
علي تهرانيفرد: اين روزها بسياري از هنرمندان مجسمهساز و طراحان نمادهاي شهري همت چنداني براي همكاري با متوليان نمادسازي در شهر ندارند و از فراخوانهاي عمومي استقبال نميكنند، اين در حالي است كه متوليان نمادسازي در مجموعه شهري معتقدند كه براي طراحي نمادهاي مهم شهري از سوي طراحان كمكاري شده است.
روز گذشته - چهارشنبه- مدير عامل سازمان زيباسازي شهر تهران نسبت به كمكاري هنرمندان و طراحان براي همكاري در نمادسازي شهر تهران انتقاد كرد.
هرچند كه پس از انتقادهاي گوناگون براي جمعآوري نمادهاي فراماسونري و غربي از سطح شهر، تلاش ويژهاي در بين مديران شهري براي پاكسازي شهر از اين نمادها صورت گرفته است تا عقبماندگيهاي گذشته جبران شود.
اما به طور طبيعي هر نمادي پس از مدتي برداشته ميشود،همچنان آثاري از آن در ذهن افكار عمومي جامعه پابرجاست و بايد با ارائه نمادهاي تازه كه با فرهنگ و قوانين كشور همخواني دارد، افكار عمومي شهروندان نسبت به نمادهاي گذشته تغيير كند.
در طول تاريخ، نماد يا سمبل به عنوان يكي از محورهاي زباني براي انتقال يك فرهنگ و ارزش يا تأكيد به موضوعي به حساب آمده است. در حقيقت نمادها در شهر قراردادهايي هستند كه روي آنها ارزشگذاري و معنا قرار گرفته است.
اما در اين شرايط با توجه به اهميت نمادسازي و نصب نمادهاي شهري از يك سو مديران شهري نسبت به عملكرد طراحان گلهمند هستند و از طرف ديگر طراحان، هنرمندان و تمامي افرادي كه با طراحي و ساخت نماد سر و كار دارند، به دليل نبود سياستهاي حمايتي و تأسيس نشدن مالي رغبت چنداني براي كار ندارند و چنانچه فعاليتي را هم انجام دهند، اين فعاليتها دست و پا شكسته و مقطعي است.
هزينههاي بالاي طراحي يك نماد، مشكلات موجود براي طراحان در بحث مالي و از همه مهمتر بوروكراسي پيچيده اداري براي ارائه يك طرح يا نقشه يك نماد عاملي براي بيرغبتي و استقبال نشدن از فراخوانهاي عمومي در بحث طراحي نمادهاي شهري است.
از سوي ديگر، در حال حاضر مجسمهها و نمادهاي فاخري از حدود پنج سال پيش در كلانشهري مانند تهران وجود دارد كه بايد تلاش شود كارهايي كه ارائه ميشود، از سطح بالايي برخوردار باشد و در حقيقت در حد و اندازه آثار گذشته باشد، چرا كه اين روزها تهران به الگوي يك كلانشهر موفق براي بسياري از شهرهاي جهان تبديل شده است.