازه همه ايران است با چه تدبيري در حد يك استان تقليل هويت مييابد؟ جداسازي جزاير خليجفارس از سواحل اصلي كشور و قطع عقبه شغلي بندرنشينان و عقبه پشتيباني و لجستيكي نفتي، نظامي و... با چه تدبيري دنبال ميشود؟ دشمن نبايد رفتار و تصميمات ما را شتاب زده نمايد. لجبازي با يك كشور دستچندم نبايد منجر به تصميمات يك بعدي سياسي درون كشور شود. اصولاً در مقابل سخنان سخيف و زودگذر و بدون پشتوانه، تصميم پايدار گرفته نميشود و هزينه وفايده تصميم بايد متناسب با اقدام طرف مقابل باشد.
خليجفارس، خليج فارس است و ما استان فارس هم داريم، مجدداً استان خليجفارس لازم نداريم. به جاي سرمايهگذاري اينگونه در خليجفارس، نمايندگان محترم و دلسوز مجلس به سمتي بروند كه ذخاير مشترك را دريابند و سهم ملت بزرگ ايران را همتراز با اين ملت از ميادين مشترك استخراج نمايند. كشورهاي كوچك جنوب خليجفارس اكنون ذخاير زيرزميني و خدادادي يك ملت بزرگ را ميبرند و صرف نگهداري ناوگان و خريد تسليحات امريكايي ميكنند يا تروريسم را در عراق و پاكستان و افغانستان گسترش ميدهند، بانك «نور» امارات در حوزه تجاري ما آنگونه ظاهر ميشود، اما ما به جاي گوشمالي و تنبيه آنان به دنبال استانسازي در حوزه مالكيت خودمان هستيم؟
اگر اينگونه بود بايد ادعاي صدام مبني بر مالكيت بر خرمشهر را نيز اينگونه پاسخ ميداديم و خرمشهر را نيز استان ميكرديم، بنابراين از نمايندگان محترم مجلس ميخواهيم از اين تصميم شتابزده درگذرند و به جاي آن به كمك وزارت نفت بيايند و ذخاير ملت در خليجفارس را با سرعت و بوروكراسي كمتر استخراج نمايند، بودجهاي را كه براي استان جديدالتأسيس در نظر ميگيرند را صرف توسعه ميادين نفتي مشترك نمايند. حقوق ملت ايران در جزاير مذكور مفروض است. بهتر است نمايندگان محترم تنازع مستقيم به خاطر هيچ را رها نمايند و آنچه منافع ما در خليجفارس است را دريابند. همانگونه كه نيروي دريايي ما براي پاسداري از خليجفارس و درياي عمان تا عمق بابالمندب ميرود، مجلس و دولت نيز به جاي صرف انرژي و رويارويي بيهوده با امارات آنان را در حوزه منابع زيرزميني خليجفارس خلع سلاح نمايند.
حضور جدي در ميادين مشترك به صورت غيرمستقيم، موجب زيان غرب و امريكا نيز خواهد شد اما تكه تكه كردن كشور ضرري براي دشمنان نخواهد داشت. اجازه فرماييد، استانهاي هرمزگان و بوشهر پيوستگي جزاير ايراني خليجفارس با عمق خاك ايران اسلامي را استمرار دهند. ميدان مبارزه با ياوهگوييهاي ضعيف الجثهها استانسازي نيست. اجازه فرماييد ابوموسي جمعيتي ۷۵ ميليوني داشته باشد، آن را به جمعيت چند هزار نفري تقليل ندهيد. ابوموسي استان عمومي ايران است.