
نیکلا سارکوزی، رئیس جمهور فرانسه در حالی چهارمین سال حضور در کاخ الیزه را سپری میکند که همچنان در رؤیاها و توهمات قدیمی خود قرار دارد. بررسی کارنامه سارکوزی نشان میدهد که وی تلاش داشته تا خود را ناجی و نجات دهنده فرانسه معرفی کند که میتواند به ارتقای جایگاه جهانی آن بپردازد با این توهم نیز وی طرحهای بسیاری را اجرا کرده است.
محور اولیه اقدامات وی را تحرکات سیاسی تشکیل میداد. وی با چرخش به سمت امریکا و صهیونیستها از یک سو به دنبال کسب مجوز بازیگری در معادلات منطقهای و جهانی بوده و از سوی دیگر با فعال شدن در حوزه دیپلماسی و سفرهای متعدد به دنبال این هدف بوده است. تحرکات وی در حوزه اتحادیه اروپا و نیز ایفای نقش به عنوان میانجی میان کشورها نظیر اقدامات وی در جنگ اوستیای جنوبی میان گرجستان و روسیه در این چارچوب بوده است. چالشهای درونی و عدم اعتماد جهانی به فرانسه تا حدود زیادی این اهداف را ناکام گذاشت به گونهای که بسیاری از شکست دیپلماسی سارکوزی سخن به میان آوردهاند.
مرحله بعدی سیاستهای سارکوزی را ورود به صحنه اقتصادی تشکیل میداد. در حالی که فرانسه با بحران گسترده اقتصادی مواجه شده سارکوزی به دنبال رؤیاهای اقتصادی در جهان است. ارائه طرحهای متعدد برای به اصطلاح نجات اروپا از بحران اقتصادی، رایزنی و رویکرد به کشورهای اقتصادی جهان نظیر چین، هند، ژاپن، برزیل و... از جمله این اقدامات بوده است. وی همچنین به دنبال تأسیس اتحادیه مدیترانهای با حضور اعراب، افریقا و اروپا بود که ناکام ماند. سارکوزی از اوایل سال 2011 با برعهده گرفتن ریاست بر گروه 20 و گروه 8 فعالیتهای گستردهتری را در این حوزه انجام داد. وی سعی کرده تا خود را مرد اول اقتصاد جهان معرفی کند.
به رغم اقدامات گسترده سارکوزی در این حوزه نیز نتوانست چندان موفقیتی داشته باشد چنانکه شرایط اقتصاد داخلی فرانسه نیز همچنان در مسیر سقوط قرار گرفته است.
سارکوزی که از ابتدا توهم ناپلئون جدید فرانسه را در سر داشت، سرانجام مانند وی سیاست نظامیگری را محور سیاستهای خود قرار داد تا شاید بتواند در این حوزه به موفقیتهایی دست یابد.
کارنامه سارکوزی نشان میدهد که وی در سه جبهه همزمان در حال جنگ است. اولاً فرانسه بر ادامه حضور در افغانستان تأکید و خواستار حضور بلندمدت در این کشور است هرچند که در این راه هزینههای مالی و انسانی بسیاری پرداخته است. ثانیاً فرانسه با نام ناتو جنگ لیبی را آغاز کرد. هرچند که پاریس ادعا میکند که به دنبال اجرای قطعنامه 1973 و حمایت از بشریت است، اما بسیاری این حضور را ادامه رؤیاهای نظامی سارکوزی میدانند که در سایه ناتو در حال انجام است. فرانسه و انگلیس از پیروان افزایش دامنه جنگ و حتی حضور نظامی در داخل لیبی هستند.
ثالثاً جنگ انحصاری سارکوزی را میتوان در ساحل عاج جست و جو کرد. در شرایطی که از آذرماه 1389 به دلیل عدم عقبنشینی «گباگبو» و «واتارا» مدعیان پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری، فضایی ناآرام بر ساحل عاج حاکم شده بود، ناگهان فرانسه با نام سازمان ملل جنگی تمام عیار را در ساحل عاج به راه انداخته و با بازداشت «گباگبو» به نحوی تلاش کرد تا خود را ناجی صلح در ساحل عاج و جهان معرفی کند. این اقدام در حالی صورت گرفت که تنها بازیگر این صحنه فرانسه بوده است، امری که نشانهای بر تلاش فرانسه برای حضور فعالتر نظامی در افریقا در آینده دارد.
به هر تقدیر کارنامه سارکوزی نشان میدهد که وی در یکسال پایانی ریاست جمهوری خود تلاش میکند تا از خود چهرههای فاتح و موفق به نمایش گذارد که توان تأمین خواستههای مردمی در عرصه جهانی را داراست. البته وی که در حوزه سیاسی و اقتصادی ناکام بوده، به دنبال استفاده از ابزارهای نظامی است که حضور در سه جنگ همزمان و احتمالاً آغاز جنگهای جدید در حوزه افریقا نمودی از این رویکرد است. البته چالشهای اقتصادی، بیاعتمادی مردمی و جهانی، حضور بازیگران قدرتمند در جهان و... موانعی برای تحقق اهداف نظامی سارکوزی هستند چنانکه وی در حوزه اقتصادی و سیاسی نیز نتوانست چندان دستاوردی داشته باشد و با ناکامی وادار به برکنار شدن طرحهای بلندپروازانه خود شد چنانکه طرح اتحادیه مدیترانهای وی با گذشت چند ماه ناکام ماند و به دست فراموشی سپرده شد.