کد خبر: 448610
تاریخ انتشار: ۰۸ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۷:۴۷
جوان از کوهنوردی در کوه‌های شمال پایتخت گزارش می‌دهد
لیلا جعفری

اگر پا بگذاری به این وسعت خاکی، حتی بزرگترین دردها هم از یادت می‌رود. وسعتی که سرتاسرش صلابت است و استواری. اینجا کوهستان است.

هر چند برتنش ردیف به ردیف جاده کشیده‌اند و دیگر طبیعت صرف نیست، اما با این وجود وقتی در آن قدم بزنی، روحت تازه می‌شود. این جاده‌ها و کوه‌ها اطراف ما تهرانی‌ها را در برگرفته‌اند، اما دریغ که خیلی از ما نیم نگاهی به آنها بیندازیم. این روزها کوهنوردی ... که نه... کوهپیمایی آنقدر آسان شده که فقط اندک همت و علاقه‌ای می‌خواهد تا پا در راهش بگذاری و معجزه حضور در دلش را با تمام وجود احساس کنی. آن وقت دردهای دلت و جسمت را می‌بینی که یکی‌یکی با تو خداحافظی می‌‌کند و به خاکریزه‌ها و سنگریزه‌ها یا قطره قطره‌های رودخانه‌های درونش سپرده می‌شوند. این تو و این اولین روز تعطیلی که پیش رو داری می‌توانی بدون صرف هیچ پولی از این همه زیبایی و انرژی هستی سرکیف شوی. مثل تمام دوستداران کوه که رد پایشان در این گزارش جا مانده است.

روزهای تعطیل که بچه‌ها حوصله‌شان سر می‌رود اولین درخواستشان از پدر یا مادر خود رفتن به پارک است. بعضی‌ها که فرهنگی‌ترند، سینما هم می‌خواهند. خلاصه درخواسته بچه‌ها همه چیز پیدا می‌شود الا کوه و کوهستان. در زندگی شهری ما کوهستان چندان جایی ندارد. مگر بچه‌ها چند بار کوه رفتن بزرگتر‌های خود را دیده‌اند؟ چند بار به کوهستان رفته‌اند تا طعم و لذتش را چشیده باشند؟ چقدر با واژه «کوه» آشنایند تا این را هم به خواسته‌های خود اضافه کنند؟

اگر از پله‌‌های آپارتمان خود بالا بروی و از روی بام، اطراف تهران را تا آنجا که قد می‌دهد نگاه کنی، کوه‌های دوروبرت را می‌بینی که شرق، شمال و غرب را در برگرفته‌اند. وقتی لحظاتی به قامت افراشته‌شان حتی از پشت همین آلودگی هوا نگاه کنی، صدایش را می‌شنوی که با زبان بی‌زبانی به تو می‌گوید: «معطل چه هستی؟ خدا نعمت به این بزرگی را در نزدیکی‌ات گذاشته همت کن و راهی شو. با کمی اراده سهم خودت را از این هدیه خدا بگیر» خیلی‌ها با شنیدن این نوا در دل می‌گویند، خب ای بابا، چه حوصله‌ای! کی حال کوهنوردی دارد؟! خیلی‌ها هم می‌گویند: خب امکانات می‌خواهد، این راه دراز یک ماشینی می‌خواهد که سوارش شوی و تا پایش بروی. خیلی‌ها هم می‌گویند: خب، در اولین تعطیلی به سراغت می‌آیم. امروز که باید بروم سرکار، ای وای دیرم شد و تا از پله‌ها پایین‌ بروند، هنوز به دم در ساختمان نرسیده فراموش می‌کنند که چند لحظه پیش چه آتش اشتیاقی در دلشان افتاده بود، درست مثل علی صفدری کوهنوردی ۵۷ ساله که از هفت سال پیش کوه رفتن را آغاز کرده است. صفدری از ۴۰ سالگی کار در کارخانه را رها کرده و رانندگی را حرفه ارتزاق خود قرار داده است. از همان موقع وقتی صبح زود برای سوار کردن مسافر با تاکسی خود به خیابان می‌آمده دلش هوای کوهستان را می‌کرده است.

با دیدن طلوع خورشید از پشت کوه‌های شرق تهران هوای کوه و دیدن طلوع خورشید را در آن آرزو می‌کرده اما هر روز با پرشدن تاکسی‌اش از چند مسافر به خود می‌گفته: خب یک روز دیگر می‌روم به کوه. تا اینکه بالاخره یک روز، هفت سال پیش که خودش هم نمی‌داند، همتش را ازکجا آورده، با خود می‌گوید: بی‌خیال دنیای شهری و فرمان را به سمت کوه‌های سرخه‌حصار کج می‌کند. حالا هفت سال است که هر شب جمعه، حتی مسافران دربستی را هم سوار نمی‌کند که هیچ، مردم را صلواتی هم تا پای کوه می‌رساند.

درمان افسردگی با کوه

«مگر نه اینکه پیغمبر بزرگ ما در دل کوه به بعثت رسید؟ کوه دنیای عجیبی دارد که فقط روندگانش و مریدانش معنایش را درک می‌کنند. این معنا چیزی نیست که بتوانی برای کسی توضیح دهی، فقط باید حسش کنی و تا تجربه‌اش نکنی، حسش نمی‌توانی بکنی». این را هم توانمند می‌گوید. او از سه سال گذشته مشکل خانوادگی پیدا کرده و به افسردگی دچار شده است. به اولین مشاوری که مراجعه می‌کند، کوه را علاج درد خود پیدا می‌کند. برای همین بیشتر وقت‌ها در روزهای تعطیل و حتی روزهای غیر تعطیلی که امکان و فرصتش هست، به آنجا می‌رود. کنار رودخانه‌اش می‌نشیند. به سنگ‌ها و جریان آب دست می‌کشد، طبیعت را لمس می‌‌کند و احساس طراوت پیدا می‌کند. توانمند تأثیر کوهستان را در درمان افسردگی‌اش وصف نشدنی می‌داند. او بیشتر وقت‌‌ها به کوه‌های شمالی تهران مخصوصاً درکه می‌رود. حالا با جای جای درکه آشنا شده. حتی خیلی از سبزیجات و خشکبار مورد نیازش را از آنجا می‌خرد.

توانمند اولین روزی را که می‌خواست به کوه برود خوب به خاطر دارد. البته برای اولین بار در سن پنج سالگی به همراه خانواده‌اش به کوه‌های اطراف اراک رفته، اما اولین روز کوهنوردی را سه سال پیش تجربه کرده است. وی در باره آن روز می‌گوید: «وقتی روانشناس به من گفت که برای علاج افسردگی باید به کوه بروم، اولش ترسیدم چون برای رفتن به آنجا همراهی نداشتم. هر یک از اعضای خانواده‌ام سرگرم زندگی خویشند. دوست زیادی هم ندارم. مخصوصاً دوستی که طرفدار و اهل کوه باشد برای همین تنها رفتم. وقتی به درکه پاگذاشتم خیلی تعجب کردم. جمعیت زیادی به آنجا آمده بود. حتی در قسمت‌های بالای کوه که جمعیت کمتر است، اصلاً احساس ناامنی نمی‌کردم. مخصوصاً که از نگهبانی که پایین کوه است، شنیدم که اینجا هیچ وقت هیچ دزدی نمی‌آید و کاملاً امن است. آخر کوه درکه و راه های ورودی به ده آن توسط چند نگهبان کنترل می‌شود. اضطراب من آن روز برطرف شد و لذتی را که آن روز از کوه بردم و احساس شعف و تازگی‌اش را هرگز فراموش نمی‌کنم.»

عضو کلبه دوستداران کوهستان هم شده و هر هفته از آب و هوای کوهستان هم باخبر می‌شود.

توانمند نیز همچون بسیاری دیگر از اعضای «دوستداران کوهستان» از این اطلاعات رایگان استفاده می‌کند و برای اقامت شب هنگام در ارتفاعات توچال برنامه‌ریزی می‌کند.

بنابر اعلام روابط عمومی شهرداری منطقه یک تهران : «ناحیه ویژه کوهستان منطقه یک، اطلاعات هواشناسی را از طریق سامانه پیام کوتاه به دوستداران و مراجعان به کوهستان ارسال می‌کند.» گفتنی است علاقه‌مندان می‌توانند با ثبت‌نام در ایستگاه دوستداران کوهستان که در ابتدای مسیرهای کوهنوردی استقرار دارند، چهارشنبه هر هفته اطلاعات مربوط به بارش و باد ارتفاعات تهران در روزهای پنج‌شنبه و جمعه را دریافت کنند.

این اقدام در راستای اجرای طرح «امداد و نجات کوهستان در دامنه جنوبی ارتفاعات البرز مشرف به شهر تهران» انجام شده است.

هر چند هوا گرم شده، اما هنوز هم وقتی صبح زود به کوه‌های تهران می‌روی بهار را احساس می‌کنی. برای تهرانی‌ها که شرایط حسابی فراهم است و کوه‌ها هم جاده‌کشی شده است. با این همه خیلی دردناک است که به کوه نروی. مخصوصاً که خیلی از کوهپیمایان در حرکت خودجوش برای اینکه همگان از تماشای مناظر کوهستانی لذت ببرند، زباله‌های آن را جمع می‌کنند. چه به صورت گروهی و چه انفرادی. برای همین اگر در کوه به افرادی که از کنارت می‌گذرند نگاه کنی، در دست خیلی‌هایشان که طبیعت را بیشتر از سایرین دوست دارند، کیسه‌ای پلاستیکی می‌بینی که پر از زباله است. این دوستداران کوه می‌خواهند جلوی یکی دیگر از عوامل تخریب کوه را بگیرند. این افراد در روزهای مرتبط با کوه مثل روز هوای پاک یا روز بیستم آذر (۱۱ دسامبر) که در پنجاه و هفتمین جلسه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ژانویه ۲۰۰۳ «روز جهانی کوهستان» نامگذاری شد، بیشتر هم دیده می‌شوند.

از آرامگاه بی‌بی‌ تا توچال

اطراف شهر پردود و دممان آنقدر کوه هست که اگر لحظه‌ای اراده‌ کنی به هر کدام که بخواهی می‌روی. آزادکوه، بی‌بی‌شهربانو، خلتو، شاه البرز، پهنه حصار، کلک‌چال، کوه توچال، سه‌پایه و کوه لوارک، دوبرار، قلعه گردن، میشینه مرگ، حالا چه به ارتفاع ۴ هزار و ۳۷۵ متری خلتو و آزادکوه که بعد از دماوند دومین و اولین قله‌های البرز مرکزی‌اند، بروی و چه ارتفاع ۳ هزار و ۳۷۵ متری پهنه حصار را در شمال غرب که با رود زیبایش که آبشار سنگان را می‌سازد و به رود کن می‌ریزد را بپیمایی شگفتی طبیعت مستت می‌کند.

سه‌پایه، مرتفع‌ترین کوه شرق تهران هم با آن ۳هزار و ۲۰۰ متر ارتفاعش که سرچشمه رودخانه سرخه حصار است، همان لطافتی را دارد که لوارک با ۳ هزار و ۵۶۰ متر ارتفاع در رشته کوه توچال، ۳هزار و ۹۶۲ متری و چه شهربانو در جنوب شرقی تهران در دامنه‌های کوه ری که آرامگاه دختر یزدگرد سوم و همسر امام حسین(ع) در بقعه مینایی‌اش است.

هیجان سفر با تله‌کابین

حالا اگر دلت خواست به ارتفاع توچال بروی می‌توانی از شرق به غرب در پناهگاه‌های کلک‌چال، شروین، شیرپلا، ایستگاه پنجم تله‌کابین، اسپیدکمر و پلنگ‌چال اقامت کنی. هرچند که معروف‌ترین راه رسیدن به توچال از مسیر: دربند، شیرپلا و سپس سیاه‌پلنگ است، اما به توچال که رفتی معمولاً باید اسباب اقامت همراهت باشد، مثل غذا، فلاسک، پتوی سفری و... اما هنگام برگشت می‌توانی از ایستگاه هفتم سوار تله‌کابین شوی و راحت پایین بیایی.
هم هیجان سفرت بیشتر می‌شود و هم سوار یکی از طولانی‌ترین تله‌کابین‌های پیوسته دنیا شده‌ای که ۷ هزار و ۵۰۰ متر طول دارد و نباید فراموش کرد که در اینجا می‌توان معضلات و مشکلات شهری را حتی برای ساعتی فراموش کرد و تجدید قوا برای یک هفته یا یک ماه آینده نمود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار