به جدول ردهبندي رقابتهاي ليگ برتر فوتبال كه نگاه ميكني كمي اميدوار ميشوي چرا؟ چون وقتي آن را با جدول ليگهاي مثلاً ۱۰، ۱۵ سال پيش مقايسه ميكني متوجه ميشوي كه به رغم تمام مشكلاتي كه وجود دارد بازيها طوري برنامهريزي شده كه تمام تيمها در هفته بازيهايشان را برگزار ميكنند و به ندرت اتفاق ميافتد كه تيمي چند بازي عقب افتاده داشته باشد. حتماً علاقهمندان فوتبال به ياد دارند سالهايي كه برخي از تيمها چهار پنج بازي عقبافتاده داشتند و وقتي به جدول ردهبندي نگاه ميكردي در رديف تعداد بازيها ارقام مختلف و با فاصلهاي را مشاهده ميكردي اما خب امروز اينگونه نيست و تيمها همزمان ليگ را شروع و همزمان به پايان ميرسانند كه جاي تقدير و تشكر دارد. با تمام اين احوال و به رغم اين نظم ظاهري برخي بيبرنامگيها ديده ميشود كه البته زياد هم نبايد بابت آن تعجب كرد. يكي از اين موارد زمانهاي منحصر به فرد برخي بازيهاست كه تعجب همه را برميانگيزد مثلاً ساعت ۱۶:۴۰ دقيقه يا ساعت ۱۵:۵۰ دقيقه، در حالي كه بقيه بازيهاي همان روز رأس ساعت ۱۵ آغاز ميشود، با توجه به اينكه شبكه سه سيما تنها به پخش مستقيم بازيهاي دو تيم استقلال و پرسپوليس ميپردازد و شبكههاي استاني نيز بازيهاي تيمهاي خود را پوشش ميدهند بنابراين دليل پخش تلويزيوني براي انتخاب چنين زمانبندي عجيب و غريبي كاملاً منتفي است كه البته تاكنون پاسخي هم براي آن پيدا نشده است، هرچند عدهاي معتقدند كه اتخاذ چنين تصميمي براي تداخل نداشتن زمان پخش مسابقات با اذان مغرب در ايام زمستان است اما وقتي همين زمانبندي در طول چند ساعت چند بار عوض ميشود اين فرضيه هم خود به خود رنگ ميبازد. تغيير ساعت بازيها و زمانبنديهاي عجيب آنها يكي از نكاتي است كه نظم ظاهري ليگ را برهم ميزند و از طرفي بينندگان تلويزيوني رقابتهاي ليگ را هم دچار نوعي سردرگمي ميكند. هرچند كه انتظار پاسخگويي از مسئولان سازمان ليگ امري بيهوده است اما به هر حال ميتوان حداقل به عنوان بخشي از جامعه ورزش توقع شنيدن يك جواب كوتاه را داشت. نكته قابل تأمل ديگر در اين خصوص به موضوعي برميگردد كه فوتبال ملي و حتي باشگاهيمان در سطح آسيا بارها از آن ضربه خورده و امروز در ليگ برتر به وضوح ديده ميشود و آن نيست جز بحث بازيكنان محروم و سه اخطاره. هنوز تلخي حذف اميدها از رقابتهاي انتخابي المپيك و سپاهان از ليگ قهرمانان آسيا در كاممان به جاست كه مشاهده ميكنيم در رقابتهاي ليگ، بازيكنان محروم به راحتي مقابل حريفان قرار ميگيرند و حتي ستاره بازي ميشوند اما صداي اعتراض مدعيان به جايي نميرسد. مربي تيمي محروم است، بازيكني نميتواند پا به ميدان بگذارد اما اين اتفاقها رخ ميدهد و كميته انضباطي خيلي راحت اعلام ميكند كه چون به باشگاه دير اعلام شده بود نشستن مربي روي نيمكت يا بازي بازيكن محروم ايرادي ندارد و اين حكم مربوط به بازي بعدي اين تيم است. اين نحوه برخورد با متخلفان بيترديد در هيچ كجاي فوتبال دنيا مشاهده نميشود، درست مانند زمانبندي و تغييرات زياد زمان بازيهاي تيمها كه منحصر ميشود به فوتبال ايران اما همانطور كه اشاره شد در خصوص مورد دوم تاكنون دو بار شكستهاي بينالمللي را تجربه كردهايم و هنوز درس نگرفتهايم، اگر درخصوص برنامهريزي و تغيير ساعت بازيها تنها ليگمان را مضحكه عام و خاص ميكنيم اما در مورد صدور و اعلام رأي محرومان و متخلفان اين نام ايران است كه در مواقع خاص ضربه خورده و ليگ بازيهاي آن نمونه بسيار كوچكي است كه ظاهراً از ديد آقايان فدراسيوننشين زياد جدي گرفته نميشود. زحمات سازمان ليگ و كميته انضباطي فدراسيون فوتبال تا به اين جاي كار بر كسي پوشيده نيست اما دو موردي كه مطرح شد نقاط سياهي هستند در فوتبالي كه ادعاي حرفهايگري و برنامهمحوري دارد، مواردي كه ميشود با كمي دقت و همت بيشتر رفع شود تا ليگ با برنامهتر و جذابتري را شاهد باشيم.