سرانجام دور جديد شانتاژ تبليغاتي و فشار مقامات امريكايي به آژانس انرژي اتمي موضوع هستهاي ايران را به نقطهاي رساند كه در يك برنامه هدفمند سياسي مدير كل امريكايي! آژانس روز گذشته گزارش خود را كه به يك بيانيه سياسي بيشتر شباهت داشت منتشر نمود. در همان ساعات اوليه انتشار اين گزارش،روسيه و بسياري از كشورها نسبت به اين گزارش مغرضانه موضعگيري كردند و گزارش مذكور را مبتني بر اهداف سياسي خاص تفسير نمودند.
گزارش آمانو عملاً تقابل بين كشورهاي غربي و كشورهايي كه اين گزارش را سياسي ميدانند،به صورت آشكار در عرصه نظام بينالملل برجسته كرد و مقامات امريكايي قطعاً از اين پس در كنار حل مشكلات داخلي خود بايد پاسخگوي رفتارهاي اقتدارگرايانهاي كه با فشار، يك نهاد بينالمللي را دستاويزي براي خواستههاي نامشروع خود قرار دادهاند، باشند. براي جامعه بينالملل آن هم در شرايطي كه حتي دولتهاي سنتي دستآموز امريكا مجبور به تمكين نظر مردم شده و در مقابل خواست ملت، حكومتهاي وابسته خود را سرنگون شده تلقي كردند، قابل پذيرش نيست كه كشوري با فشار به يك نهاد رسمي بينالمللي كه بايد حافظ حقوق همه كشورها باشد، در يك موضوع كاملاً فني، سياسي كاري كرده و با ارائه يك گزارش خصمانه، اولاً فضاي بينالمللي را مشوش كرده و ثانياً حقوق ملتي را ناديده بگيرد و با انگشت اتهام غيرصلحآميز بودن فعاليتهاي هستهاي ايران، مسير را براي ياوهگويي قدرتهاي سلطه فراهم نمايد.
گزارش جديد آمانو از چند منظر قابل توجه است:
۱- اولاً در اين گزارش به رفتن ايران به سمت سلاح هستهاي و فعاليتهاي غيرصلحآميز اشاره شده است و آژانس را در مقام قضاوت درباره پرونده هستهاي ايران قرار داده كه اين موضعگيري خارج از چارچوبهاي قانوني آژانس است.
براساس وظايف مشخص شده براي آژانس اتمي، آژانس بايد پادمانها را طبق روال معمول به اجرا درآورد و سؤالات خود را در مورد فعاليتهاي هستهاي ايران دريافت كند چرا كه آژانس با در نظر گرفتن نگرانيهايي كه در مورد جنبههاي نظامي برنامه هستهاي ايران وجود دارد، نه در جايگاهي قرار دارد كه چنين گزارش يا بيانيهاي را منتشر كند و نه ميتواند پادمانها را طبق روال معمول در ايران اجرا كند، ثانياً در هيچ جاي گزارش آمانو استناد مشخصي براي فعاليتهاي غيرصلحآميز هستهاي ايران و گرايش ايران به سمت سلاح هستهاي وجود ندارد.
۲- در بسياري از بندهاي پنجاه و هفتگانه گزارش آژانس، تأكيد بر اين نكته شده است كه ايران قرار بود غنيسازي خود را تعليق كند و اين از آن سخنان بياساسي است كه از همان ابتدا ايران پاسخ آن را داده است و بارها جمهوري اسلامي اعلام كرده كه غنيسازي را تعليق نخواهد كرد. اساساً اگر قرار بود ايران زير بار تعليق غنيسازي برود، چرا تاكنون انواع فشارهاي ريز و درشت تحريمهاي يكجانبه و چندجانبه امريكا و اروپا را پذيرا شده است. از همان ابتدا ميتوانستيم تعليق را انجام دهيم و از بار سنگين تحريم رهايي يابيم. جمهوري اسلامي بارها اعلام كرده حاضر به تعليق غنيسازي نيست و اين نه تنها مطالبه دولت و مجلس، بلكه خواست همه ملت ايران است.
۳- به كارگيري برخي واژهها در گزارش آژانس از ابتدا تاكنون و شايد هم در آينده، تبديل به يك عادت شده است. «ابهامهاي احتمالي»،«جنبههاي نظامي احتمالي»،«منابع خبري متعدد» و... از جمله واژگان و جملاتي است كه صرفاً براي برونرفت از بحراني كه آژانس براي خويش فراهم كرده، توليد شده است چرا كه براساس احتمالات نه كسي را ميتوان متهم كرد و نه اتهامي كه به وي بسته ميشود، قابل اثبات است. در ثاني، منابع خبري متعدد آژانس كدامند كه هيچگاه به صورت آشكار به نمونهاي از آنها اشاره نميشود. آيا سرويسهاي اطلاعاتي امريكا يا انتشار چند عكس مجعول توسط منافقين كه دشمني آنها بر ملت ايران آشكار است، منابع اطلاعاتي موثق هستند كه آقاي آمانو گزارش خود را مستند به آنها ميكند.
۴- مدير كل آژانس در بند ۴۰ گزارش خود تأكيد ميكند در آينده نزديك اميدوار است جزئيات بيشتري را از اساس نگرانيهاي آژانس به اطلاع اعضاي شوراي حكام و كشورها برساند، اين امر حكايت از آن دارد كه مدير كل آژانس در يك سناريوي تعريف شده تنها اجازه ورود تا اين مرحله را خواهد داشت و ضمن اينكه دست او از اطلاعات به اصطلاح موثق خالي است، به نظر ميرسد هنوز اربابان قدرت، او را براي ارائه گزارشهاي دروغين بيشتري آماده نكردهاند.
۵- نكته مهم در گزارش آمانو، ورود امريكا به فاز جديد تقابل با ايران است و از برآيند اين گزارش و رفتارهاي روزهاي اخير مقامات كاخ سفيد برميآيد كه گزارش آمانو صرفاً با رويكرد تشديد فشارهاي تحريم به ايران منتشر شده است و بحث طرح تحريم بنزين و مشتقات آن هم از جنبه صادرات و هم واردات از ايران، بيش از آنكه گوياي خط تقابل با پروژه هستهاي ايران باشد، با نگاه فشار بر ايران براي تسليم در مقابل حوزههاي ژئوپليتيكي امريكا در منطقه خاورميانه به ويژه عراق و افغانستان و عقبنشيني جمهوري اسلامي از نقش الگودهي به انقلابهاي منطقه صورت گرفته است.