
قریب به یک سال پیش هنگامی که نه از سیدی انحرافی موسوم به «ظهور بسیار نزدیک است» خبری بود، نه وزیر اطلاعات عزل شده بود، نه رئیسجمهور برای قهر 11 روزه، خود را خانهنشین کرده بود و نه فرد رمال مرتبط با جریان انحرافی دستگیر شده بود، لیدر این جریان در اظهارنظری گفته بود: «خواهید دید بخشی از اصولگرایان تا یک سال آینده به تکفیر ما نیز مبادرت خواهند کرد.»
این اظهارنظر بدیع اگرچه با واکنشهایی از سوی منتقدان دلسوز دولت خدمتگزار مواجه شده و از آن به عنوان پوست خربزه زیر پای رئیسجمهور تعبیر کردند، لکن جریانات اصولگرا که وظیفه داشتند مسائل فرعی را (برخلاف خواست جریان انحرافی دولت) به مسائل اصلی کشور تبدیل نکنند، همچنان روحیه خدمتگزاری دولت و در رأس آن دکتر احمدی نژاد را ارج نهادند و در سالی که به سال همت مضاعف و کار مضاعف مزین بود، نگذاشتند هیچ عامل انحرافی به این سیاست کلی نظام خدشه وارد سازد.
آن روزها البته در سطح نخبگان جامعه این پرسش بارها تکرار شد و البته بی پاسخ که مگر جریان انحرافی قرار است چه اقداماتی انجام بدهد که مورد تکفیر قرار میگیرد. گذشت زمان و واقعیات آشکار پس از آن روشن ساخت که طرح مباحث جنجالبرانگیز از سوی لیدر جریان انحرافی مانند قرار دادن ایرانیت در مقابل اسلامیت تحت عنوان مکتب ایرانی که متأسفانه با تأیید و حمایت رئیس دولت نیز همراه بود، تنها یکی از دهها شبههای بود که مطرح شد و علاوه بر علما، روحانیون و مجلسیان حتی با واکنش برخی اعضای دولت نیز مواجه شد که صدالبته خیلی زود به تیغ کین لیدر جریان انحرافی حذف شدند. درکنار این انتقادات ریز و درشت، رئیسجمهور همچنان به حمایت از مواضع جریان رخنه کرده در دولت ادامه داد و حتی فراتر از آن مدعی شد: باند ثروت و قدرت به دنبال تخریب من (رئیسجمهور) هستند، برای همین از... شروع کردند. او علما را تلویحاً متهم کرد که از سوی کسانی مدیریت میشوند و اخبار نادرست به آنها میدهند. پس از عزل نامتعارف وزیر امور خارجه در مأموریت دیپلماتیک، داستان عزل غیرمنتظره وزیر اطلاعات به اعتقاد بسیاری از کارشناسان و آگاهان سیاسی نقطه اوج تقابل جریان انحرافی با مخالفان خود در درون و بیرون دولت بود. داستان از آنجا آغاز شد که وزیر اطلاعات یکی از معاونان خود را که گفته میشود عامل نفوذی و از ارادتمندان لیدر جریان انحرافی بود، عزل کرد و بعداز ظهر همان روز بدون هیچ مقدمهای وزیر نیز عزل شد. اگرچه آن روزها تیم رسانهای جریان انحرافی به گونهای خبر را مخابره کرد که گویی وزیر اطلاعات تقاضای استعفا کرده و رئیسجمهور نیز با درخواست وی موافقت کرده است (ادعایی که هرگز واقعیت نداشت و تنها یک جعل خبر بود) اما واقعیت همان بود که گفته شد و حوادث بعدی این ادعا را به اثبات رساند. آنچه که نمیتوان از نظر دور داشت، این است که جریان نفوذی در درون دولت از مدتها قبل با اهداف انتخاباتی سیاستگذاریهای فراوانی در عرصههای مختلف تدارک دیده است، از این رو برداشتن موانع احتمالی در مجموعه دولت در کنار برخی اظهارنظرهای ملیگرایانه برای تست افکار عمومی از قدمهای اولیه این جریان بود که بارها آزموده شد.
آنگونه که حجتالاسلام سید عباس نبوی، کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرده است، جریان انحرافی برای شهرآشوبی در درون وزارت اطلاعات برای انتخابات آینده برنامهها تدارک دیده بود که با هوشیاری وزیر خنثی شد. لکن آنچه که شاید آنها در ارزیابیهای خود پیشبینی نکرده بودند، ورود مقام معظم رهبری به این مسأله بود، مسالهای که رهبر معظم انقلاب از آن به عنوان «غفلت دولت از یک مصلحت بزرگتر» یاد کردند.
درباره غیبت 11 روزه و قهرگونه رئیسجمهور گفتنیهای فراوانی است که خود نیازمند یک تحلیل جداگانه است، اما آنچه در این نوشته مورد توجه است حضور سایه به سایه لیدر جریان انحرافی و یار گرمابه و گلستان او در کنار آقای رئیسجمهور بود. این درحالی بود که همین جریان بسیاری از دلسوزان دولت را در حاشیه قرار داده و با ارائه تفسیرهای مغرضانه از اوضاع، مانع دیدار شخصیتهای اصولگرا با رئیسجمهور میشدند. البته با تمام این رفتارهای به دور از قاعده و تنش زا تاکنون هیچ اصولگرایی جریان انحرافی را تکفیر نکرده و تنها به افشاگری و روشنگری حول این جریان پرداختهاند. جز اینکه خطیب نماز جمعه تهران اظهارات لیدرجریان انحرافی را «ملیگرایی شرکآلود» توصیف کرد. آنچه که حائز اهمیت است اینکه مجموعه مواضع و رفتارهای اصولگرایان نشان میدهد آنها تاکنون تلاش کردهاند حوادث و اتفاقات درون دولت را به حساب شخص رئیسجمهور نگذارند و حساب او را از جریان انحرافی جدا کنند، اما آیا این خوشبینیها و حسن نیت اصولگرایان به رئیس دولت حد یقفی ندارد؟ و آیا آنها همچنان حمایت از وی را به هر قیمتی دنبال خواهند کرد؟ بدیهی است که پاسخ به این سؤال چندان دشوار نیست، چرا که اکنون نوبت رئیسجمهور است که با رفتار و گفتار خود، ضمن زدودن حواشی و طرد جریانات انحرافی به حسن ظن دلسوزان انقلاب پاسخ در خور بدهد. البته آنگونه که یکی از نیروهای اصولگرا به درستی اشاره کرده، نیاز به انتخابی از سر اعتقاد و تدبیر دارد و لازمه آن شکستن حباب توهم است؛ که امید میرود به همت ریاست محترم جمهوری این مهم حاصل شود و به زودی شاهد تقویت خدمتگزاری دولت و اضمحلال جریان انحرافی باشیم.