
رسیدگی به جریان این پرونده از ۳۰ مهر سال ۸۸ و همزمان با شلیکهای پیاپی در برج مسکونی پیراسته در خیابان مقدس اردبیلی در دستور کار مأموران کلانتری ۱۶۳ ولنجک قرار گرفت. زمانی که مأموران در محل حادثه حاضر شدند در نخستین مرحله از بررسیهای خود متوجه شدند «فاطمه» ۸۵ ساله مادر خانواده، صدف ۱۸ ساله نوه خانواده، «سيامك» ۵۲ ساله داماد خانواده، قاضي محمدمنصوري رئيس شعبه ۶۰۸ حل اختلاف ولنجك و «مجيبالرحمان صالح» وكيل دادگستري از سوی تنها پسر خانواده – حمید – با شلیک گلوله هدف قرار گرفتهاند.
در حالی که تلاش برای دستگیری حمید در دستور کار تیم جنایی قرار گرفت، در شاخه دیگری از تحقیقات مشخص شد، او یکی از مهندسان معروف راه و ساختمان است که بعد از مرگ پدر ثروتمند خود با اعضای خانوادهاش بر سر تقسیم ارثیه اختلاف پیدا کرده است. او روز حادثه برای حل اختلاف در حالی که مادرش به همراه وكيل خانوادگيشان، داماد و خواهرزادهاش و رئيس شعبه ۶۰۸ شوراي حل اختلاف ولنجك در خانه پدریاش جلسه داشتند، راهی آنجا شد. زمانی که جلسه آغاز شد حمید متوجه شد مادرش به صورت غيرقانوني اسناد برخي املاك را به نام دوخواهرش سند زده است، بنابراين در انتقامي خونين همگي را به قتل رساند.
مأموران پلیس ساعتی بعد خانه حمید را شناسایی و او را دستگیر کردند. پزشكي قانوني بعد از معاينه او اعلام كرد، متهم داراي اختلالات شخصيتي شديدي است. در نخستین جلسه رسیدگی به پرونده که ۲۷مهرماه در شعبه ۱۱۳ دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد وكيل خواهران و نوه خواهر متهم به عنوان يكي از اولياي دم در جايگاه حاضر شد و گفت خانواده خواهر بزرگتر حميد از قصاص گذشت كردهاند اما به وكالت از خواهر كوچك و نوه خواهري او از دادگاه درخواست قصاص کرد. ساير اولياي دم نيز درخواست قصاص كردند.
وقتی حمید در جایگاه حاضر شد، اتهام قتل را قبول کرد و در توضیح ماجرا به هيئت قضایی گفت: زمانی که برای ادامه تحصیل میخواستم به کانادا بروم متوجه شدم مادرم با مردی ایتالیایی رابطه پنهانی دارد. زمانی که مادرم فهمید راز او را فهميدهام، براي انتقام به دروغ به همه فاميل گفت كه من از بيماري روانی رنج ميبرم تا مرا نزد فامیل تحقیر کند. سال ۷۸ بعد از اینکه تشکیل خانواده دادم از ایران راهی امریکا شدم. چند سال بعد در حالی که صاحب پسری چهار ساله بودم با درخواست همسرم تصميم به بازگشت به ایران گرفتم. همسرم چند ماه قبل از من به ایران آمد و در آن مدت در خانه پدرم زندگی میکرد. بعداً متوجه شدم خانواده ام او را به شدت اذیت میکردند، به طوری که همسرم با فشار مادرم مجبور به طلاق از من شد. حمیددر ادامه گفت: بعد از اینکه سیامک با خواهرم ازدواج کرد، اختلافهای خانوادگی ما بیشتر از قبل شد. سیامک مادر و خواهرانم را علیه من تحریک میکرد تا اینکه بعد از مرگ پدرم آنها تمام حسابهای پدرم را خالی کردند. آنها فرشهایی که ارزش یک میلیاردی داشت را از مغازه پدرم خارج کرده و آن را فروختند و به من گفتند سهم من از ارثیه میلیاردی پدرم ۱۵۰ میلیون تومان است.
روز حادثه قرار بود همراه وكيلم، به خانه مادرم برويم و كل ماترك را مهر و پلمب كنيم تا دادگاه برايمان تعيين تكليف كند. در جلسهای که درخانه مادرم برگزار شده بود، كارها به خوبی پیش میرفت تا اینکه با تحریک سیامک همه چیز به هم خورد و تنش بین ما بالا گرفت. من به قصد ترک خانه خارج شدم اما هنوز چندمتری نرفته بودم که بازگشتم و آنها را کشتم.
بعد از پایان جلسه رسیدگی به پرونده، دو خواهر حمید به همراه مادر صدف از متهم اعلام گذشت کردند. بعد از اعلام رضایت، پرونده بار دیگر از سوی هيئت قضایی از جنبه عمومی مورد رسیدگی قرار گرفت. در جلسه روز گذشته از آنجا که سه نفر از اولیای دم درخواست گذشت كرده بودند، نماینده دادستان از دادگاه درخواست کرد متهم از جنبه عمومی محاکمه شود. حمید رضا بار دیگر پای میز محاکمه حاضر شد و اتهام خودش را قبول کرد. هيئت قضایی بعد از شنیدن آخرین دفاع متهم وارد شور شد تا رأی نهایی را صادر کند.