کد خبر: 456618
تاریخ انتشار: ۲۷ آذر ۱۳۹۰ - ۱۱:۳۸
طيف‌هاي مختلف فكري متناسب با فهم خود از چارچوب سياسي و فكري نظام و منظومه فكري امام (ره) بدان مي‌نگرند. در زير تلقي‌هاي مختلف از چيستي آن و تلقي مطلوب و مدنظر نظام به صورت اختصار يادآوري خواهد شد.
۱- وحدت سياسي: برخي وحدت حوزه و دانشگاه را از منظر سياسي مي‌نگرند. بدين معني كه روحانيت انقلاب به دليل محوريت در نظام جمهوري اسلامي، تلاش نموده‌اند صداي واحدي از عرصه نخبگي كشور به گوش برسد. به تعبير ديگر دو طيف سنت‌گرا و متجدد انقلاب با وحدت سياسي حول محور انقلاب يد واحدي را به نمايش گذارند كه به رغم تفاوت‌ها در روش‌شناسي و اختلافات ديگر، در «بود» نظام جمهوري اسلامي به وحدت برسند و هر كدام سهمي از قدرت سياسي را به دوش بكشند.
۲- وحدت رفتاري: اين مدل وحدت كه مدل سطحي آن است، ناظر بر تعاملات رفتاري است، بدين معني كه همايش‌هاي وحدت‌آفرين و تفرقه‌ستيز در كشور برگزار گردد. بخشي از روحانيت به عرصه دانشگاه
رفت‌ و آمد نمايند، مديريت فرهنگي دانشگاه را به عهده بگيرند، دروس حوزه دين را تدريس نمايند و با پرستيژ «حجت‌الاسلام دكتر...» هم اعتماد خود به دانشگاه را نشان دهند و هم توجه روحانيت به تجدد را يادآوري نمايند. در عوض برخي دانشگاهيان نيز بخشي از تدريس دروس جديد در حوزه مثل زبان‌هاي خارجي، جامعه‌شناسي و... را به عهده گيرند. اما آنچه از اين رفتار بر‌مي‌آيد وحدت نيست بلكه همكاري و تعامل محسوب مي‌شود. اين رويه در زمان پيش از انقلاب هم در سطحي محدودتر وجود داشته است. يعني هم حجت‌الاسلام‌هاي دكتر را داشتيم و هم مدرسين حوزوي در دانشگاه
رفت وآمد داشتند كه شهيدان باهنر، بهشتي، مفتح و مطهري نمونه‌هاي عيني آن هستند و هم دانشگاهيان در مساجدي مثل مسجد هدايت و قبا و... پاي درس علما مي‌نشستند و به صورت فردي كسب فيض مي‌كردند.
۳- وحدت ايدئولوژيك: نگاه سوم وحدت ايدئولوژيك است. اين مدل كه برخي از دانشگاهيان را بدبين نموده است بدين معني است كه دانشگاه بايد همانند حوزه علميه باشد. مشي استاد و شاگردي در دانشگاه همانند حوزه باشد، اسلام بايد محتوا و رفتار استاد و دانشجو باشد و دستاوردهاي تمدن غرب در دانشگاه بايد به كلي حذف شود. اين رويكرد، دانشگاه را عامل انحطاط اخلاقي دانشجويان و جوانان كشور مي‌داند و برخي از طرفداران اين نگاه از ورود فرزندانشان به دانشگاه جلوگيري مي‌كنند. «دانشگاه اسلامي» آرمان آنان است كه تصديق مد نظرشان از اسلامي شدن دانشگاه ظواهر رفتاري است.
۴- وحدت نرم‌افزاري: آنچه مطلوب نظام جمهوري اسلامي در وحدت حوزه و دانشگاه است، وحدت نرم‌افزاري است. از آنجا كه نظام جمهوري اسلامي ايران اراده كرده است تا مباني نظري و تئوريك خود را با نگاه بومي و درون‌ديني جست‌وجو نمايد، از حوزه و دانشگاه اين توقع را دارد تا از يك سو نرم‌افزار نظام را توليد كند و از سوي ديگر دستاوردهاي تمدن‌هاي ديگر را با مباني بومي منطبق سازد. بنابراين وحدت حوزه و دانشگاه در ايران زماني به واقعيت تبديل مي‌شود كه دو رودخانه حوزه و دانشگاه در پيوند با يكديگر بتوانند مباني تمدن‌سازي، دولت اسلامي، جامعه اسلامي و كشور اسلامي را مطابق با زندگي جهاني عرضه نمايند. تولد الگوي اسلامي- ايراني بايد ماحصل اين وحدت باشد. اين وحدت، وحدت فكري و وحدت خودباوري است. اين وحدت، وحدت دگرستيزي (غرب‌ستيزي) نيست كه وحدت ايجابي و تعاملي است. قطعاً توليد نرم‌افزار نظام اسلامي از حوزه علميه به تنهايي صادر نخواهد شد زيرا در بسياري از تخصص‌هاي امروزي هنوز حوزه اشراف كافي ندارد و از سوي ديگر دانشگاه نيز به اصالت‌هاي مكتب اشراف جامع ندارد. بنابراين اين پيوند مي‌تواند خلأهاي آن را برطرف نمايد. در حوزه علميه شخصيت‌هاي بزرگي هستند كه گام‌هاي بلندمدت نيز برداشته‌اند اما به نظر مي‌رسد اصل حوزوي بودن براي آنان اصالت دارد. مثلاً مدرك دكترا به كسي مي‌دهند كه حوزوي باشد و عكس آن صادق نيست اما عكس آن در دانشگاه وجود ندارد. يعني روحانيت در طي مدارج علمي دانشگاه با مانع هويتي مواجه نيستند. راه بلند مدت اين است كه اساتيد حوزه و دانشگاه بعد از طي مدارج رشته تخصصي خويش در يك دوره دو ساله آموزه‌هاي ديگري را بياموزند تا استاد دانشگاه از مباني توحيدي بهره‌ گيرد و استاد حوزه به علوم امروزي اشراف نسبي داشته باشد. شرط استادي در حوزه و دانشگاه بايد دگرگون شود. در اين صورت در يك پروسه بلندمدت حوزه علميه به روز خواهد شد و دانشگاه نيز از درون رنگ و بوي دين را استشمام خواهد كرد. هرگونه وحدت غيرنرم‌افزاري در حد مقتضيات و ابزار باقي خواهد ماند. وحدت در توليد فكر، بايد گفتمان شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار