کد خبر: 459528
تاریخ انتشار: ۲۳ بهمن ۱۳۹۰ - ۰۱:۲۰
 مصطفي دنيزلي بعد از آن برد خارق‌العاده تيمش در دربي به خبرنگاران گفته بود: «اين، معجوني بود از معجزه و واقعيت.» دنيزلي دقيقا مي‌دانست به چه چيزي اشاره مي‌كند. واقعيت، همان تعويض‌هاي دنيزلي بود؛ تعويض‌هايي كه همگي براي پرسپوليس ورق را برگرداندند. اما معجزه... آيا پيروز شدن در دربي با همين بازيكنان، معجزه نبود؟ بازيكناني كه در تمام طول فصل ثابت كرده بودند چندان شايسته برتن كردن اين پيراهن نبودند. معجزه و واقعيت... اين حقيقت دربي بود.
واقعيت پرسپوليس، همين بازي با فجر بود. يكي مثل دنيزلي مي‌تواند محمد نوري را احيا كند و به اوج برگرداند. مي‌تواند او را مبدل سازد به همان بازيكني كه در سپاهان و صبا مي‌ديديم. مي‌تواند از غلامرضا رضايي كه البته هنوز نمي‌توان او را در قواره‌هاي يك بازيكن واقعي براي پرسپوليس دانست بازيكني بسازد كه مثمرثمرتر از قبل باشد. مي‌تواند در هر بازي براي پرسپوليس حداقل دو گل به ارمغان بياورد. ولي مگر اين براي بالا كشيدن پرسپوليس كفايت مي‌كند؟ دنيزلي پرسپوليسي ساخته كه مقابل شهرداري در تبريز دو گل مي‌زند، اما دو گل هم مي‌خورد، در آبادان دو بار دروازه نفت را باز مي‌كند، اما چهار گلي به حريف هديه مي‌دهد كه حتي تيم‌هاي ليگ يكي هم چنين گل‌هايي را درون دروازه خود نمي‌بينند. در تهران از استقلال دو گل مي‌خورد، اما سه گل معجزه وار مي‌زند و البته برابر فجر دو بار شادي گل به راه مي‌اندازد، اما سه بار به عجيب ترين شكل ممكن دروازه‌اش را باز شده مي‌بيند.
اين است حقيقت پرسپوليس؛ تيمي كه بازيكناني در اندازه پرسپوليس را در مجموعه‌اش نمي‌بيند. تيمي كه مجبور مي‌شود براي نجات تيمش به دروازه‌بان يك تيم ليگ يكي روي بياورد و حتي از او در دربي استفاده كند، تيمي كه در خط دفاعي‌اش حتي يك بار اعتماد سرمربي تيم ملي براي خود نديده كه بازيكني را به تيم ملي دعوت شده ببيند. تيمي كه هافبك وسط و دفاعي‌اش هنوز به اين درك كافي نرسيده كه بايد هافبك تهاجمي حريف را پرس كند و با عقب رفتنش، تيم را به لاك دفاعي فرو مي‌برد! مقابل بازيكنان مي‌ايستد و بر سر آنها فرياد مي‌زند و مي‌خواهد كه جلو بروند، درحالي كه ايستادن او در زمين خودي، به مدافعان اجازه نمي دهد كه از هافبك خود جلو بزنند.
اين حقيقت گنگ پرسپوليس است. حقيقتي كه سرمربي تيمش را هم سردرگم كرده. آمار گلزني اين تيم مقابل حريفان قابل تحسين است، اما به همان ميزان، گل‌هاي باورنكردني‌اي كه درون دروازه تيمش جاي گرفته هم عجيب جلوه مي‌كند. با اين تيم چگونه مي‌توان پيروز شد؟ چگونه مي‌توان در آسيا اميدوار به بالا رفتن بود؟ چگونه مي‌توان اميد داشت كه در ليگ صاحب سهميه‌اي براي آسيا شد؟! اين پرسپوليس ترسي معكوس را مي‌آفريند. ترسي كه به جاي حريفان، هوادارانش را مي‌ترساند. ترسي كه براي هوادار و مربي اين تيم آغوش باز كرده و آنها را در خود فرو مي‌برد. امروز معمارزاده، فردا هوشيار، پس فردا در ليگ قهرمانان و مقابل قهرمانان آسيا كدام مدافع و دروازه‌بان قرار است يك شاهكار تاريخي را رقم بزنند؟!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار