
عوامل سفارت انگلیس بعد از آنکه ۳۱۰ اصله درخت بیگناه را در باغ قلهک، در آتش سوزاند با واکنش شدید مردم کشورمان به ویژه تهرانیها روبهرو شدند و پس از آنکه شهرداری تهران از این اقدام غیرقانونی عوامل این سفارتخانه شکایت کرد، دوباره در این باغ، بساط آتشسوزی و «کباب درخت» راهانداختند تا نبوغ خود را در بیادبی و بیاحترامی به خواست مردم به رخ بکشند!
میگویند در روزگاران قدیم، یک جوان لات و بینزاکت در شهری زندگی میکرد که اسباب آزار و اذیت ساکنان بود. این جوان لاابالی روزی در میدان اصلی شهر، پیرمردی را در ملأ عام مورد آزار و اهانت قرار داد. تماشاچیان منتظر واکنشی تند از سوی پیرمرد بودند. اما آن پیرمرد دانا با شکیبایی و لبخند، یک دینار کف دست جوان بیادب گذاشت! همه شگفتزده شدند و پیرمرد را ملامت کردند و به او انگ ترسو بودن زدند.
پیرمرد هیچ نگفت و راهش را در پیش گرفت. جوان لاابالی سرمست از این پیروزی، روز بعد و روزهای دیگر هم بر مرام بیمرام خود اصرار ورزید. روزی از روزها، پیرمرد دیگری را دید که در حال گذر بود. پیش رفت و همان اهانتی را که به پیرمرد دانا کرده بود در حق این مرد هم مرتکب شد و منتظر دریافت دینار ماند! پیرمرد با عصبانیت برگشت و دستی تکان داد. داروغه و سربازانش پیش آمدند و این جوان را دستگیر کردند. چند ساعت بعد، جارچیها اعلام کردند: «هم اکنون، یک جوان بیادب و لاابالی، به خاطر اهانت به فرماندار، در میدان اصلی شهر گردن زده میشود».
لحظه گردن زدن جوان، پیرمرد دانا هم آنجا حاضر بود. یکی از او پرسید: «چرا آن روز که اهانت کرد رهایش کردی و دینارش دادی؟!» پیرمرد دانا گفت: «دیناری که به او دادم، امروز سرش را بر باد داد! او را غره کردم تا خیال کند کارش درست است. غافل از آنکه، هر بیادبی، روزی خودش را ادب میکند!»
سفارت انگلیس هم مصداق این جوان لاابالی است. پیشنهاد میکنیم شهرداری به جای شکایت از آنان و جریمه کردن به خاطر تخریب محیطزیست، دیناری کف دست عوامل این سفارتخانه بگذارد تا روز موعودشان فرا برسد!