
يك زن ۳۲ ساله با مراجعه به دادگاه و درخواست طلاق گفته است: مردي ميخواستم كه در زندگي به او تكيه كنم اما همسرم قدرت تصميمگيري ندارد و من هميشه حرف آخر را ميزنم. شوهر اين زن گفته است: همسرم يك جلاد ميخواهد، او از من ميخواهد وقتي عصباني ميشوم، كتكش بزنم اما من سعي ميكنم وقت عصبانيت خانه را ترك كنم.
اين مرد ۳۰ ساله گفته است همسرم چندينبار مرا كتك زده اما ماجرا را به هيچكس بازگو نكردهام. بالاخره ما كه نفهميديم زنها دقيقاً دنبال چه هستند؟ وقتي مردها كتكشان ميزنند، ميگويند چرا كتك زديد، وقتي كتك نميزنند، ميگويند چرا كتك نزديد؟ وقتي مردها جذبه دارند، ميگويند چرا روشنفكر نيستيد؟ وقتي روشنفكر هستند، ميگويند چرا دست بزن نداريد؟ چرا از زن و بچهتان حمايت نميكنيد؟ وقتي مردها متمدن هستند، زنها عاشق بدويت ميشوند، وقتي مردها بدوي هستند، زنها دنبال پايههاي تمدن ميگردند.
اگر شما توانستيد دست زنها را بخوانيد، لطفاً ما را هم خبر كنيد.